تبليغاتX
میرا



دیشب خواب دیدم دوباره ۵ ساله شده ام و تب دارم و پدر نیست . درست مثل ۵ سالگی که تب کرده بودم و پدر نبود . دیشب دوباره ۵ ساله ایی بودم که پدر داشت می جنگید و مادردر کابوس از دست دادن فرزند پرپر می زد و ... پدر نبود .
نسل من در ۶ و ۷ سالگیش بسیار دیده،نبود پدر را و بسیار بوده اند آنان که دیگر هرگز پدر ندیدند . غول جنگ پدرهای زیادی را بلعید .پدر من بازگشت وبسیاری هر گز بازنگشتند اما کابوس شبهای تنهایی برای همه ما برای همه آن کودکان ۵ و ۶ ساله باقی ماند.
من حالا از تکرار یک کابوس بیهوده برای نسلی تازه می ترسم . می ترسم یک بار دیگر نقاشی های کودکان این سرزمین پرشود از توپ و تانک و هلی کوپترهایی که می آمدند ببرند بهترین فرزندان میهن  را . هرگزاسلایدهای کلاسهای هنر در دنیای کودکان را از یاد نخواهم برد . اسلایدهای نقاشی های کودکان سالهای جنگ که پر بود از رنگهای بنفش وقهوایی و زرد و سرخ و بیشتر از آن عروسکهای بر خاک خفته و آن همه ابزار آلات جنگ که نمی دانم در نقاشی کودک ۵ ساله چه می کرد و من باور ندارم آن کودک ۵ ساله هرگز زخمهای روح و روانش درمان شده باشد ، که آن تصاویر بی پروا و بی پرده نشان می داد آنچه گذشته است بر روح عریان آن کودک ۵ ساله و حالا نمی دانم نامش کدام بود رضا بود،علی بود آرمین بود،محسن، ماهان، سینا،اشکان و یا شاید مریم بود یا آیدا، شیوا، پروانه، مارال و شاید همه این کودکان بودند که ... .
حالا من از تکرار بیهوده آنچه آمده بر سر عراق و افغانستان می ترسم . عدم امنیتی که نمی دانی کجا و کی ماشینی بمب گذاری آوار می شود بر سرت . تکرار بیهوده اشتباهی که گریبان گیر ملتهای بسیار شده .
و چه اندیشه باطلی است مقایسه دفاعی که شد از خاک سرزمین در مقابل حجوم بیگانه با آنچه روی خواهد داد . این بار دیگر دفاعی در کار نیست و در محضر تاریخ همه مقصر خواهیم بود چه جنگ افروزان و چه آنان که کبریت این آتش را فراهم ساختند و چه آنان که سکوت کردند، اینبار همه به یک اندازه مقصریم .

پیام آوران جنگ از یاد برده اند که هنوز خرمشهر و آبادان و مناطق جنوب از آب آشامیدنی سالم محرومند هنوز ویرانی های آن دفاع ۸ ساله ترمیم نشده وروح و روان زخم خورده نسل بازمانده از آن جدال پر از آشوب است و نباید بر آتشی دمید که این بار به یکباره هر چه داشته و نداشته ایم بر باد می دهد .
اگر دیروز ماجراجویی و زیاده خواهی یک دیوانه دو کشور را به ورطه هولناک جنگ انداخت،اگر دیروز ما برای آنکه مدافع سرزمین خود بودیم محق هم بودیم اما امروز ماجراجویان جنگ افروز بدانند که در پیشگاه محضر تاریخ و ملت ایران سرشکسته خواهند بودند و مغموم چرا که برای ارضای خودخواهی های خود ملتی را تا ورطه نابودی و جنگ و نیستی هل می دهند .آنچه روی می دهد و خواهد داد تا جایی در کنترل ماست و باید تازمانی که قادر به کنترل هستیم در مقابل سیل حوادث عاقلانه عمل کنیم چرا که اگر این سیل به راه بیافتد دیگر هیچ سدی نمی تواند یاریمان دهد.
| میرا | 23:8جمعه 30 شهریور1386 | |
هو
شعاری برای زیستن
حرمت اعتبار خود را
هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران
مشکن
که ما هر یک یگانه ایم
موجودی بی نظیر و بی تشابه
و آرمانهای خویش را
به مقیاس معیارهای دیگران
بنیاد مکن
تنها تو می دانی که « بهترین » در زندگانیت
چگونه معنا می شود
از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است
آسان مگذر
بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که
در زندگی خویش
که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را
از دست می دهد
با دم زدن در هوای گذشته
و نگرانی فرداهای نیامده
زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد
و آسان هدر شود
هر روز، همان روز را زندگی کن
و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته
و هر گز امید از کف مده
آنگاه که چیز دیگری
برای دادن در کف داری
همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد
که قدمهای تو باز می ایستد
و هراسی به خود را مده
از پذیرفتن این حقیقت که
هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد
تنها پیوند میان ما
خط نازک همین فاصله است
برخیز و بی هراس خطر کن
در هر فرصتی بیاویز
«و هم بدینسان است که به مفهوم « شجاعت
دست خواهی یافت
آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که
هر چه بیشتر ارزانی داری
سرشارتر شود
و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری
آسان تر از کف رود
پروازش ده تا که پایدار بماند
رؤیاهایت را فرومگذار
که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد
از روزهایت شتابان گذر مکن
که در التهاب این شتاب
نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش
که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی
زندگی مسابقه نیست
زندگی یک سفر است
و تو آن مسافری باش
که در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاریست

