تبليغاتX
ميرا - فراتر از تصویر



برای مادر احسان منصوری که حجم واژه هایم در حضورش حقیر است:

مثل همیشه دیر می رسم با تآخیر و دقیقن زمانی که برنامه آغاز شده . افطاری دانشجویان است و به سرعت می روم سراغ دوربین و ضبط را می گذارم روی میز و میروم سراغ دوربین و لنزش .می خواهم گزارش تصویری خوبی از کار در آید. مجری نام اولین سخنران را می گوید و من همانجا که هستم بر سر جا می ایستم،نیم دایره می چرخم و خانم منصوری مادر احسان منصوری را می بینم که دارد دردنامه فرزندنش ،فرزندانش ،که شاید درد نامه مظلوم ترین مادران زمین است را می خواند.
پیش از این نیز دیده ام ایشان را. در آخرین مراسم دفتر ادوار (این آخرین چه زخمی را در خود پنهان دارد و چقدر درد را). مراسم روز مادر بود و ایشان هم همراه مادران دیگر دانشجویان زندانی آمده بودند به دفتر ادوار و آنجا هم زمانی که ایشان را دیدم انگار تمام وزنه ایی را برقلبم احساس کردم آنجا هم لال شده بودم مثل امروز و فقط نگاهشان می کردم و یادم رفته بود که باید گزارش مراسم را بنویسم .
حالا دوباره می بینمشان، همچنان محکم و با صلابت که بی تردید حضور محکم شان برای آنان که احسان منصوری را می شناسند یاد آور فرزند است.
خودم را می بینم که ایستاده وسط میزگردی که دور تا دور آن،کیپ تا کیپ نشسته اند و من حیران دارم به خانم منصوری نگاه می کنم که حالا دارد آنچه کشیده اند در این چهار ماه را،آنچه شده و تلاشهایشان را تعریف می کند با صدایی دردمند،دردمند و محزون،اما با صلابت .
دارم به زنی نگاه می کنم تا اینجا هر چه قراربود ما من و تو بکنیم یک تنه پیش برده . به زنی که می خواهم ببینمش،نگاهش کنم و تصور کنم اکنون که دارد برای نمیدانم چندمین بار می گوید فرزندش فرزندانش را برده اند و بی خبر است از آنها،در قلب اندوهگینش چه می گذرد.

دوربین را بر سر دست می گیرم چرا این عکس ها را دوست ندارم ؟ چرا همه این تصاویر مادر احسان منصوری هست و مادر احسان منصوری نیست؟ حضور پنهان این زن را باید چگونه به تصویر کشید؟ با کدام دوربین،با کدام تصویر می توان اینهمه استقامت را نشان داد اینهمه اراده را ؟ حجم حضور او بسیار بزرگ تر است از تصاویر حقیر من . می نشینم بر زمین و دوباره عکس می گیرم و او دارد هنوز می گوید از آنچه بوده در این ۴ ماه و من حیران نگاهش می کنم . می بینم دیگر فقط آدمها نیستند که دارند می شنوند رنجنامه اش را،من می بینم که در و دیوار و سقف هم تعظیم می کند در مقابل اینهمه شهامت در مقابل این دلاوری اینهمه بردباری که خدا نثار روح دردکشیده این زن کرده.
به خود می آیم می بینم حالا سکوت محض است و تنها صدای زن پرده نئی است و چیک چیک دوربین من.می روم می نشینم برسر جایم .

تصاویر هم اوج حضور تو را تاب نیاوردند مادر نازنین ما . تصاویر من حقیرند در برابر حجم حضورت و واژه هایم کوچک در مقابل آنچه تو آموخته ایی به من،به ما، اگر ببینیم و بخوانیمش. تصاویر من نمی توانند ثبت کنند شب گریه هایت رابرای فرزندات. تصاویر من نمی تواند همه آن دلهره را،همه آن اضطراب،همه آن شهامت را نشان دهد. اینها راباید با تو بود کنار تو بود تا لمس کرد . مادر جان بهشت بی بها به مادران نداده اند و خوش به حال بهشت خدا که زیر پای نازنین زنی چون تو هست که شهامتت ، استقامتت دارد به ما درس شهامت می دهد... .مادر جان مرا ببخش که تصاویرم هم مثل خودم کوچک هستند .
نازنین مادر روسری سفید ایرانی ما،تا آخر این راه خدا به همراهت.
| میرا | 3:42جمعه 20 مهر1386 | |

درباره من

من گم شده ام
میان این همه شکل و فرم و تصویر
اسیر شده ام
میان این همه رنگ و رنگ و رنگ
و هنوز ریشه دارم میان دامنه های سرگردانی

