پیوندهای روزانه
+ آرشیو +
حسینیان حامی دولت در زمان رای گیری برای وزارت کشور تبدیل به بزرگترین منتقد دولت محبوبش می شود و تمام ناگفته ها را افشا می کند.
کیهان و شریعتمداری در مقابل دولت صف آرایی می کند.
و آن قدر حامیان دولت تبدیل به منتقدان جدی می شوند که دیگر جایی برای منتقدان منطقی باقی نمی ماند .
کردان در حالی از مجلس رآی اعتماد می گیرد که دیگر روزنامه ها و سایت های خارجی هم خبر از مدرک دکترای دروغی وی می دهند و سایت دانشگاه اکسفورد بیانیه رسمی می دهد.
در حالی که توافقی همه جانبه برسر تقلبی بودن مدرک کردان در جریان است یار دیرین رئیس جمهور و ، پدر همسر پسر رئیس جمهور ، در حالی که پیش از این یک بار از اسرائیل دفاع کرده بود و ناچار به عذرخواهی تلویحی شده بود بار دیگر ملت اسرائیل را دوست خطاب می کند .وی در اوج جنجال ها بر سر مدرک وزیر کشور فعلی بار دیگر ملت اسرائیل را دوست خطاب می کند و می گوید: «همه ی ملت ها از جمله ملت آمریکا و اسراییل دوست هستیم».
و جنجال آغاز می شود . نامه ۲۰۰ امضا در مجلس و تجمع دانشجویان بسیجی و اخطار انجمن دانشجویان عدالتخواه مبنی بر استفاده از بند"میم " وصیت نامه امام به ناگاه چنان رگباری تند، اما یک روزه، همه ائتلاف بر ضد کردان وزیر کشور دروغگو را در هم می شکند.
سوال اینجاست مشایی یار غار رئیس دولت وهمراه وی در همه سفرها که پیش از این یک بار با گفتن این سخنان و تکذیب آن نشان داده بود توان ایستادگی بر موضع خود را ندارد چرا به یکباره و برای بار چندم بر موضع خود پافشاری می کند؟؟
آنچه اینجا محل بحث است زمان گفتن این سخنان جنجال برانگیز نه درستی یا نادرستی آن که شاید باید تعمل کرد بر این جمله که : " آنها كه در تاريخ به دنبال صفبندي بين انسانها بودهاند اگرچه در دورهاي به هدف رسيدهاند اما سرانجام نتيجهاي نگرفتهاند...ميگويند صفبندي مومن و كافر وجود دارد اين صفبندي وقتي اصالت دارد كه فرصتها را براي انتخاب انسانها فراهم بياوريد و انسانها به مفهوم واقعي آزادي انتخاب خود را انجام دهند اين كه مسلمانها بگويند كار ما درست است بقيه اشتباه ميگويند يعني 5/5 ميليارد انسان را از دايره انسانيت خارج كنيم" .
اما آیا این حملات به رحیم مشایی پرداخت هزینه ایی نبوده برای استفاده کردن از حافظه جمعی ضعیف مردم این سرزمین، و سرپوش گذاشتن بر مدرک تحصیلی وزیر کشور و دروغگویی آشکار وزیری که بیش از ۱۰ سال است بر اساس مدرک جعلی حقوق دریافت می کند؟
واضح است اگر یکی از آنچه که تا کنون مشایی در سمت مشاور رئیس جمهور انجام داده در زمان دولت اصلاحات روی داده بود کفن پوشان بودند که به سوی تهران رهسپار می شدند، و چه خوب که دولت اصولگرایان بود که این بدعت ها را نهاد تا باشد برای ما مثال ها از آنچه در دولت اصولگرایان روی داده است. اما آنچه در این زمان حساس گفته های مشاور رئیس جمهور " رحیم مشایی" را قابل توجه تر می کند نه اصل گفته بلکه زمان مطرح شدن آن است، زمانی که وزیر کشوری با اما و اگرها رآی می گیرد و خواست عمومی برای استیضاح وی به مجلس فشار آورده است ،گفته های "رحیم مشایی " شاید همان راه گریز و پاسخ دعاهای علی کردان باشد.
کیهان و شریعتمداری در مقابل دولت صف آرایی می کند.
و آن قدر حامیان دولت تبدیل به منتقدان جدی می شوند که دیگر جایی برای منتقدان منطقی باقی نمی ماند .
کردان در حالی از مجلس رآی اعتماد می گیرد که دیگر روزنامه ها و سایت های خارجی هم خبر از مدرک دکترای دروغی وی می دهند و سایت دانشگاه اکسفورد بیانیه رسمی می دهد.
در حالی که توافقی همه جانبه برسر تقلبی بودن مدرک کردان در جریان است یار دیرین رئیس جمهور و ، پدر همسر پسر رئیس جمهور ، در حالی که پیش از این یک بار از اسرائیل دفاع کرده بود و ناچار به عذرخواهی تلویحی شده بود بار دیگر ملت اسرائیل را دوست خطاب می کند .وی در اوج جنجال ها بر سر مدرک وزیر کشور فعلی بار دیگر ملت اسرائیل را دوست خطاب می کند و می گوید: «همه ی ملت ها از جمله ملت آمریکا و اسراییل دوست هستیم».
و جنجال آغاز می شود . نامه ۲۰۰ امضا در مجلس و تجمع دانشجویان بسیجی و اخطار انجمن دانشجویان عدالتخواه مبنی بر استفاده از بند"میم " وصیت نامه امام به ناگاه چنان رگباری تند، اما یک روزه، همه ائتلاف بر ضد کردان وزیر کشور دروغگو را در هم می شکند.
سوال اینجاست مشایی یار غار رئیس دولت وهمراه وی در همه سفرها که پیش از این یک بار با گفتن این سخنان و تکذیب آن نشان داده بود توان ایستادگی بر موضع خود را ندارد چرا به یکباره و برای بار چندم بر موضع خود پافشاری می کند؟؟
آنچه اینجا محل بحث است زمان گفتن این سخنان جنجال برانگیز نه درستی یا نادرستی آن که شاید باید تعمل کرد بر این جمله که : " آنها كه در تاريخ به دنبال صفبندي بين انسانها بودهاند اگرچه در دورهاي به هدف رسيدهاند اما سرانجام نتيجهاي نگرفتهاند...ميگويند صفبندي مومن و كافر وجود دارد اين صفبندي وقتي اصالت دارد كه فرصتها را براي انتخاب انسانها فراهم بياوريد و انسانها به مفهوم واقعي آزادي انتخاب خود را انجام دهند اين كه مسلمانها بگويند كار ما درست است بقيه اشتباه ميگويند يعني 5/5 ميليارد انسان را از دايره انسانيت خارج كنيم" .
