پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

این روزها برای آزادی هم حبس ابد بریده اند ... .
در حالی که مراسم "هفت سین آزادی" قرار بود امروز در مقابل درب زندان اوین با حضورجمعی از خانواده های زندانیان سیاسی به همراه اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و جمعی از فعالین دانشجویی و سیاسی برگزار گردد تمامی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به همراه تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی از جمله پدر میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و مادر نریمان مصطفوی که ازدانشجویان در بند است، بازداشت شده اند.
آقایان فکر دل غمگین دانشجویان و دربندان را کرده بودند که تنها نمانند در هنگامه تحویل سال و این گونه بر خانواده های دردمندشان تاختند و مادر را به نزد فرزند بردند تا علاوه بر آن همه اندوه که بر دل دارند غم دوری از فرزندان در بند را نداشته باشند .
آقایان سال پیشدر لحظه تحویل سال دل دردمند مادران را ندیده بودند و امسال به جبران آن مادر را به نزد فرزند بردند و پدر را کنار دلبندش به بند کشیده اند.
پی نوشت : قصه بهار دربند ما همچنان ادامه دارد.

تبعید شده در فصل غربت
بهار را به شهادت میگیریم
چنگ زدن به خاطره ها بغض مشترک ماست
بیا بیهودگی و عذاب الیم را
با آرمان های ازکف رفته تاخت بزنیم
نفس تنگی هم نفسان
عاقبت آن خوش بینی تاریخی بود
در راه بندان شهر
بی خبران با سکه ریا امورات میگذرانند
درحراج کودکانه ها و عاشقانه ها
بهار برای ما چه حسابی باز کرده ؟
هذیان و ازدحام شهر
صفحه خونین حوادث
فاتحه خوان مرام و مروتند
اس ام اس های نسل عاصی
بهار را نشانه رفته اند
ربات های بازی جنون
سرمست از پیری ما نسل جدا افتاده
با پوزخند بدرقه مان میکنند
بهار در این جدال بی رحمانه کم آورده
.
.
.
بهار حرف حساب این زمانه در فصل خشونت است
بهار معصومیت ازدست رفته را شهادت میدهد
صورت زخمی ها ... اسطورههای گمنام شهرند
بهار ما گذشت
.
.
.
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ...
شکوفه میرقصد از باد بهاری ...
گل اومد بهار اومد میرم به صحرا ...
بهار یعنی شمارش معکوس
ذوقی سرشار برای خود گول زدن
هوای تازه
دلخور شدن با کودکانه های آغشته به فقر
نشد با عدالت سراغ هم را بگیریم
آخرین مرثیه خوان عدل تنها با خدا محشور شدو
زمستان را به بهار ترجیح داد
غبار پنجره را میگیرم
خواب آشتی نسل ها را می بینم
بیا دل سپرده به هم
سینه چاک رفاقت باشیم
در این تناقض سترون
رفاقت آخرین تسویه حساب ماست
دست رفاقت
آرمان عادلانه نسل ماست
و موجی گرم در خون شهر هویت باخته
بیا عکس یادگاریمان را در این بهار خاکستری
به دیوار ترک خورده تاریخ بزنیم
پی نوشت : سال نو را به همه دوستان و همراهان نازنینم صمیمانه تبریک می گویم ... امید سالی خوب دارم برای همه شما.
پی نوشت : ای کاش عیدی امسال ما آزادی همه زندانیان عقیدتی و سیاسی و بخصوص دانشجویان در بند باشد.
پی نوشت : دعا می کنم سال دیگر به کشتار رسمی ماهی های قرمز کوچک سفره های هفت سین پایان دهیم
پی نوشت : هر سه دعای بالا قسمتی از دعاهای سال گذشته من بود و چقدر بد که هنوز دانشجویان و نویسندگان و اندیشمندان در بندند و هنوز ماهی قرمزها بر سر سفره های هقت سین ما قربانی می شوند.
پی نوشت : شعر بالا را برای سومین سال می نویسم چرا که هنوز باور دارم "بهار معصومیت ازدست رفته را شهادت میدهد ".

