تبليغاتX
ميرا - آیا فریادرسی هست؟


اینجا کسی می گرید و می گوید " هل من ناصر ینصرنی " ... آیا نیست هیچ یاری دهنده ایی؟؟
اینجا دارند شرافت انسانی را بر سر دار می کنند و عدالت را به خاک می سپارند.

"در زماني که پيکر پاک فرزند عزيزمان را دفن مي‌کرديم، از بيني و گوش او خون جاري بود که هم ما و هم حاضران را منقلب کرد. ما با چند پزشک متخصص تماس گرفتيم که همگي گفته‌اند کسي که حلق آويز شده باشد، به هيچ وجه گوش و بيني‌اش خونريزي نمي‌کند و اين از نشانه‌هاي ضربه مغزي است."

"پس از انتقال جسد زهرا به پزشکي قانوني، آنها ساعت مرگ را 9 صبح روز شنبه اعلام مي‌کنند، در حالي که ساعت 5 بعد از ظهر و هشت و نيم شب با برادرش صحبت کرده و حدود ساعت 5 بعد از ظهر همان روز هم يک قاضي او را ديده و با او صحبت کرده است.بنا بر گزارش پزشک قانوني، دو کبودي روي پاهاي زهرا ديده شده است. کبودي روي ساق پاي چپ و کبودي روي ران پاي راست، اما به علل احتمالي اين کبودي‌ها اشاره‌اي نشده است. آنها ادعا مي‌کنند زهرا خودش را در اتاقي که زنداني بوده با پارچه‌هاي تبليغاتي حلق‌آويز کرده است، اما توجه نمي‌کنند آيا کسي مي‌تواند در فاصله يک و نيم متري اتاق رئيس بازداشتگاه، در حالي که در اتاق بسته است، خود را از چهارچوب همان در بسته حلق آويز کند و هيچ صدايي هم از او شنيده نشود؟"

ای آدمها که بر ساحل سلامت نشسته اید اینجا کسی ضجه می زند ... .

برای پدر دکتر زهرا بنی یعقوب  که ایستاده می میرد :
پدر جان دیشب صدا و سیمای ایران فیلمی پخش می کرد که در آن دختری به قتل رسیده بود و پدر دختر از بازپرس پرونده می پرسید" تو اگر به جای من بودی می توانستی بخوابی در حالی که هنوز قاتل دخرتت را به دستان عدالت نسپرده ایی " و در آن هنگامه تصویر تو بر ذهن من نقش بست .
تصویر پدری که دردانه اش را از دست داده و اکنون هیچ فریاد رسی ندارد ،پدر جان چند شب است که نخوابیدی؟؟ چند شب است که بر بالش خالی دخترت لالایی خوانده ایی ؟ بگو پدر جان بگو .از ۳۶۵ شب گذشته و چند شب دیگر قرار است بیدار بنشینی؟؟

شب هنگام که نامه استمدادت از ملت ایران را خواندم نمی توانستم برای سیلاب اشکهایم سد بسازم.
می دانم ،می فهمم هر چند چون تو دختر بر سر دار نداده باشم اما می دانم داغ تهمت های سنگینی را که شنیده ایی و به دخترت زده اند که زن بودن در این جامعه می تواند بار تهمتی عظیم را به همراه داشته باشد.
پدر جان اینجا عدالت بر سر دار می کنند و حقیقت را به جوخه اعدام می سپارند و نمی دانند عدالت و حقیقت ققنوس وار از خاکستر خودر می گشایند.
پدر جان چه می شود کرد که این روزها آدمها دغدغه های تازه دارند ،و غم نان و آب و زندگی از یادشان برده که بیش از یک سال است دختری در اداره منکرات همدان بردار شده ،و عاملين آن به ازای هر تقاصی خانواده مقتول را تهدید می کنند.
چه می شود کرد این حافظه کوتاه مدت ایرانی سالهاست با ماست و نمی رود سایه اش را بر سر ملتی دیگر بیاندازد که گویا این ملت به حافظه کوتاه مدتش زنده است.
و راست است که افکار عمومی حافظه ضعیفی دارند اما عدالتی فراتر از درک مادی ما آدمها هست که پنجه در پنجه هستی می اندازد.