اما آیا این حملات به رحیم مشایی پرداخت هزینه ایی نبوده برای استفاده کردن از حافظه جمعی ضعیف مردم این سرزمین، و سرپوش گذاشتن بر مدرک تحصیلی وزیر کشور و دروغگویی آشکار وزیری که بیش از ۱۰ سال است بر اساس مدرک جعلی حقوق دریافت می کند؟
واضح است اگر یکی از آنچه که تا کنون مشایی در سمت مشاور رئیس جمهور انجام داده در زمان دولت اصلاحات روی داده بود کفن پوشان بودند که به سوی تهران رهسپار می شدند، و چه خوب که دولت اصولگرایان بود که این بدعت ها را نهاد تا باشد برای ما مثال ها از آنچه در دولت اصولگرایان روی داده است. اما آنچه در این زمان حساس گفته های مشاور رئیس جمهور " رحیم مشایی" را قابل توجه تر می کند نه اصل گفته بلکه زمان مطرح شدن آن است، زمانی که وزیر کشوری با اما و اگرها رآی می گیرد و خواست عمومی برای استیضاح وی به مجلس فشار آورده است ،گفته های "رحیم مشایی " شاید همان راه گریز و پاسخ دعاهای علی کردان باشد.

هموطنان من از کلیه امکانات اولیه رفاه محرومند. سطح زندگی آنان شاید در کل جهان در یکی از پایین ترین مراتب قرار داشته باشد. بزرگترین دارای طبیعی ما نفت است . این دارایی باید منشآ تولید کار و غذا برای جمعیت ایران باشد. بهره برداری صحیحی از آن باید به صنعت ملی ما مبدل گردد و در آمد حاصل از آن صرف بهبود شرایط زندگی شود ... اگر ما همچنان مجبور به تحمل شرایطی شویم که دذر ان ایرانی ها فقط نقش کارگران یدی در میادین نفتی مسجد سلیمان و آقاجری و کرمانشاه و پالایشگاه آبادان ایفا می نمایند و استثمارگران خارجی هماند قبل تقریبآ بر تمام درآمد نفت چنگ بیاندازندملت ایران تا ابد در فقر و فاقه به سر خواهند برد.به این دلیل بود که پارلمان ایران ـیعنی مجلس شورا و سناـ به اتفاق آرا به ملی کردن صنعت نفت رآی داد."(۱)
امروز ۲۸ مرداد است روز مرگ آرزوهای یک ملت . روزی که نهال آرزوهای یک ملت که داشت جوانه می زد به بار ننشسته خاکستر شد.
کودتایی که سالها بعد دولت ایالات متحده تآیید کرد در آن دست داشته است همه آرزوها و رویاها و باورهای یک ملت را برباد داد.
رویارویی دکتر مصدق با بریتانیا در آغاز دهه ۳۰ خورشیدی موضوع تازهای نبود. سال ۱۳۰۲، در دوره تصدی وزارت امورخارجه در کابینه مشیرالدوله نیز، مصدق با آنچه بریتانیا "منافع" خود در ایران میدانست، به مخالفت پرداخته بود. بلافاصله پس از مشیرالدوله، رضاخان سردار سپه (بعداً: رضاشاه) به نخست وزیری رسید و مصدق از قدرت فاصله گرفت.
ظهور مجدد و مؤثر مصدق در عرصه سیاست ایران تنها پس از اشغال کشور و برکناری رضا شاه از سلطنت ممکن شد. در اولین انتخابات پس از رضا شاه (دوره چهاردهم مجلس شورای ملی)، مصدق بیشترین رأی را در تهران کسب کرد و با تلاش او طرحی در مجلس تصویب شد که به دولت اجازه نمیداد در حین اشغال در مورد نفت با خارجیها مذاکره کند. یکی از نقاط مهم حیات سیاسی مصدق انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بود که تقلبهای گسترده در آن، برخی ملی گرایان و مخالفان دربار را بیش از پیش به هم نزدیک کرد. جبهه ملی نیز به کمک معترضانی چون محمد مصدق، حسین مکی و مظفر بقایی تأسیس شد که ورودشان به مجلس شانزدهم (در دور دوم انتخابات) راه را برای تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت هموار کرد و سرانجام به رهبری مصدق، ملی سازی نفت ایران از طرح به قانون بدل شد. جوّ میهن پرستی و بیگانه ستیزی در ایران بالا گرفته بود و ترور نخست وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم آرا به دست "فدائیان اسلام" زنگ خطر دیگری بود هم برای شاه، هم برای کسانی که "خائن" و "مزدور بیگانه" نامیده میشدند. حسین علاء هم که به جای نخست وزیر مقتول، رزم آرا نشست، چارهای جز برخاستن زود هنگام و سپردن کرسی وزارت به مصدق نیافت.
دغدغه و برنامه اصلی دولت مصدق به اجرا درآوردن قانون "ملی شدن صنعت نفت" بود.
و هم او بود که در سمت نخست وزیر ایران تصویرش بر جلد مجله تایم قرار گرفت و مرد سال تایم شد.
هم او بود که بدون اینکه پاهایش را در سازمان ملل عریان کند و یا هاله نور ببیند و به هزار روش متوسل شود، صدای ایران را برای اولین بار منطقی و متین به دنیا برساند .
هم او بود که زمان خروج از سازمان ملل زمانی که با نماینده بریتانیا دست داد و فردا روز که عکس هایشان در روزنامه چاپ شد قدی بلند و سری برافراشته داشت با لبخندی برگوشه لب و در مقابل "جپ"ـ نماینده انگلیسی ها ـ به وضوح آشفته و پریشان بود .
دولت بریتانیا از ایران به شورای امنیت شکایت کرد. شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان بین المللی در لاهه ارجاع کرد. دکتر مصدق دادگاه بینالمللی را برای رسیدگی به این مسئله که امری مربوط به حق حاکمیت ایران بود ندانست. دیوان نیز بالاخره به عدم صلاحیت خود رای داد. بدین ترتیب بریتانیا و شرکت نفت که نتوانستند از مجراهای قانونی بینالمللی با ملی شدن نفت ایران مقابله کنند به اقدام در ایران پرداختند. مخالفان مصدق در ایران را متشکل و هماهنگ کردند وبا صرف پول چهرههائی را که در آغاز نهضت ملی شدن نفت با مصدق همراه بودند، به مقابله با او کشاندند. هدف بریتانیا و شرکت نفت برکناری مصدق به صورتی دنیا پسند واز طریق مجلس و افزایش فشار داخلی بود.
دکتر مصدق توانست در مقابل این فشارها نیز مقاومت کند. با رفراندم و انحلال مجلس دیگر معلوم بود که بریتانیا باید دست از اقدامات قانونی بردارد و رو در رو مصدق را ساقط کند و در همین میانه بود که چرچیل به قدرت بازگشت و دوباره نخست وزیر شد.
و چرچیل خوب می دانست باید حفظ ظاهری قانونی کرد و با همراه کردن شاه، دستخطهائی از او برای عزل دکتر مصدق و نصب سپهبد زاهدی به نخستوزیری گرفتند. در ۲۵ مرداد دکتر مصدق که صدور فرمان عزل را خلاف روح قانون اساسی و حکومت مشروطه میدانست از قبول آن سرباز زد. در ۲۸ مرداد حرکت هماهنگی که سازمانهای اطلاعاتی بریتانیاو امریکا طرح کرده بودند آغاز شد.