پی نوشت : سیاوش عزیز از من دعوت کرده بود برای بازی بهترین های وبلاگ. بهترین متنی که در وبلاگ بوده و تا کنون داشته ام و من هر چقدر سر خوردم در وبلاگهایم بهترین مطلبی ندیدم پس بازی را اندکی تغییر دادم . شعر بالا را "اسماعیل صحابه "،دوست گرامی و بزرگواری ،برای پست قبلی من گذاشته بود و در روزهایی که لحظه هایم در سراب واژه دست و پا می زد برایم چنان آب بود در سرابی محض و من این متن رو به عنوان نه بهترین متن خودم که به عنوان بهترین متنی که تا کنون در وبلاگم بوده می گذارم به عنوان بهترین . سیاوش عزیز ببخشید اگر دیر شد . و من باید به رسم دعوت کنم از وبلاگهایی برای بودن با ما در این بازی و من دعوت می کنم از وبلاگهای جمهور ، پرگاس ، بی بی مهتاب  ، زندان ایران ، آفتابگردان عاشق  ،تاریکخانه ، یادداشت های خبرنگار خود خوانده  ،  مسافر  .

پی نوشت : دلم بازی تازه ایی می خواهد بازی که در آن هیچ دانشجو، روزنامه نگار و فعال حقوق بشری در بند نباشد . من روزهایم را به انتظار این بازی می گذرانم.
| میرا | 4:38جمعه 30 شهریور1386 | |
این روزها عجیب واژه هایم خالی شده اند وتهی . این روزها ذهنم خالی شده و تو سری خورده انگار که از ازل در تکرار مداوم بوده .آنچه هم هست هذیانهای منی است که دیگر حتی در من بودنش هم شک دارم . هذیانهای منی هستند که واژ هایش را گم کرده.
این روزها عجیب واژه هایم خاک بر سر شده اند .گویا در پستوی هزار توی کلمات و واژه ها کسی تمامی تصاویرم را پیش از آنکه بگویم می دزد .

این روزها حتی وبلاگستان هم به خوابی رفته که در آن درد را می بینی و حس می کنی . دردی که شاید دیگر در واژه ها نمی گنجد و در این زمانه بی واژه دنیا دارد همچنان بر همان مداری می گردد که پیش از این نیز می گشته .

هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت بازداشت شده تا بازداشت قابل پیامی باشد برای مشارکت . هنوز هم در تکرار مداوم دقایق سهیل آصفی در زندان است و دلارا دارابی زیر حکم اعدام . هنوز زن بودن یعنی مجرم بودن و هنوز  سه دانشجوی پلی تکنیک در بند هستند و هنوز هم البرادعی به اروپا اعتراض می کند و هنوز هم روزنامه ها باید بدانند چه بنویسند و چه ننویسند . هنوز هم سازمان دیده بان حقوق بشر راه و بی راه بیاینه می دهد . هنوز هم ... .
در این بازار آشفته وبی رونق که سنتوری پی مجوز اکرانش می دود محسن نامجو باز می گردد به ایران تا مجوز کنسرتش را بدهند به دستانش و سروش صحت باید خجالت بکشد برای همه کرده ها و نکرده هایش .