"در سخنان روشن و شفاف روز سه شنبهی بازپرس جنايي تهران روشن شد؛ مردی که در برابر مجلس خود را آتش زد، نه «مشکل روانی» داشته و نه «معتاد» بوده است. مسوول قضایی این پرونده به روشنی اعلام کرده است: « اين فرد در طول سال جاري 2 بار ديگر به مسوولان مجلس مراجعه كرده و در هر بار مراجعه، تنها خواسته وي اشتغال به كار بوده است»."
"در تحصني که توسط شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير و با حضور بيش از ۵۰۰ تن از دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به پروژه دفن "شهيد" در دانشگاه و "سوء استفاده از نام شهيد" براي ايجاد "فضاي خفقان" در دانشگاه برگزار شد،معترضين با طرح شعارهاي مختلف به مخالفت چند باره با اين عمل پرداختند."
دو حادثه متوالی در طی کمتر از ۱۰ روز ... .
در هر کشور دیگری با حداقل دمکراسی حادثه خودسوزی سه انسان که یکی از آنها در مقابل مجلس و در پیش چشم نمایندگان روی داده است و حادثه دوم که حمله وحشیانه به حریم دانشگاه و بازداشت بیش از ۲۵ دانشجو بوده است می توانسته آشوبی در جامعه و دلهره ایی به جان دولتمردانش بیاندازد اما گویا در این سرزمین فلک زده مردمانش همه در خوابند و دولتمردانش فعلآ شب ها خواب ماهی های رنگی شب عید را می بینند.
این روزها در حالی بخاطر تجلیل از شهیدان گمنام دانشجو را ممنوع الورود به دانشگاه می کنند و به ضرب باتوم مورد ضرب و شتم قرار می دهند و بازداشت می کنند که جانبازان همان جنگ هشت ساله که شهیدان زنده این نبرد بوده اند آبرو می فروشند و دست به خودسوزی می زنند و از جایگاه ریاست مجلس به آنان توهین و اهانت می شود و از آنان با نام معتاد و اراذل و اوباش نام برده می شود و در این میانه افکار عمومی و دانشجویان حیران می مانند که از یک سو دانشجو را به بهانه مخالفت با قبرستان کردن دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار می دهند و از سویی دیگر مهم ترین نهاد قانون گذاری و نمایندگان یک جامعه بی تفاوت از کنار جان یک انسان (جانباز یا غیرجانباز)می گذرند.
در حالی که خبرگذاری ها از فردی که در مقابل مجلس خودسوزی کرده بود به عنوان جانباز یاد کرده بودند لاریجانی به عنوان رئیس مجلس وی را معتاد نامیده بود که به شدت از سوی بازپرس ویژه این مسآله رد شد.
حال کدام را باید باور کرد ؟؟ جانبازانی که با میزان بالای جانبازی در معاش یومیه خود وامانده اند و تحریم و تکریم و مقبره سازی برای شهیدان گمنامی که نمی دانیم بعد از گذشت ۳۰ سال از آنان چه باقی مانده است؟؟
آیا دانشجو حق ندارد از خود و از مسولین بپرسد که این چگونه تکریمی است که جانباز را معتاد خطاب می کنند و از سویی دیگر هتک حرمت حریم دانشگاه می کنند به بهانه پاسداری از حرمت شهدا؟؟
بیش از ۳۰ دانشجو به دانشگاه ممنوع الورود شدند و ۲۵ نفر بازداشت شده اند و آیا کسی از خود می پرسند که آیا خانواده شهدا راضی هستند به آنچه دارد به نام و یاد شهید بر سر دانشگاه و دانشجو می آید؟؟
چرا حالا و در آستانه انتخابات این پروژه جدید با این شدت و حدت در حال انجام است.اگر حتی بپذیریم خودسوزی ها هر کدام اتفاقی روی داده اصرار بر دفن شهدای گمنام در دانشگاه پلی تکنیک و همزمان شدن حمله به استاد "جتهد شبستری"به بهانه سخنرانی وی در دانشگاه صنعتی اصفهان و پلمپ دفتر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان و تکفیر وی ازرسانه های دولتی نشان از آغاز پروژ ایی تازه دارد.
پروژه ایی که که در آغاز اینچنین گستره و حمله ایی را در دانشگاه ها طراحی کرده را می توان حدس زد که در انتها قصد دارد ره به کجا ببرد.
پی نوشت : خدا را شکر اصلاح طلبان مهدی کروبی را داشتند تا لااقل کسی باشد که هر چند اندک به انچه در دانشگاه پلی تکنیک می گذرد اعتراض کند .
کروبی:....... دیده اند که فضای دانشگاه از دستشان خارج شده و یا به قولی از فرهنگ شهید و شهادت فاصله گرفته است. می خواهند با دفن شهید در دانشگاه، به هر بهانه ای برنامه ای بر سر مزار آنها اجرا کنند و بررسی کنند که چه کسی در این برنامه شرکت می کند و چه کسانی در این برنامه ها شرکت نمی کنند و در مرحله بعد و پس از شناسایی گروه دوم، برخوردهایی با آنان انجام دهند.... .
پی نوشت : بعد از پروژه ناتمام و ناموفق "هاشم آغاجری" گویا این بار نوبت به "مجتهد شبستری " رسیده است تا هدفی تازه برای تمامیت خواهان باشد.
وی جزو اولین اساتید دانشگاه تهران است که توسط دولت احمدی نژاد اجبارا بازنشسته شد.همچنین فصلنامه مدرسه نیز پس از انتشار مقاله ای از او بنام"قرائت نبوی از جهان" توقیف شد. وی هم اکنون رییس دانشنامه بزرگ اسلامی است.
پی نوشت : خودسوزی های انجام شده در برابر مجلس و دفتر ریاست جمهوری و دانشگاه تهران را می توان فوران آتشی دانست که شعله هایش از درون ملت سر برآورده است.
جعفر اعتقادی پور
پاشا امیرمظفری
سعید برزگر
رضا بلباسی
حسین ترکاشوند
علیرضا تقوی
مجید توکلی
عباس حکیم زاده
سجاد خادم
محمد خطایی
کوروش دانشیار
انوشیروان زاهدی
رسول سرمدی
اسماعیل سلمانپور
کبیر فاضلی
روشنک فانی
احمد قصابان
ابراهیم قربانپور
پاشا کوهساری
نوید گرگین
حمید میر حسینی
مهدی مشایخی
نریمان مصطفوی
محمد نصیری
مهدی یعقوبی
اوین دوباره غرق ستاره شد و هرشب ستاره ایی به خاک می کشند و این آسمان غم زده هنوز غرق ستاره است.
پی نوشت : نه جشنواره فیلم بی رونق و نه فیلم های دیده و ندیده و نه هیچ حادثه ای دیگری نتوانست سکوت وهم انگیزی را که گرفتارش هستم بشکند تا آنگاه که دوباره پلی تکنیک گر گرفت .