و این شد که عربده های زنده باد یک شبه مرده باد شدند، و مصدق که یارانش را به خانه ها فراخواند ، در عوض فاحشه ها و لکاته ها و قمه کشان به خیابان ها ریختند و دولت قانونی مصدق را که می توانست نماد عدالت خواهی و آزادی خواهی یک ملت باشد ساقط کردند و رادیو بی بی سی در نیمه شب اعلام نکرد اکنون نیمه شب است اعلام کرد اکنون "دقیقآ نیمه شب است" و این اعلام رمزی بود به شاه فراری.
نتیجه آن شد که ۲۴ سال بعد نه مصدقی بود تا دمکراسی را در این سرزمین بلا زده نهادینه کند و نه آرامشی بود در ذهن این مردمان مصیبت زده و طومار حکومت شاهنشاهی در هم پیچیده شد و سفارت امریکا به تصرف در آمد تا آمریکاییها بدانند انچه بر سرشان آمد نتیحه مقابله انان با دولت قانونی ایران بود.
"استیون کینزر "در کتاب همه مردان شاه به خوبی این روند را تو ضیح می دهد روندی که حکومت شاه را به سراشیبی سقوط انداخت و آنچه امریکاییها کردند و تاوانی سخت که پرداختند و باید می پرداختند.
۱: قسمتی از متن سخنرانی دکتر مصدق در سازمان ملل متحد.
پی نوشت : نمی توان و نباید اشتباهات تاریخی دکتر مصدق را نادیده گرفت همانگونه که نباید به بهانه این اشتباهات تمامی آنچه کرد برای اعتلای ایران و ایرانی از یاد برد.نمی توان و نباید قلب عاشقش را که برای این مردم و سرزمین می تپید انکار کرد.
پی نوشت : به راستی چه شد آن مردمان که آمدند به خیابان ها و شعار آزادی و رهایی دادند ؟؟ آنان که ۲۵ مرداد را به روز شکست کودتا چیان تبدیل کرده بودند؟؟
پی نوشت : آیت الله کاشانی برايم در مدرسه همان بود كه صنعت نفت را ملي كرد و زیاد از او می گفتند هر چند همان روز ها هم به نظرم جایی از قضیه مشکل داشت اما حالا به خوبی و روشنی و وضوح می دانم و دیده ام عکس هایش را که به استقبال شاه فراری آمده بوده پای پله های فرودگاه.
آکسفورد بیانیه جعلی بودن مدرک کردان را در سایت رسمیاش قرار داد.
حال باید دید حالا قاضی مرتضوی که سایت الف را فیلتر کرده می خواهد سایت دانشگاهی و آموزشی آکسفورد را با کدامین بهانه فیلتر کند،نشر اکاذیب یا تشویش اذهان عمومی؟؟
و شاید هم دانشگاه آکسفورد در یک حرکت انتحاری بر علیه خود بیانیه داده است و خود را از نعمت چون دادن دکتری ،حتی جعلی به وزیر کشور جاعل ایران "علی کردان " محروم کرده است.
آنچه اکنون بعد از دادن بیاینه رسمی دانشگاه آکسفورد واضح است جاعل بودن و دروغگو بودن آقای علی کردان می باشد ، که در تمامی ۱۰ سال گذشته با مدرک جعلی دکتری حقوق دریافت می کرده است و حال باید از دولت مدعی عدالت و حقیقت پرسید آیا به راستی در این سرزمین چنان خشکسالی از آدم های راستگو بوجود آمده است که شخصی با سوسابقه این چنین،و دروغگویی که حتی دانشگاه اکسفورد را ناچار به دادن بیانیه می کند باید در جایگاه یکی از مهم ترین وزارت خانه های کشور قرار بگیرد که تآمین کننده امنیت کشور و مجری انتخابات می باشد؟؟
سرزمینی که روزی پادشاهاش آرزو می کرد که خداوند کشورش را از خشکسالی و دروغ در امان دارد اکنون دروغگویی را که ادعای کذب داشتن مدرکش یکی از معتبرترین دانشگاه های دنیا را واردار به دادن بیانیه می کند در سمت وزیر کشور خود می بیند ، و سایت های افشاگر را فیلتر می کند و نمایندگانش اتمام حجت می دهند که در این مورد حرف نزنید، و رئیس جمهورش هم از مدارک دانشگاهی و تحصیلی از با عنوان ورق پاره یاد می کند.
و بدتر اینکه معادله را بر هم می ریزند و از یاد می برد که در واقع آنچه در این میان اهمیت داشته نه مدرک دانشگاهی آقای علی کردان بلکه دروع گویی وی بوده است .کما اینکه اگر وی از ابتدا مدعی داشتن چنین مدرکی نبود و در تمامی ۱۰ سال گذشته با مبنا قرار دادن این مدرک جعلی حقوق دریافت نمی کرد اکنون اعتراضی به قول آقای رئیس جمهور به این ورق پاره ها نبود .
و البته در نهایت یک سوال باقی می ماند که آیا رئیس دولت یک دروغ گو را شایسته داشتن مقام وزیر می داند و یا نه؟؟
آیا قوه قضاییه طبق ماده ۵۲۷ قانون مجازات اسلامی ، قانونی که خود گذاشته و خود به آن معتقد است عمل می کند ؟؟ و آیا ما من و شما و همه ما که این دروغ آشکار را می دانیم یک بار برای همیشه در دادسرای کارکنان دولت حاضر می شویم تا با شکایت از وزیر دروغگو صدای اعتراض و حضورمان را به گوش مردان قانون برسانیم؟
و آیا زمان آن نرسیده تا اصلاح طلبان خفته از خواب برخیزند و عزل وزیر دروغگویی را بخواهند که قرار است مجری انتخابات سال آینده باشد ،او که دروغگویی اش از روز روشن روشن تر؟
پی نوشت :ماده 527 قانون مجازات اسلامی ـ هرکس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامههای تحصیلاتخارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قراردهد علاوه برجبران خسارت، به حبس از یک تا سه سال محکومخواهد شد.
در صورتی که مرتکب، یکی از کارکنان وزارتخانهها یا سازمانها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلاب اسلامی باشد یا به نحوی از انحاء در امر جعل یا استفاده از مدارک و اوراق جعلی شرکت داشته باشد به حداکثر مجازات محکوم میگردد.
در ارتباط :
حال باید دید حالا قاضی مرتضوی که سایت الف را فیلتر کرده می خواهد سایت دانشگاهی و آموزشی آکسفورد را با کدامین بهانه فیلتر کند،نشر اکاذیب یا تشویش اذهان عمومی؟؟
و شاید هم دانشگاه آکسفورد در یک حرکت انتحاری بر علیه خود بیانیه داده است و خود را از نعمت چون دادن دکتری ،حتی جعلی به وزیر کشور جاعل ایران "علی کردان " محروم کرده است.