در این بازی تلخ این روزها دیگر واژه ها نمی توانند حجم اندوه را هجی کنند و من هم ناتوان از یافت دوباره خودم اسیر شده ام در دقایقی که دیگر تکرارشان را نمی خواهم و واژه هایم خاک بر سر شده اند. من گیر کرده ام میان هجای الف و ب ، و انگار تمام ضربان کیبرد دارد روحم را هم می خراشد .
این شده که این روزها من واژه هایم نه باران هستند،نه باد ... . این روزها من هستم و سکوتی که دیگر نمی دانم آزارم می دهد یا نمی دهد.
گاهی سفر معجزه می کند و واژه ها بی تاب سفرند .باید بروم،بروم سفری تا انتهای هستی تا انتهای خودم،برای کشف دوباره خودم.برای کشف همه تردید هایم و ناتوانی هایم . مکاشفه ایی در انتهای هستی سیالی که حالا در این زمانه تنگ و ترش یخ زده.بروم و انگار کنم که سفر معجزه می کند در انتهای درک آلوده زمین .

پی نوشت : آن شب دوست داشتنی و خستگی و یخچال خالی و نان و ماستی که سهیم شدیم و حالا من بی تاب همان نان هستم .

پی نوشت : دوستان!!! گرامی ناسزا ها و دشنامهایتان تآثیری نخواهد داشت بر نظر من برای شرکت در انتخابات و حضور حتمی پای صندوق های رآی . ناسزاهایتان را ببرید جایی که تآثیری بگذارد . بار دیگر باید هرچه رفته از کف به کف آوریم و اولین گام حضور در انتخابات است. 

پی نوشت به تاریخ ۲۶ شهریور ۸۶: آیدا نازنین تولدت رو صمیمانه بهت تبریک میگم وبرای تو نازنین آرزوی بهترین های دنیا را دارم .آیدا عزیز ما دنیای بهتری از راه خواهد رسید دنیای که تو هر روز در آن نگران یکی از ما نباشی . آیدا نازنین ما دنیای بهتری خواهد رسید دنیای که در آن این دلشوره های مداوم تمام می شود . آیدا نازنین ما دنیای بهتری می رسد دنیایی که در پشت دیوارهای بلند اوین خاطرات مشترکمان را رج نزنیم و سر برشانه هم گریه نکنیم . آیدا نازنین ما تولدت مبارک .
| میرا | 2:53شنبه 24 شهریور1386 | |



دلارا دارابی برای بار دوم محکوم به اعدام شد.دل آرا ،دختري كه متهم به قتل زنی 65 ساله‌ است، به اعدام محکوم شد . رييس شعبه 107 دادگاه ويژه اطفال رشت پس از دو جلسه محاكمه دل آرا را براي دومين بار به قصاص محكوم كرد .
دلارا دارابی، دختر ۲۰ ساله نقاشی است که هم اکنون در شمال کشور در انتظار اجرای حکم اعدام خود به سر میبرد. وی به اتهام قتل یکی از خویشاوندان خود ابتدا در شعبه ۱۰۷ دادگاه ويژه اطفال رشت  و با تائيد شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شده است. و بار دوم نیز در تیرماه سال ۸۶ این حکم تآیید شد و هم اکنون ثانیه شمار ساعت برای دلارا دارابی شمارش معکوس را آغاز کرده است .

حکم اعدام برای دلارا در حالی اعلام شده است که سازمان عفو بین الملل از مسئولین ایرانی می خواهد که سریعا اقداماتی را در جهت پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ برای کودکان مجرم انجام دهند. طبق گزارش های رسیده در دو مورد جدید، کودکان مجرم – افرادی که هنگام انجام جرم کمتر از 18 سال داشته اند- توسط دادگاه های ایران به مرگ محکوم شده اند. و این بر خلاف تعهدات ایران در مورد اجرای قانون حقوق بشر بین الملل است . در مورد دیگر سینا پایمرد با تلاشهای گسترده مردمی و همراهی فعالین حقوق بشر و با پرداخت دیه ۱۵۰ میلیون تومانی از حکم اعدام نجات یافت و اکنون نگرانی ها دیگر بار برای دلارا دارابی افزایش یافته است .

