پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

درمیانه اخبار خوشحال کننده استیضاح کردان و رئیس جمهور شدن اوباما،انگار که نباید برای ساعتی شادمانی ما را تاب بیاورند خبر می رسد که هفته نامه "شهروند امروز" توقیف شد .
"شهروند امروز" به واهی ترین بهانه دنیا به بند گرفتار آمده و حالا دادستانی تهران می تواند به پرونده سراسر توقیف و زندان و تعطیل خویش ببالد که بعد از توقیف روزنامه "هم میهن" به بهانه عدم طی روال اداری ،و توقیف روزنامه "شرق " به بهانه واهی تر یک مصاحبه که دوبار عذرخواهی رسمی این روزنامه را در پی داشت ، این بار "شهروند امروز" هم به محاق توقیف رفت.
اکنون همه منتظریم تا بیاینه پر از اشتباهات نگارشی دادستانی را بخوانیم و بدانیم به کدامین بهانه واهی هفته نامه "شهروند امروز " مستحق توقیف تشخیص داده شده است. هر چند آنچه از گفتگوهای درگوشی شنیده می شود چاپ مصاحبه فائزه هاشمی رفسنجانی در پرونده آیت الله لاهوتی منجر به توقیف این نشریه گردیده است .
و چقدر جالب که در این میانه که بز حاضر و دزد هم حاضر است، و مصاحبه شونده یک شخصیت حقیقی است و احتمالآ فایل های صوتی نیز موجود می باشد چرا باید تیغ سانسور باز هم بر فراز دستان روزنامه نگاران باشد و یک هفته نامه را به محاق توقیف بکشاند.
گویا در این سرزمین با بهانه و بی بهانه به خود اجازه می دهند روزنامه و هفته نامه و نشریه ایی را ببندند ،بدون آن که کمی نیز به روزنامه نگاران جوانی بیاندیشند که یک شبه از آدم هایی با شغل و درآمد تبدیل به آدم های بدون شغل می شوند، و چقدر بد که او که مهر توقیف شد می زند بر پرونده این نشریات یک بار هم دلش نمی لرزد و دستش شل نمی شود از بیکار کردن این آدمها که در این سرزمین یک شبه ۱۳ روزنامه بسته اند و بستن یک نشریه که بسیار ساده تر است و وجدان ها را خواب کردن از ان هم ساده تر.
گویا که برعکس همه معیارهای جهانی که کار در " معدن" را سخت ترین شغل جهان می دانند سخت ترین شغل در این سرزمین فلک زده شغل "روزنامه نگاری " می باشد که هیچ تضمینی نیست برای فردا روز .
وچه کسی باور می کرد که هنوز ۵۰ سال از ترور محمد مسعود نگذشته که قرابود جان بدهد بر سر آزادی ،و در زمانه ایی که امیدوار بودی دیگر مغز روزنامه نگار را برسنگ فرش خیابان نخواهند پاشید اینگونه روزنامه ها و هفته نامه را به تیغ تیز سانسور گرفتار سازند که گاهی پذیرش این تیغ سانسور سخت تر است از پریشان شدن مغز آدمی که سانسور قلم معنایی ندارد جز سانسور اندیشه آدمیان.
و چه ساده بود او که باپریشان کردن مغز محمد مسعود امیدوار بود اندیشه های او را متلاشی کند .
مگر با شلیک به مغز محمد مسعود شد از بسط اندیشه هایش جلوگیری کرد؟؟ مگر توانستند با حذف فیزیکی او اندیشه هایش را مدفون کنند؟؟
حذف نگاه و اندیشه آدمها با سانسور و بند و زندان و توقیف میسر نمی گردد که گیریم به بند بکشند و توقیف کنند و به تیغ سانسور بسپارند، با رویش ناگزیر جوانه چه خواهند کرد؟
اندیشه آدمها را نه با گلوله ، نه با سانسور و بند و توقیف نمی توان خفه کرد که آدمی زنده به اندیشه است و انچه از پس این همه تحقیر و توهین و بند و زندان باقی می ماند قضاوت تاریخ است که تاریخ نام محمد مسعود ها و فاطمی ها را گرامی داشته و روزنامه "مرد امروز"ش هنوز نامش در یادها زنده است.
پی نوشت :"شهروند امروز " توقیف شد اما انچه از خبر توقیف این هفته نامه آزار دهنده تر بود احساس خوشحالی بود که می شد زیر پوست بسیاری از شنیدن این خبر احساس می شد.
ناراحت کننده است که هر کدام ما در نهان خود هنوز یک دیکتاتور پنهان کرده ایم و از یاد برده ایم که مهم نبوده و نیست که شهروند امروز را دوست نداشتیم یا از مطالبش لذت نمی برده ایم.
به این توقیف باید اعتراض کرد چرا که این اعتراض، اعتراض به سانسوری است که هر روز بیشتر بر سر نشریات ایرانی سایه می افکند و در این میانه مدعیان زنده باد منتقد من باید بیشتر از سایرین به این توقیف ها اعتراض کنند.
پی نوشت : هنوز تمام چهل و چند شماره هم میهن را آرشیو شده و کامل دارم و با توقیف شهروند امروز خاطره بد آن روز توقیف بی دلیلی هم میهن در ذهنم جان گرفت.
پی نوشت : خاتمی می آید ؟؟ خاتمی قصد دارد بیاید یا نه؟؟ خاتمی تصمیم نهایی اش را گرفت ؟؟ بلاخره خاتمی می خواهد چه کند ؟؟ و... این روزها آماج این سوالات هستم گویا که خاتمی هر تصمیمی بگیرد اول از همه با من در میان می گذارد (: .
من هم مثل همه امیدوارم هر چه زودتر خاتمی به جمع بندی و تصمیم نهایی خود برسد و تکلیف خود را با انتخابات و حضور در آن روشن کند.