آنچه اکنون بعد از دادن بیاینه رسمی دانشگاه آکسفورد واضح است جاعل بودن و دروغگو بودن آقای علی کردان می باشد ، که در تمامی ۱۰ سال گذشته با مدرک جعلی دکتری حقوق دریافت می کرده است و حال باید از دولت مدعی عدالت و حقیقت پرسید آیا به راستی در این سرزمین چنان خشکسالی از آدم های راستگو بوجود آمده است که شخصی با سوسابقه این چنین،و دروغگویی که حتی دانشگاه اکسفورد را ناچار به دادن بیانیه می کند باید در جایگاه یکی از مهم ترین وزارت خانه های کشور قرار بگیرد که تآمین کننده امنیت کشور و مجری انتخابات می باشد؟؟
سرزمینی که روزی پادشاهاش آرزو می کرد که خداوند کشورش را از خشکسالی و دروغ در امان دارد اکنون دروغگویی را که ادعای کذب داشتن مدرکش یکی از معتبرترین دانشگاه های دنیا را واردار به دادن بیانیه می کند در سمت وزیر کشور خود می بیند ، و سایت های افشاگر را فیلتر می کند و نمایندگانش اتمام حجت می دهند که در این مورد حرف نزنید، و رئیس جمهورش هم از مدارک دانشگاهی و تحصیلی از با عنوان ورق پاره یاد می کند.
و بدتر اینکه معادله را بر هم می ریزند و از یاد می برد که در واقع آنچه در این میان اهمیت داشته نه مدرک دانشگاهی آقای علی کردان بلکه دروع گویی وی بوده است .کما اینکه اگر وی از ابتدا مدعی داشتن چنین مدرکی نبود و در تمامی ۱۰ سال گذشته با مبنا قرار دادن این مدرک جعلی حقوق دریافت نمی کرد اکنون اعتراضی به قول آقای رئیس جمهور به این ورق پاره ها نبود .
و البته در نهایت یک سوال باقی می ماند که آیا رئیس دولت یک دروغ گو را شایسته داشتن مقام وزیر می داند و یا نه؟؟
آیا قوه قضاییه طبق ماده ۵۲۷ قانون مجازات اسلامی ، قانونی که خود گذاشته و خود به آن معتقد است عمل می کند ؟؟ و آیا ما من و شما و همه ما که این دروغ آشکار را می دانیم یک بار برای همیشه در دادسرای کارکنان دولت حاضر می شویم تا با شکایت از وزیر دروغگو صدای اعتراض و حضورمان را به گوش مردان قانون برسانیم؟
و آیا زمان آن نرسیده تا اصلاح طلبان خفته از خواب برخیزند و عزل وزیر دروغگویی را بخواهند که قرار است مجری انتخابات سال آینده باشد ،او که دروغگویی اش از روز روشن روشن تر؟
پی نوشت :ماده 527 قانون مجازات اسلامی ـ هرکس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامههای تحصیلاتخارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قراردهد علاوه برجبران خسارت، به حبس از یک تا سه سال محکومخواهد شد.
در صورتی که مرتکب، یکی از کارکنان وزارتخانهها یا سازمانها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلاب اسلامی باشد یا به نحوی از انحاء در امر جعل یا استفاده از مدارک و اوراق جعلی شرکت داشته باشد به حداکثر مجازات محکوم میگردد.
در ارتباط :
دفاع ناشیانه ی محمدرضا باهنر از کردان ـ جمهور
آیا وزیر نابغه قرن، وزیر آکسفوردی را ضایع می کند؟ ـ جمهور
ادبیات کاغذ پاره ای احمدی نژاد ـ جمهور
از کردان شکایت می کنم ـ خواب بزرگ
آیا وزیر نابغه قرن، وزیر آکسفوردی را ضایع می کند؟ ـ جمهور
ادبیات کاغذ پاره ای احمدی نژاد ـ جمهور
از کردان شکایت می کنم ـ خواب بزرگ

مادرم می گوید روزی که تو به دنیا آمدی پدرت بیمارستان را غرق گل کرد . برای اولین فرزندش گویا می خواست گل فروشی را بخرد و من فکر می کنم می دانم چرا پدر چنین کرده.
بیست و اندی سال پیش دختر بدنیا آمدن مایه عذاب زن دیگری می شد به نام مادر که می بایست همه عشقش را نثار فرزند می کرد و نگرش اشتباه و غلطی که از عرف جامعه می آمد او را به عنوان یک زن از بدنیا آوردن یک زن دیگر پشیمان و سرخورده می کرد و پدر نازنین من به گفته مادرم نه برای من که برای دو خواهر دیگرم نیز هر چه توانست کرد و نه آن هنگام که بدنیا آمدیم بلکه در تمام ۲۶ سال گذشته را نیز هر چه توانست کرد تا هیچگاه باور غلط عقب بودن از مردان جامعه بر ذهن ما ننشیند.
حالا و امروز من یک سال بزرگتر شده ام و پدر نازنین من رآس ساعت ۱۲ شب برایم اس ام اس تبریک می فرستد تا به یادم بیاورد که همیشه با من است و من فکر می کنم اگر او را نداشتم تا تمام باورهایم از زندگی را برایم این گونه بسازد آیا حالا سرنوشت دیگران سرزمینم برایم مهم بود؟؟
۲۳ مرداد متولد شده ام و هر سال ۲۳ مرداد به خیلی چیزها فکر کرده ام ، به خانواده ام ،به مادر و پدرم به یک حادثه اما امسال با همیشه فرق می کند.
امسال فکر می کنم چه بر سر ما آمده که اگر ۲۰ سال پیش از این جامعه و عرف اشتباهش زن را عقب مانده می خواست و می دانست ، اکنون آنان که ردای مردان قانون برتن کرده اند آنان که در محضر مردم قسم خورده اند حافظ منافع ملت و همه ملت و نه به تفکیک جنسیت باشند اکنون لایحه ایی را به مجلس ارائه کرده اند که در آن می خواهند جامعه ایی را که در طول ۳ دهه گذشته با جان کندنی مثال زدنی سعی کرده به سطح تقریبآ متعادلی از باور از زنان دست یابد این گونه دوباره به عقب براند؟؟
کدامین نگاه حقیر است که زنان سرزمین من را حقیر می خواهد ، و کدامین باور متحجر است که تاب تحمل رشد نیمی از جامعه را ندارد و می خواهد آنان را همیشه حقیر ببیند .
امسال روز تولدم را دوست ندارم ، دوست ندارم چون کسانی دارند با نام حمایت از خانواده تیشه به ریشه نهاد خانواده و بنیان آن می زنند ، و حالا دارم فکر می کنم در این روزها داشتن جشن تولد و شادی کردن برای تولد یک انسان که می خواهد تمام انسان باشد نه نیمه آن کاری بیهوده و عبث نیست؟؟
پی نوشت : خواهران دلبندم ، عطیه نازنین من ، صبا و علی و همه دوستان عزیزم تماس ها و تبریک های شما عزیزان دریچه های پرنوری است برای من که از آن زندگی را زیبا می بینم .
پی نوشت : آیدای نازنین خواسته بود همگی از لایحه بنوسیم و آنچه دغدغه این روزهای ماست و من هم تولدم بهانه ایی شد برای اینکه بنویسم از لایحه و از همه می خواهم بنویسند از لایحه ایی که به نام خانواده ، ارکان خانواده را تهدید می کند.
پی نوشت بعد از تحریر :سه دانشجوی در بند پلی تکنیک بعد از بیش از یک سال بازداشت بیهوده و خودسرانه در تاریخ ۲۳ مرداد از زندان رهایی یافتند و شدند دلخوشی روز تولد من در این روزهای بی دلخوشی.