دلارا دارابی در مراحل بازپرسی تنها یک بار به قتل اعتراف کرد و آن یک بار نیز به خاطر دوست ۲۰ ساله اش امیر حسین بود که بااین وعده که" زیر ۱۸ سال دارد و اعدام نمی شود " قبول کرد به قتل اعتراف کند و سپس بارها و بارها اقرار خود را پس گرفت و اتهام قتل را نپذیرفت .از سویی با توجه به نظریه پزشکی قانونی مبنی بر راست دست بودن قاتل و چپ دست بودن دلارا می توان حکم را اشتباه دانست.

دلارا از ۲۸ مهر لغایت ۴ آبان سال ۱۳۸۵ نیز نمایشگاه نقاشی  را در گالری گلستان داشت . نمایشگاهی از نقاشی های که وی ظرف سه سال گذشته در زندان آنها را کشیده است .نقاشی های دلارا را می توان سرشار دانست از فشارهای روحی و جسمی که در این سه سال به وی وارد شده است . حسی از پوچ گرایی و نیهلیستی را می توان در آثار وی دید .
دلارا دارابی صرف نظر از گناه یا بیگناهیش در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته و بر اساس تمامی معیارهای انسانی و جهانی کودک محسوب می شده است و اعدام وی نیز نقض آشکارتعهدنامه ی مربوط به حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و کنوانسیون حقوق کودک (CRC) است .

برای نجات دلارا از حکم اعدام و برای تکرار نشدن خاطره قرار گرفتن پشت درب های اوین ،شاید باید پیش از آنکه بسیار دیر شود به این حکم اعتراض کرد . اعتراضی هر چند کوچک و فراموش نکنیم که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود .

پی نوشت : طرح بالا یکی از آثار دلارا دارابی است که در زندان کشیده است.

پی نوشت :"زندانی رنگ ها" لقبی است که فعالین حقوق بشر به دلارا دختر نقاش زندانی داده اند .

پی نوشت : دکتر کیوان انصاری به بند ۸ زندان اوین بند مرجرمان خطرناک منتقل شده است . آیا باز هم نباید باور کرد جان وی در خطر است ؟؟

پی نوشت : محمدرضا  گرامی به شما و فرناز نازنین این پیوند فرخنده رو از صمیم قلب تبریک میگم و برای شما یک دنیا آرزوی خوشبختی می کنم . بوی خاک  عزیز هم به قول خودش به جمع مرغها پیوست و در این قحطی خبرهای خوب و شادیهای ماندگار برایمان شادی آفرید .
| میرا | 0:30یکشنبه 11 شهریور1386 | |
در آستانه آغاز سال جدید تحصیلی در دانشگاهها و مراکز آموزشی بااخراج سه استاد دانشگاه تهران و یک استاد دانشگاه علامه طباطبایی دولت بار دیگر وجه انتقاد ناپذیر خود را نشان داد.