پدر جان آدمها این روزها یادشان رفته وقتی برای یک بدقولی در پی تلافی هستند چگونه انتظار دارند در برابر چنینی فاجعه ایی حس انتقام را در خود کشت .
نه پدر جان این انتظار بزرگی است اگر بخواهیم فراموش کنی که نباید فراموش کرد نباید از یاد برد تا روز بزرگ که دست عدالتی باشد و تاوان بگیرد از انان که گل نازنین گل خانه عمر تورا این چنینی پرپر کرده اند.
اما پدر جان از یاد نبر آدمها به یاد زنده اند و من اینجا با تو پیمانی ابدی می بندم که یاد دختر نازنینت برای ابد زنده خواهند ماند حتی با همه کوتاه بودن حافظه مردمان این سرزمین بلازده . 
 از یاد نخواهیم برد خنده هایش را گریه هایش را و بودنش را ، واز یاد نخواهیم برد او را که یک روز صبح به جرم عاشقی در بند شد و به جرم عاشقی بردار.
این خوار تا ابد در چشمان آنان که فراموشی دخترکان مظلوم سرزمین مرا می خواهند خواهد ماند.

حاشیه مهم تر از اصل : آقای کردان وزیر کشور فعلی در مصاحبه با فارس گفته استعفای وی به مصلحت نظام نیست .
کسی هست معنی این جمله را برای ما بگوید . این حرف یعنی چه ؟ یعنی ما باید در قامت وزیر کشور کسی را بنشانیم که خود اعتراف می کند از یک دلال مدرک فریب خورده ؟؟ باید وزیر کشور  در این نظام کسی باشد که دست به تقلب آشکار زده است؟؟دروغ گفته است ؟؟ مصلحت کدام نظام در این است؟؟
ایشان در اولین موارد اعتراض به مدرک دکتری دانشگاه آکسفورد گفته بودند که برای دفاع مترجم گرفته اند و بعد تر گفته اند اصلآ دفاعی در کار نبوده و این تناقض گویی اوج دروغگویی وی را می رساند حال باید ذیرفت استعفای یک وزیر دروغ گو و فریب خورده به ضرر نظام است ؟؟ کدام نظام؟؟ نظام دو برره؟
از سویی می توان این جمله را به نوعی دیگر هم تعبیر کرد . آیا آقای کردان در صورت استعفا دست به افشاگری خواهد زد و در واقع این جمله پیغامی است برای همه ؟؟
| میرا | 23:19سه شنبه 7 آبان1387 | |

درباره من

من گم شده ام
میان این همه شکل و فرم و تصویر
اسیر شده ام
میان این همه رنگ و رنگ و رنگ
و هنوز ریشه دارم میان دامنه های سرگردانی

نوشته های پیشین

  • مرداد 1388
  • تیر 1388
  • خرداد 1388
  • فروردین 1388
  • اسفند 1387
  • دی 1387
  • آذر 1387
  • آبان 1387
  • مهر 1387
  • شهریور 1387
  • مرداد 1387
  • تیر 1387
  • خرداد 1387
  • اردیبهشت 1387
  • فروردین 1387
  • اسفند 1386
  • بهمن 1386
  • دی 1386
  • آذر 1386
  • آبان 1386
  • مهر 1386
  • شهریور 1386
  • مرداد 1386
  • تیر 1386
  • آرشیو موضوعی

  • جامعه
  • شخصی
  • سیاست
  • زنان
  • حقوق بشر
  • هنرو فرهنگ
  • اقتصاد
  • دوستان