پی نوشت خیلی بعد از تحریر : بلاگفا دیوانه شده بود در همه دو روز گذشته و در یک اقدام جنون آمیز تصمیم گرفته آخرزین پست من را حذف کند و شاید روز تولد مرا دوست نداشته و برای اولین بار من از یک پست بک آپ داشته ام.
شدیدترین حملات و انتقادها را در ۴۸ ساعت گذشته از حامیان دولت شاهد بودیم و تیر آخر را نیز شریعتمداری منتقد برتر و نمونه دولت!! بر پیکر دولت زد زمانی که دولت و شخص رئیس جمهور را متهم کرد برای بدست آوردن رآی از مجلس دروغی را مطرح کرده که این بار مستقیم با رهبری نظام در ارتباط است و برای جلب رآی اعتماد مجلس دروغی را به شکل آشکار بیان کرده است.
از سویی دیگر رو ح الله حسينيان (خسرو خوبان) حامی دولت این بار در جایگاه بزرگترین منتقد دولت می نشیند و در نطق مخالفت خود با "کردان " همه رازهای ناگفته را افشا می کند ،و البته همان قدر که باید از رئیس جمهور پرسید این ره که می رود در نهایت به کجا ختم می شود، باید از آقایان منتقد کیهان و حامیان دولت پرسید چطور شد اکنون چشم هایشان باز شده و آن روزها را که آقای رئیس جمهور آسمانها و ریسمان ها به هم می بافت چه می کردند؟ و چرا با سکوتشان به او این مجوز را دادند تا اکنون در حضور عالی ترین مرجع قانون گذاری کشور این چنین دروغ بگوید که شما ناچار شوید بگویید:"اگر اظهارنظر ديروز برخي از نمايندگان درباره مثلاً مدرك تحصيلي جعلي يا قلابي فلان وزير معرفي شده صحت داشته باشد- كه انشاءالله ندارد- آيا شايسته است از رهبر معظم انقلاب و قانونگراترين شخصيت نظام براي توجيه آن هزينه شود؟!"
آقایان باید می دانستند زمانی که در مقابل هیچ کدام از نقل قول ها و دروغ های آشکار رئیس جمهور واکنشی نشان نمی دهند بلکه بر سر منتقد هم می زنند باید منتظر باشند این بار این تیغ دو لبه خود آنها را نشانه بگیرد و البته اکنون که دیگر ماجرا ابعاد تازه ایی یافته است باید منتظر بود دید آیا مجلس انقلابی ایران می تواند وزیر کشور را بخاطر دروغ آشکارش استیضاح و عزل کند یا خیر.
و ماجرا نیز از همین نگرانی شریعتمداری در مورد مدرک تحصیلی کردان آغاز می شود .
سایت "الف" استعلامی با طرح سه سوال از دانشگاه اکسفورد که "علی کردان" وزیر فعلی و تازه رآی آورده کشور ادعای داشتن دکترا ازاین دانشگاه را انجام داده است .
بخش تایید مدارک آکسفود در پاسخ به استعلام تفصیلی الف مبنی بر:
1- آیا آکسفود به کارها، کتابها، پایاننامههای ارسال شده از کشورهای دیگر، برای مثال ایران، دکتری افتخاری می دهد؟
2- آیا دانشگاه آکسفورد به آقای علی کردان، از ایران، دکتری افتخاری در حقوق داده است؟
3- آیا از پایان نامه ارسالی آقای علی کردان دفاع شده است؟
اینگونه پاسخ داد:
- با تشکر از سوالات ارسالی در ارتباط با آقای علی کردان.
- دانشگاه آکسفورد مدرک دکتری افتخاری میدهد، اما نه به کارهای ارسالی از کشورهای دیگر
- آقای کردان مدرک دکتری افتخاری از دانشگاه آکسفورد نگرفته است.
- بررسی های ما سابقه ای از ارایه دکتری به آقای علی کردان نشان نمی دهد.
پاسخ هر سه سوال منفی بوده است و آقای علی کردان از دانشگاه آکسفورد هیچ مدرک دکتری چه به صورت رسمی و چه به صورت افتخاری دریافت نکرده است.
آقای کردان برای رسیدن به سمت وزیر کشور دروغ گفته اند و شاید این دروغ و جعل این مدرک تحصیلی حتی پیش از این هم بوده است و اکنون وظیفه مجلس و نمایندگان است تا در مقابل این دروغ آشکار شده واکنش نشان دهند و کردان را برای استیضاح و رئیس جمهور را برای دادن توضیح به صحن مجلس بخوانند.
پی نوشت : در زمان ریاست جمهوری "بیل کلینتون " در امریکا رئیس جمهور بخاطر دروغی که در مورد داشتن رابطه با کارآموز کاخ سفید گفته بود در کنگره و در حضور نمایندگان ناچار به عذرخواهی از ملت ایالت متحده امریکا بخاطر دروغش شد و حالادر یک جامعه اسلامی که در آن دروغ جزو گناهان کبیره محسوب می شود وجدان بیدار جامعه منتظر پاسخی شفاف است از مجریان قانون .
پی نوشت بعد از تحریر :
شریعتمداری رسمآ از محضر رئیس جمهور عذرخواهی کرد و حالا باید دید آیا "جرمی درو" مسول اداره تآیید مدارک دانشگاه آکسفورد هم عذرخواهی خواهد کرد یا این رسوایی ابعاد تازه ایی خواهد یافت .
از سویی دیگر رو ح الله حسينيان (خسرو خوبان) حامی دولت این بار در جایگاه بزرگترین منتقد دولت می نشیند و در نطق مخالفت خود با "کردان " همه رازهای ناگفته را افشا می کند ،و البته همان قدر که باید از رئیس جمهور پرسید این ره که می رود در نهایت به کجا ختم می شود، باید از آقایان منتقد کیهان و حامیان دولت پرسید چطور شد اکنون چشم هایشان باز شده و آن روزها را که آقای رئیس جمهور آسمانها و ریسمان ها به هم می بافت چه می کردند؟ و چرا با سکوتشان به او این مجوز را دادند تا اکنون در حضور عالی ترین مرجع قانون گذاری کشور این چنین دروغ بگوید که شما ناچار شوید بگویید:"اگر اظهارنظر ديروز برخي از نمايندگان درباره مثلاً مدرك تحصيلي جعلي يا قلابي فلان وزير معرفي شده صحت داشته باشد- كه انشاءالله ندارد- آيا شايسته است از رهبر معظم انقلاب و قانونگراترين شخصيت نظام براي توجيه آن هزينه شود؟!"
آقایان باید می دانستند زمانی که در مقابل هیچ کدام از نقل قول ها و دروغ های آشکار رئیس جمهور واکنشی نشان نمی دهند بلکه بر سر منتقد هم می زنند باید منتظر باشند این بار این تیغ دو لبه خود آنها را نشانه بگیرد و البته اکنون که دیگر ماجرا ابعاد تازه ایی یافته است باید منتظر بود دید آیا مجلس انقلابی ایران می تواند وزیر کشور را بخاطر دروغ آشکارش استیضاح و عزل کند یا خیر.
و ماجرا نیز از همین نگرانی شریعتمداری در مورد مدرک تحصیلی کردان آغاز می شود .