دکتر حسین بشریه، دکتر سعید شاهنده، دکتر هادی سمتی از دانشگاه تهران و دکتر میرجلال‌الدین کزازی از اسادتید بنام علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی چهار استادی بودند که در آستانه سال جدید تحصیلی مشمول مهرورزی قرار گرفتند و آنچه مبرهن است منتقد بودن هر چهار استاد نامبرده به سیاست های دولت بوده است .
برکناری یا بازنشستگی پیش از موعد اساتید منتقد دولت، که از چندی پیش آغاز شد،‌ با اخراج این افراد از دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی ادامه یافته است و به نظر می‌رسد که تعدادی دیگر از اساتید منتقد دولت نهم نیز، در آستانه برکناری هستند. این اخراجها در حالی اتفاق افتاده است که روزنامه دولتی ایران خبر از استخدام ۵۴۰۰ مدرس جدیدی برای دانشگاه ها خبر داده بود و عمید زنجانی نخستین روحانی مسلط شده بر سیاسی ترین دانشگاه کشور نشان داده بود که به یک انقلاب فرهنگی جدید چه در سطح دانشجو و چه در سطوح کادرآموزشی اعتقاد دارد و اینهمه در حالی در حال وقوع است که «علی عباسپور» رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز از اخراج اساتید اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. علی عباسپور که پیش از این نیز با این اخراج ها مخالفت کرده بود بار دیگر اعلام کرده که به این مورد رسیدگی خواهد کرد .
رئیس دانشگاه تربیت مدرس نیز در دو ترم تحصیلی گذشته تعدادی از روسای دانشكده‌ها، مسئولان گروه های آموزشی و استادان خوش سابقه و محبوب دانشكده‌های مختلف را بركنار و یا تصفیه كرد. از جمله این موارد اخراج محسن كدیور از دانشكده فلسفه دانشگاه تربیت مدرس بود كه پس از برخوردهای چند مرحله‌ای اولیه، از جمله كنار گذارده شدن از مسئولیت دانشكده، گروه علمی و… صورت گرفت. با اساتید اصلاح‌طلب و دگراندیش دیگری چون مسعود غفاری، هاشم آقاجری، حاتم قادری، سعید حجاریان و…طی سال تحصیلی گذشته برخورد حذفی صورت گرفته است. و باز هم در تمامی موارد کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس قول پیگیری داده است و آنچه تا اینجا روی نداده پیگیری می باشد .

آنچه واضح است موج جدیدی از اخراجها و تصفیه دانشجویان و اساتید است که از ابتدای آغاز فعالیت دولت جدید دیده شده است .سناریویی که با جنجالهای فرشته کچل کلید خورد و با اخراج دکتر زرین کلک پیش تولیدش آغاز شد و اکنون دارد مراحل میانی را به سرعت طی می کند.

دکتر ملکی نخستین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب نیز در باب همین اخراجها گفته: «اینها پس از انقلاب فرهنگی‌شان، دانشگاه تربیت مدرس را درست کردند. بعد به عده‌ای پول و بورس دادند و آنها را به نقاط مختلف دنیا فرستادند تا آماده شده و جانشین اساتید قدیمی شوند. منظور این‌ است که تمام کسانی را که نقد به حکومت دارند یا جسارت نقد حاکمیت را دارند، کنار گذاشته و افراد مطیع خود را بیاورند. چند وقت پیش وزیر علوم گفت ما باید دانشگاه را بسیجی کنیم. اما تجربه نشان داده که هرقدر فردی که وارد دانشگاه می‌شود وابسته به حکومت باشد، به دلیل روحیه دانشجویان و جو انتقادی دانشگاه تحت تاثیر قرار می‌گیرد و به تدریج از وابستگی قبلی خود به حکومت فاصله می‌گیرد.»

با این آغاز سال تحصیلی جدید،باید منتظر محرومیتهای گسترده و تعلیق های دانشجویان و همچنین اخراج دانشجویان از دانشگاهها که روند کندی یافته بود را دوباره با سرعت بیشتر شاهد باشیم موج گسترده ایی که با اخراج دائم پیمان عارف دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران وارد فاز تازه ایی شده  و اینهمه در حالی است که سه دانشجوی پلی تکنیک احمد قصابان،احسان منصوری و مجید توکلی از اردیبهشت ماه در انفرادی هستند و دادستان کل استان تهران نیز تلویحآ به امکان شکنجه آنان اشاره می کند.

شاید این فشارها کمترین نشانه ها باشند برای اینکه نشان دهند جناح حاکم نه فقط تحمل استاد و دانشجو منتقد که اینبار و حالا اصلآ تحمل دانشگاه را ندارد .

*برگرفته از قسمتی از سخنان دکتر محمد ملکی در باب اخراجها .

پی نوشت : این روزها روزهایی که در آن سخت می توان نوشت .تمرکز کار سختی شده و نوشتن سخت تر .