  • میرا
  • جمهور
  • مسیح
  • آنیما
  • spotlight
  • توکای مقدس
  • حمیدرضا سلیمانی
  • یک لحظه تنهایی
  • كيانوش سنجري
  • دل نوشت
  • زندان ایران
  • بهزاد باشو
  • راز نو
  • دفتر بی مخاطب
  • کسوف
  • امشاسپندان
  • تجربه های زنانه
  • وارش
  • بی بی مهتاب
  • زن نوشت
  • مسافر
  • هنوز
  • بوی خاک
  • گرگ صابونی
  • پرشین کارتون
  • کافه گودو
  • پرنده خارزار
  • روزمزگی ها
  • گفتنی ها
  • ته دیگ گفتنی ها
  • گلنسا
  • صوراسرافیل
  • عبور از راه بی نقشه
  • ققنوس
  • یار دبستانی من
  • غورباقه باز
  • پرگاس
  • تبعیدی عصبانی
  • برونکا
  • خوابگرد
  • نوای نی
  • زنده باد آزادی
  • کتابلاگ
  • قمارعاشقانه
  • نگاه بی حجاب
  • پیهن
  • آن زن
  • نیروانا
  • کلید
  • آفتابگردان عاشق
  • نگاتیو
  • حقوق بشر و فردگرایی
  • بانو وسگ ملوس
  • بدون سانسور
  • نت هشتم
  • همیشه خالی
  • نسرین
  • فصل زن
  • آش ایرونی
  • امیرهادی انواری
  • عمواروند
  • یک لیبرال دمکرات
  • به تماشای آبهای سپید
  • بند 209
  • عسل نگاشت
  • مشقهای من
  • وسوسه ایی به نام بودن
  • آزاد بهین
  • زندونی
  • گفت و گوی اصلاحی
  • اسرار نهان
  • روزنگاشت
  • جیغ و داد نو
  • یاس و داس
  • فریاد زنان
  • طبقه دوازدهم
  • ارکیده
  • هم واژه آزاد
  • صفحه سیزده
  • نصورنقی پور
  • خانوم
  • فوتو یاس
  • رها در باد
  • دل نوشته های یک روزنامه نگار
  • یادداشتهای یک خبرنگار خود خوانده
  • اتوبوس آبی
  • نوشته
  • تاریکخونه
  • آفتاب از نگاه تو میروید
  • حذفیات
  • اندیشه و احساس
  • خبرنگاران صلح
  • حضرت خضر
  • یادداشت های دکتر نعمت احمدی
  • تریبون آزاد
  • ما همه خوبیم
  • شنگرف
  • از هر دری سخنی
  • هزارو یک شب
  • یه شب مهتاب
  • قرمه سبزی
  • عمو اروند
  • ته نشین
  • ملی مذهبی
  • پوتین
  • ناگفته های انقلاب 57
  • فاژ
  • اوهام
  • دلریخته
  • باد صبا
  • فردا
  • آگراندیسمان
  • نوشته های شخصی سعید نورمحمدی
  • پی نوشت
  • زخم کهنه
  • شب غوک
  • سبك ايراني
  • روزی روزگاری باران
  • فریاد منهای سانسور
  • نگاهی به آسمان
  • جامعه مدنی
  • خانه سیاه است
  • روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم.
  • سيندخت
  • دلریخته
  • من با خودم
  • كوزه
  • زنده باد آزادی
  • آزادی نو
  • لینکها

  • روزنامه هم میهن
  • سایت خبری نوروز
  • خبرگذاری مهر
  • خبرگذاری روزنا
  • کمیته گزارشگران حقوق بشر
  • زنستان
  • تغییر برای برابری
  • کانون زنان ایران
  • میدان
  • انجمن مدافعین جامعه مدنی
  • کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
  • ایران امسال
  • خبرنامه امیرکبیر
  • سازمان دیده بان حقوق بشر
  • سازمان عفو بین الملل
  • سازمان جهانی منع شکنجه
  • خبرنت
  • لوگو


    میرا

    پاورقی


    طراح:مهدی محسنی

    POWERED BY
    BLOGFA.COM

     RSS