سایت "الف" استعلامی با طرح سه سوال از دانشگاه اکسفورد که "علی کردان" وزیر فعلی و تازه رآی آورده کشور ادعای داشتن دکترا ازاین دانشگاه را انجام داده است .
بخش تایید مدارک آکسفود در پاسخ به استعلام تفصیلی الف مبنی بر:
1- آیا آکسفود به کارها، کتابها، پایاننامههای ارسال شده از کشورهای دیگر، برای مثال ایران، دکتری افتخاری می دهد؟
2- آیا دانشگاه آکسفورد به آقای علی کردان، از ایران، دکتری افتخاری در حقوق داده است؟
3- آیا از پایان نامه ارسالی آقای علی کردان دفاع شده است؟
اینگونه پاسخ داد:
- با تشکر از سوالات ارسالی در ارتباط با آقای علی کردان.
- دانشگاه آکسفورد مدرک دکتری افتخاری میدهد، اما نه به کارهای ارسالی از کشورهای دیگر
- آقای کردان مدرک دکتری افتخاری از دانشگاه آکسفورد نگرفته است.
- بررسی های ما سابقه ای از ارایه دکتری به آقای علی کردان نشان نمی دهد.
پاسخ هر سه سوال منفی بوده است و آقای علی کردان از دانشگاه آکسفورد هیچ مدرک دکتری چه به صورت رسمی و چه به صورت افتخاری دریافت نکرده است.
آقای کردان برای رسیدن به سمت وزیر کشور دروغ گفته اند و شاید این دروغ و جعل این مدرک تحصیلی حتی پیش از این هم بوده است و اکنون وظیفه مجلس و نمایندگان است تا در مقابل این دروغ آشکار شده واکنش نشان دهند و کردان را برای استیضاح و رئیس جمهور را برای دادن توضیح به صحن مجلس بخوانند.
پی نوشت : در زمان ریاست جمهوری "بیل کلینتون " در امریکا رئیس جمهور بخاطر دروغی که در مورد داشتن رابطه با کارآموز کاخ سفید گفته بود در کنگره و در حضور نمایندگان ناچار به عذرخواهی از ملت ایالت متحده امریکا بخاطر دروغش شد و حالادر یک جامعه اسلامی که در آن دروغ جزو گناهان کبیره محسوب می شود وجدان بیدار جامعه منتظر پاسخی شفاف است از مجریان قانون .
پی نوشت بعد از تحریر :
شریعتمداری رسمآ از محضر رئیس جمهور عذرخواهی کرد و حالا باید دید آیا "جرمی درو" مسول اداره تآیید مدارک دانشگاه آکسفورد هم عذرخواهی خواهد کرد یا این رسوایی ابعاد تازه ایی خواهد یافت .
سبک ایرانی ـ به یاد یعقوب مهرنهاد
پی نوشت : کسی به این پرسش پاسخ دهد که یک محارب و تروریست برای چه باید با نام واقعی فعالیت مدنی داشته باشد با نمایندگان مجلس دیدار کند و با نماینده استان به بازدید برود ؟؟؟کسی به این پرسش پاسخ بدهد که یقوب مهرنهاد برای چه سعی در اصلاح و آموزش جامعه اش داشته ؟؟
آیا نمایندگانی مجلسی که با وی دیدار داشته اند نمی دانستند او چه می کند؟؟
پی نوشت : آقایان از ۱۶ سرباز گروگان گرفته شده تنها ۱۰ تا باقی مانده اند به جای این فرافکنی ها برای جان شهروندانتان ارزش قائل شوید . این گروهک تروریستی را از مرزها برانید و سربازان در بند را نجات دهید . خواست عمومی این است نه اعدام یک فعال مدنی ... .
پی نوشت : کسی به این پرسش پاسخ دهد که یک محارب و تروریست برای چه باید با نام واقعی فعالیت مدنی داشته باشد با نمایندگان مجلس دیدار کند و با نماینده استان به بازدید برود ؟؟؟کسی به این پرسش پاسخ بدهد که یقوب مهرنهاد برای چه سعی در اصلاح و آموزش جامعه اش داشته ؟؟
آیا نمایندگانی مجلسی که با وی دیدار داشته اند نمی دانستند او چه می کند؟؟
پی نوشت : آقایان از ۱۶ سرباز گروگان گرفته شده تنها ۱۰ تا باقی مانده اند به جای این فرافکنی ها برای جان شهروندانتان ارزش قائل شوید . این گروهک تروریستی را از مرزها برانید و سربازان در بند را نجات دهید . خواست عمومی این است نه اعدام یک فعال مدنی ... .
صبح بر می خیزی و خوشحال از اینکه قرار نیست تا عصر بروی در این گرما از خانه بیرون و می روی سراغ اینترنت و این جهان مجازی تا ببینی در دهکده جهانی چه خبر است و تکان می خوری از دیدن یک عکس یک تصویر که گویا ثبت شده برای تکان دادن تو .
شبکه العربیه برنامه ایی پخش کرده و تصاویری از سربازان گروگان گرفته شده ایرانی توسط گروه تروریستی جندالله که ادعا کرده اند در صورت عدم آزادی وابستگانشان از زندان تمامی گروگان های خود را خواهند کشت و تا کنون ۶ نفر از این گروگان ها کشته شده اند . تصویر دردناکی بر صفحه مونیتور نقش می بنددد . سه سرباز ایرانی که به سختی می توان ۲۰ ساله تصورشان کرد گروگان های این گروهک تروریستی هستند.
سخنگوی جندالله تهدید کرده است در صورتی که مقامات ایران با آزادی ۲۰۰ تن از اعضای این گروه که در زندان به سر میبرند، موافقت نکند، هر هفته دو نفر از پلیسهای به گروگان گرفته شده را خواهد کشت، فكر مي كني پاسخ سحنگوی طرف ايراني كجاست؟؟
حیران می مانی که این تصویر دردناک را از سه سرباز تا کنون سرداران و مسولان هنوز ندیده اند؟؟ ندیده اند تصویر سرباز گریان را آن سرباز را که با آشوب و دلهره بین لحظه مرگ و زندگی ایستاده است ، ندیده اند این سه سرباز را که اسیر دست جندالله هستند و دیگر نمی دانیم هنوز زنده اند یا توسط تروریست ها کشته شده اند؟؟
سرداران همیشه در صحنه که موی سر دختران این شهر تلنگر زده بود به غیرتمندیشان نمی دانند و نمی پرسند از اشک چشم مادران این سربازان که بی شک از تهی دست ترین و بی آشناترین ها هستند در این سرزمین مصیبت زده ،که ناچارند در یک نقطه صفر مرزی در یکی از پرخطرترین مناطق صفر مرزی در دنیا خدمت می کنند.