نوشته های پیشین

  • مرداد 1388
  • تیر 1388
  • خرداد 1388
  • فروردین 1388
  • اسفند 1387
  • دی 1387
  • آذر 1387
  • آبان 1387
  • مهر 1387
  • شهریور 1387
  • مرداد 1387
  • تیر 1387
  • خرداد 1387
  • اردیبهشت 1387
  • فروردین 1387
  • اسفند 1386
  • بهمن 1386
  • دی 1386
  • آذر 1386
  • آبان 1386
  • مهر 1386
  • شهریور 1386
  • مرداد 1386
  • تیر 1386
  • آرشیو موضوعی

  • جامعه
  • شخصی
  • سیاست
  • زنان
  • حقوق بشر
  • هنرو فرهنگ
  • اقتصاد
  • دوستان

  • میرا
  • جمهور
  • مسیح
  • آنیما
  • spotlight
  • توکای مقدس
  • حمیدرضا سلیمانی
  • یک لحظه تنهایی
  • كيانوش سنجري
  • دل نوشت
  • زندان ایران
  • بهزاد باشو
  • راز نو
  • دفتر بی مخاطب
  • کسوف
  • امشاسپندان
  • تجربه های زنانه
  • وارش
  • بی بی مهتاب
  • زن نوشت
  • مسافر
  • هنوز
  • بوی خاک
  • گرگ صابونی
  • پرشین کارتون
  • کافه گودو
  • پرنده خارزار
  • روزمزگی ها
  • گفتنی ها
  • ته دیگ گفتنی ها
  • گلنسا
  • صوراسرافیل
  • عبور از راه بی نقشه
  • ققنوس
  • یار دبستانی من
  • غورباقه باز
  • پرگاس
  • تبعیدی عصبانی
  • برونکا
  • خوابگرد
  • نوای نی
  • زنده باد آزادی
  • کتابلاگ
  • قمارعاشقانه
  • نگاه بی حجاب
  • پیهن
  • آن زن
  • نیروانا
  • کلید
  • آفتابگردان عاشق
  • نگاتیو
  • حقوق بشر و فردگرایی
  • بانو وسگ ملوس
  • بدون سانسور
  • نت هشتم
  • همیشه خالی
  • نسرین
  • فصل زن
  • آش ایرونی
  • امیرهادی انواری
  • عمواروند
  • یک لیبرال دمکرات
  • به تماشای آبهای سپید
  • بند 209
  • عسل نگاشت
  • مشقهای من
  • وسوسه ایی به نام بودن
  • آزاد بهین
  • زندونی
  • گفت و گوی اصلاحی
  • اسرار نهان
  • روزنگاشت
  • جیغ و داد نو
  • یاس و داس
  • فریاد زنان
  • طبقه دوازدهم
  • ارکیده
  • هم واژه آزاد
  • صفحه سیزده
  • نصورنقی پور
  • خانوم
  • فوتو یاس
  • رها در باد
  • دل نوشته های یک روزنامه نگار
  • یادداشتهای یک خبرنگار خود خوانده
  • اتوبوس آبی
  • نوشته
  • تاریکخونه
  • آفتاب از نگاه تو میروید
  • حذفیات
  • اندیشه و احساس
  • خبرنگاران صلح
  • حضرت خضر
  • یادداشت های دکتر نعمت احمدی
  • تریبون آزاد
  • ما همه خوبیم
  • شنگرف
  • از هر دری سخنی
  • هزارو یک شب
  • یه شب مهتاب
  • قرمه سبزی
  • عمو اروند
  • ته نشین
  • ملی مذهبی
  • پوتین
  • ناگفته های انقلاب 57
  • فاژ
  • اوهام
  • دلریخته
  • باد صبا
  • فردا
  • آگراندیسمان
  • نوشته های شخصی سعید نورمحمدی
  • پی نوشت
  • زخم کهنه
  • شب غوک
  • سبك ايراني
  • روزی روزگاری باران
  • فریاد منهای سانسور
  • نگاهی به آسمان
  • جامعه مدنی
  • خانه سیاه است
  • روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم.
  • سيندخت
  • دلریخته
  • من با خودم
  • كوزه
  • زنده باد آزادی
  • آزادی نو
  • لینکها

  • روزنامه هم میهن
  • سایت خبری نوروز
  • خبرگذاری مهر
  • خبرگذاری روزنا
  • کمیته گزارشگران حقوق بشر
  • زنستان
  • تغییر برای برابری
  • کانون زنان ایران
  • میدان
  • انجمن مدافعین جامعه مدنی
  • کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
  • ایران امسال
  • خبرنامه امیرکبیر
  • سازمان دیده بان حقوق بشر
  • سازمان عفو بین الملل
  • سازمان جهانی منع شکنجه
  • خبرنت
  • لوگو


    میرا

    پاورقی


    طراح:مهدی محسنی

    POWERED BY
    BLOGFA.COM

     RSS