پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

مردن امر ساده ای است
و از زندگی کردن بسیار آسان تراست
تمام خفقان مرگ
درمقابل یک شک
در مقابل یک حرص
در مقابل یک کینه
در مقابل یک عشق
هیچ است
مردن امر ساده ای است
و درمقابل خستگی زندگی
چون سفری است
که دریک روز تعطیل می کنیم
و هرگز دیگر باز نمی گردیم ... .
باورم نمی شود احمد آقالو نازنین یکی از اولین اساتید من در حالی که کمتر از ۶۰ سال داشت،در گذشت .
باور نمی کنم ،و فکر می کنم این سال لعنتی که آغازش با مرگ داوود اسدی نازنین بود و درتابستانش خسرو شکیبایی عزیز را از ما گرفت و می توان لیستی از درگذشتگان هنرمند و شاعر و بازیگر به آن اضافه کرد چرا تمام نمی شود.
مگر می شود از یاد برد تئاترهای محشر و تله تئاترهایی که با ان صدای گرم در آن بازی می کرد، آن رئیس بازیچه دست شده در " گاهي به آسمان نگاه كن "ش و دهها اثر تصویری ماندگار از او و آن همه تئاتر که بر صحنه اجرایش کرد و چقدر بی نظیر بود.
آن روانپریش "تمام وسوسه هاي زمين " که اسیر روستا خود هم دیوانه شده بود حالا رفته .
صدای جاودانه اش رفته و چقدر باور مرگ بعضی ها سخت است و چقدر این سال لعنتی بداست و چرا تمام نمی شود.
او نه یک هنرمند بزرگ که انسان بزرگی بود . انسانی بزرگ و نازنین .
پی نوشت : تابستان بود و قبل از سفرم که به دفتر مجله فیلم رفتم و در آنجا شنیدم احمد آقالو بیمار است، و نشد ببینمش تا از سفر بازگردم و در بازگشت هم شدم اسیر روزمرگی های این زندگی و حالا ... .
مرگ هنرمندان در این سال بسیار آزارم داده اما هیچکدام چون مرگ احمد آقالو اندوهگینم نکرد . اشک هایم بند نمی آید از تصور مرگ این انسان بزرگ و هنرمند قدر نادیده که حالا برایش مراسم و بزرگداشت می گیرند و هیچگاه در زنده بودنش هنر بازیگریش را ندیدند که روزگار روزگار بی استعدادهای چشم رنگیست در این سینما.