سرداران مدعی که ادعای امنیت اجتماعی خواهیشان و غیرتمندیشان را در خیابان های شهر و با اهانت و توهین بر سر زنان و دختران این شهر می ریزند و آفتابه برگردن جوانان می اندازند ،کجا هستند و چه می کنند که نمی بینند اسارت ۱۶ ایرانی (ایرانی در هر لباسی ) را به دست تروریست ها ؟؟؟
۱۶ جوان ایرانی ، ۱۶ سرباز ایرانی که رفته بودند بالای دیوار بایستند و بگویند امشب از هیچ چیزی نترسید چون ما هستیم ، اسیر تروریست ها شده اند و تا کنون ۶ نفر از آن ها کشته شده اند و سرنوشت باقی نامعلوم است، و حالا این تصویر تکان دهنده دارد به ما می گوید آقایان سرداران این جنگ را از خیابان های شهر بیرون ببرید که مرزهایتان چنان نا امن شده که از نیروهای مرزیمان گروگان می گیرند و فیلم ضبط می کنند و خش می کنند و شما هنوز مشغول متر زدن مانتوهای زنان هستید ،که دیوار زیر این همه بی غیرتیتان قد خم می کند و من نمی دانم چطور می شود این تصویر و تصاویر شبیه آن را دید ضجه سرباز ایرانی را دید صدای گریه مادرشان را شنید و هنوز قد خم نکرد و آب نشد از خجالت که پس از ۳۰ سال ادعا هنوز از تآمین امنیت جان شهروندان ایرانی در مرزهای خودتان از تآمین امینت سربازنتان عاجزید.
آقای رئیس جمهور که در مراسم تشیع جنازه محافظش گویا دوباره هاله نور دیده بود، مگر ادعا نکرده بود امنیت را به سیستان و بلوچستان باز می گرداند؟ آقای رئیس جمهور اگر دیروز محافظت را کشتند امروز دارند محافظان یک ملت را بر سر مرز قربانی می کنند برای محافظت که کاری نکردی برای محافظان ایران کاری بکن که آن همه ون های مجهز به لب تاپ و دم و دستگاه و تشکیلات و هزینه که کرده ایی برای بر سر زدن زنان این سرزمین می تواند گره ایی باز کند از گره های مرزنشینان و مرزبانان این سرزمین.
این همه نیروی غیرتمند که چهره شهر مرا چون شهرهای با حکومت نظامی کرده را بفرست بر سر مرز ، بفرست بر سر مرز سیستان و بلوچستان ، و نمی خواهد به آنان حقوق ۴۰ هزار تومانی سربازان را بدهی هر چقدر می خواهی از پول نفت ما به آنها بده اما بفرستشان بر سر مرز ببینیم کدامشان مرد ۱۸ ماه بودن هستند آنجا که دارند برادران مرا ، فرزندان تهی دست سرزمین مرا، به گروگان می گیرند . آنجا که هنوز فاجعه تاسوکی را زنده در یاد دارد و سرداران پرادعایتان هنوز نتوانستند پاسخی به فاجعه تاسوکی بدهند.
سرداران که همه ستاره ها را بر سینه و شانه خود می خواهید این ستاره ها را باید از دستان مردم بگیرید و من ایمان دارم مادران سربازان بی گناه در بند، مادران فاجعه تا سوکی، مادران گروگان های اسیر در دست تروریست ها هیچ ستاره ایی به شما نخواهند داد و شما هم ستاره هایتان را به اشک های این سربازان و مادرانشان خواهید باخت.
پی نوشت : گروههای فعال حقوق بشر ایرانی و مدعیان آزادی کجایند که نمی بینند فاجعه انسانی را که دارد در مرزهای ایرانی می گذرد،گویا نه فقط سرداران که یک ملت همگی در خوابیم.
شبکه العربیه برنامه ایی پخش کرده و تصاویری از سربازان گروگان گرفته شده ایرانی توسط گروه تروریستی جندالله که ادعا کرده اند در صورت عدم آزادی وابستگانشان از زندان تمامی گروگان های خود را خواهند کشت و تا کنون ۶ نفر از این گروگان ها کشته شده اند . تصویر دردناکی بر صفحه مونیتور نقش می بنددد . سه سرباز ایرانی که به سختی می توان ۲۰ ساله تصورشان کرد گروگان های این گروهک تروریستی هستند.
سخنگوی جندالله تهدید کرده است در صورتی که مقامات ایران با آزادی ۲۰۰ تن از اعضای این گروه که در زندان به سر میبرند، موافقت نکند، هر هفته دو نفر از پلیسهای به گروگان گرفته شده را خواهد کشت، فكر مي كني پاسخ سحنگوی طرف ايراني كجاست؟؟
حیران می مانی که این تصویر دردناک را از سه سرباز تا کنون سرداران و مسولان هنوز ندیده اند؟؟ ندیده اند تصویر سرباز گریان را آن سرباز را که با آشوب و دلهره بین لحظه مرگ و زندگی ایستاده است ، ندیده اند این سه سرباز را که اسیر دست جندالله هستند و دیگر نمی دانیم هنوز زنده اند یا توسط تروریست ها کشته شده اند؟؟
سرداران همیشه در صحنه که موی سر دختران این شهر تلنگر زده بود به غیرتمندیشان نمی دانند و نمی پرسند از اشک چشم مادران این سربازان که بی شک از تهی دست ترین و بی آشناترین ها هستند در این سرزمین مصیبت زده ،که ناچارند در یک نقطه صفر مرزی در یکی از پرخطرترین مناطق صفر مرزی در دنیا خدمت می کنند.
سرداران مدعی که ادعای امنیت اجتماعی خواهیشان و غیرتمندیشان را در خیابان های شهر و با اهانت و توهین بر سر زنان و دختران این شهر می ریزند و آفتابه برگردن جوانان می اندازند ،کجا هستند و چه می کنند که نمی بینند اسارت ۱۶ ایرانی (ایرانی در هر لباسی ) را به دست تروریست ها ؟؟؟
۱۶ جوان ایرانی ، ۱۶ سرباز ایرانی که رفته بودند بالای دیوار بایستند و بگویند امشب از هیچ چیزی نترسید چون ما هستیم ، اسیر تروریست ها شده اند و تا کنون ۶ نفر از آن ها کشته شده اند و سرنوشت باقی نامعلوم است، و حالا این تصویر تکان دهنده دارد به ما می گوید آقایان سرداران این جنگ را از خیابان های شهر بیرون ببرید که مرزهایتان چنان نا امن شده که از نیروهای مرزیمان گروگان می گیرند و فیلم ضبط می کنند و خش می کنند و شما هنوز مشغول متر زدن مانتوهای زنان هستید ،که دیوار زیر این همه بی غیرتیتان قد خم می کند و من نمی دانم چطور می شود این تصویر و تصاویر شبیه آن را دید ضجه سرباز ایرانی را دید صدای گریه مادرشان را شنید و هنوز قد خم نکرد و آب نشد از خجالت که پس از ۳۰ سال ادعا هنوز از تآمین امنیت جان شهروندان ایرانی در مرزهای خودتان از تآمین امینت سربازنتان عاجزید.
آقای رئیس جمهور که در مراسم تشیع جنازه محافظش گویا دوباره هاله نور دیده بود، مگر ادعا نکرده بود امنیت را به سیستان و بلوچستان باز می گرداند؟ آقای رئیس جمهور اگر دیروز محافظت را کشتند امروز دارند محافظان یک ملت را بر سر مرز قربانی می کنند برای محافظت که کاری نکردی برای محافظان ایران کاری بکن که آن همه ون های مجهز به لب تاپ و دم و دستگاه و تشکیلات و هزینه که کرده ایی برای بر سر زدن زنان این سرزمین می تواند گره ایی باز کند از گره های مرزنشینان و مرزبانان این سرزمین.