پی نوشت : مطلب عطیه نازنین را بخوانید از يو سي ال اي تا پلي تكنيك ، از كاليفرنيا تا تهران ... .
| میرا | 15:7شنبه 3 شهریور1386 | |

درباره من

من گم شده ام
میان این همه شکل و فرم و تصویر
اسیر شده ام
میان این همه رنگ و رنگ و رنگ
و هنوز ریشه دارم میان دامنه های سرگردانی

نوشته های پیشین

  • تیر 1387
  • خرداد 1387
  • اردیبهشت 1387
  • فروردین 1387
  • اسفند 1386
  • بهمن 1386
  • دی 1386
  • آذر 1386
  • آبان 1386
  • مهر 1386
  • شهریور 1386
  • مرداد 1386
  • تیر 1386
  • آرشیو موضوعی

  • جامعه
  • شخصی
  • سیاست
  • زنان
  • حقوق بشر
  • هنرو فرهنگ
  • اقتصاد
  • دوستان

  • میرا
  • جمهور
  • توکای مقدس
  • حمیدرضا سلیمانی
  • یک لحظه تنهایی
  • مسیح
  • دل نوشت
  • زندان ایران
  • بهزاد باشو
  • راز نو
  • دفتر بی مخاطب
  • کسوف
  • امشاسپندان
  • تجربه های زنانه
  • وارش
  • بی بی مهتاب
  • زن نوشت
  • مسافر
  • هنوز
  • بوی خاک
  • گرگ صابونی
  • پرشین کارتون
  • کافه گودو
  • پرنده خارزار
  • روزمزگی ها
  • گفتنی ها
  • ته دیگ گفتنی ها
  • گلنسا
  • صوراسرافیل
  • عبور از راه بی نقشه
  • ققنوس
  • یار دبستانی من
  • غورباقه باز
  • پرگاس
  • تبعیدی عصبانی
  • برونکا
  • خوابگرد
  • نوای نی
  • زنده باد آزادی
  • کتابلاگ
  • قمارعاشقانه
  • نگاه بی حجاب
  • پیهن
  • آن زن
  • نیروانا
  • کلید
  • آفتابگردان عاشق
  • نگاتیو
  • حقوق بشر و فردگرایی
  • بانو وسگ ملوس
  • بدون سانسور
  • نت هشتم
  • همیشه خالی
  • نسرین
  • فصل زن
  • آش ایرونی
  • امیرهادی انواری
  • عمواروند
  • یک لیبرال دمکرات
  • به تماشای آبهای سپید
  • بند 209
  • عسل نگاشت
  • مشقهای من
  • وسوسه ایی به نام بودن
  • آزاد بهین
  • زندونی
  • گفت و گوی اصلاحی
  • اسرار نهان
  • روزنگاشت
  • جیغ و داد نو
  • یاس و داس
  • فریاد زنان
  • طبقه دوازدهم
  • ارکیده
  • هم واژه آزاد
  • صفحه سیزده
  • نصورنقی پور
  • خانوم
  • فوتو یاس
  • رها در باد
  • دل نوشته های یک روزنامه نگار
  • یادداشتهای یک خبرنگار خود خوانده
  • اتوبوس آبی
  • نوشته
  • تاریکخونه
  • آفتاب از نگاه تو میروید
  • حذفیات
  • اندیشه و احساس
  • خبرنگاران صلح
  • حضرت خضر
  • یادداشت های دکتر نعمت احمدی
  • تریبون آزاد
  • ما همه خوبیم
  • شنگرف
  • از هر دری سخنی
  • هزارو یک شب
  • یه شب مهتاب
  • قرمه سبزی
  • عمو اروند
  • ته نشین
  • ملی مذهبی
  • پوتین
  • ناگفته های انقلاب 57
  • فاژ
  • اوهام
  • دلریخته
  • باد صبا
  • فردا
  • آگراندیسمان
  • نوشته های شخصی سعید نورمحمدی
  • پی نوشت
  • زخم کهنه
  • شب غوک
  • لینکها

  • روزنامه هم میهن
  • سایت خبری نوروز
  • خبرگذاری مهر
  • خبرگذاری روزنا
  • کمیته گزارشگران حقوق بشر
  • زنستان
  • تغییر برای برابری
  • کانون زنان ایران
  • میدان
  • انجمن مدافعین جامعه مدنی
  • کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
  • ایران امسال
  • خبرنامه امیرکبیر
  • سازمان دیده بان حقوق بشر
  • سازمان عفو بین الملل
  • سازمان جهانی منع شکنجه
  • خبرنت
  • لوگو


    میرا

    پاورقی


    طراح:مهدی محسنی

    POWERED BY
    BLOGFA.COM

     RSS