این همه نیروی غیرتمند که چهره شهر مرا چون شهرهای با حکومت نظامی کرده را بفرست بر سر مرز ، بفرست بر سر مرز سیستان و بلوچستان ، و نمی خواهد به آنان حقوق ۴۰ هزار تومانی سربازان را بدهی هر چقدر می خواهی از پول نفت ما به آنها بده اما بفرستشان بر سر مرز ببینیم کدامشان مرد ۱۸ ماه بودن هستند آنجا که دارند برادران مرا ، فرزندان تهی دست سرزمین مرا، به گروگان می گیرند . آنجا که هنوز فاجعه تاسوکی را زنده در یاد دارد و سرداران پرادعایتان هنوز نتوانستند پاسخی به فاجعه تاسوکی بدهند.
سرداران که همه ستاره ها را بر سینه و شانه خود می خواهید این ستاره ها را باید از دستان مردم بگیرید و من ایمان دارم مادران سربازان بی گناه در بند، مادران فاجعه تا سوکی، مادران گروگان های اسیر در دست تروریست ها هیچ ستاره ایی به شما نخواهند داد و شما هم ستاره هایتان را به اشک های این سربازان و مادرانشان خواهید باخت.
پی نوشت : گروههای فعال حقوق بشر ایرانی و مدعیان آزادی کجایند که نمی بینند فاجعه انسانی را که دارد در مرزهای ایرانی می گذرد،گویا نه فقط سرداران که یک ملت همگی در خوابیم.

حالا می توانم تنهایی ام را
این گلدان پیچک هزار گره را
از گوشه ی تاریک و نمور طاقچه بردارم
بگذارمش کنار پنجره
تا با آب و آفتاب و نسیم
جلا پیدا کند
تا جایی که گل بدهد و شب ها بپیچد به دور ماه
پی نوشت :آدمهای روزگارمان جای چیزی در صورتشان تهی شده ، گویا همگی مسخ شده اند ،چنان که گویا کتاب "مسخ"را فرانس کافکا از آدمهای این روزگار سرزمین من نوشته است و شاید هم صورتک زده اند چون صورتک های کتاب "میرا".
پی نوشت : محبوبه کی از زندان به در خواهد شد ، بیش از ۴۰ روز گذشته از بازداشت محبوبه در اوین . آقایان محبوبه را بازداشت کردید با عطر محبوبه که در همه کوچه های شهر پیچیده چه خواهید کرد ؟؟
پی نوشت : مرا از من ربوده ایی، حالا کجایی؟؟؟
پی نوشت :شعر بالا از " حمیدرضا سلیمانی " بود، شاعر جوانی که خیلی دوستش دارم.

گيرم که دستنوشتههای قبيلهی ما را
حريق ندانستن بلعيده باشد
با سرود "پيشمرگان" پای گاهواره چه خواهی کرد؟
دوست گرانقدر خبرنگارم زنگ می زند و من خوشحال از تماسش از میانه پیغام گیر را قطع می کنم و تلفن را برمی دارم و منتظر شنیدن خبرهای جدید هستم که می شنوم یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس و فعال مدنی اعدام شد.
شوکه می شوم، نه از دیدن این چنین وقاحتی از آنان که تاب توان شنیدن صدای چکاوک ها را ندارند بلکه از این همه بی خبری و نا آگاهی ما که از یاد برده بودیم حرمت های انسانی را، از یاد بردیم این جان ها که بر سر دار می رود بی بها نیست .
اعدام یک فعال مدنی در ۱۰۲ سالگی مشروطه، در ۱۴ مردادی که قرار بود همه آرزوهای بر باد رفته یک نسل را برایشان تداعی گر باشد ،چه معنایی دارد غیر از دهن کجی آشکار به حقوق انسانی ؟؟؟ آنجا که هنوز صوراصرافیل ها و ملک امتکلمین ها بر دار می کنند به جرم آزادی خواهی عدالت خواهی ؟؟؟
یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار زاهدانی بود که سرپرستی روزنامه مردم سالاری در استان سیستان و بلوچستان را به عهده داشت. او دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت” بود. انجمنی که سال ۸۱ با مجوز رسمی و دولتی از سوی سازمان ملی جوانان شروع به کار کر.اتهام یعقوب مهرنهاد محاربه عنوان شد و ارتباط با گروه جنداله . او اصلا چرا و چگونه دستگیر شد؟ آیا اینکه گفته و نوشته اند دستگیری او به جلسه پرسش و پاسخی که انجمن جوانان صدای عدالت در استان برگزار کرده و مسوولان را به چالش کشیده بود بر می گردد؟
و حالا همه این حرف ها اینکه یعقوب مهرنهاد که بود و چه کرد و به چه جرمی بر سر دار رقصید چه اهمیتی دارد حالا که او دیگر نفس نمی کشد و تمام وبلاگستان در خواب بود از یک سال و نیم زندان او . وبلاگستان خواب بود و نمی دانست او شبانگاه سه شنبه بر دار خواهد شد که اینجا سرزمین عجیبی است و تا بوده حلاج ها بر سر دار رقص سماع آخرش را کرده اند.
حالا نمی دانم یعقوب مهرنهاد واقعآ چه کرده بوده که مستحق اعدام بوده باشد، اما آنچه به خوبی و روشنی می دانم این است که وی در هیچ کدام از دادگاه ها چه بدوی و چه تجدید نظر وکیل نداشته است.
حالا می دانم به خانواده اش گفته بودند اطلاع رسانی نکنید و حالا می دانم و از این دانستن خجالت زده ام که او یک سال و نیم در زندان بوده و ما نمی دانستیم.
وبلاگستان همه در خواب بوده اند و حالا به حرمت قلمی که امروز بردار رفته است برای یک هفته نام وبلاگ های خود را تغییر خواهیم داد و وبلاگ هایمان را سیاهپوش قلم و حرمت انسانی او می کنیم که امروز " برای آزادی بر دار رقصید" .
پی نوشت : به یاد یعقوب مهرنهاد و به پیشنهاد دوستی گرامی نام وبلاگ های خود را برای یک هفته تغییر می دهیم :"به یاد یعقوب مهرنهاد ـ او که برای آزادی بر دار رقصید " .
پی نوشت:
آنان که تا کنون از یعقوب مهرنهاد نوشته اند :
بوی خاک ـ یعقوب مهرنهاد اولین وبلاگنویس ایرانی شد كه به خاطر بیان عقایدش و فعالیتهای مسالمتجویانهاش به طناب دار سپرده شد.
جمهور ـ آنک قصابان بر گذرگاه منتظرند
مهجاد ـ یاد آر زشمع مرده یاد آر
نقطه سر خط ـ آقای قاضی مگر تقویم نداشتی
وبلاگ کسروی ـ آنکه آهسته در خیابان گام بر می دارد خبر هولناک را نشنیده است.
كمانگیر ـ این ادم دیگر نفس نمی کشد
بهزاد مهرانی ـ بنای مهر نهید
آفتابگردان عاشق ـ باز هم یک انسان کشته شد قاتل انسان است