پیوندهای روزانه
+ آرشیو +
«اگر ایستادگی در برابر ظلم و انحرافات تندروی است، من افتخار می کنم تندرو هستم، اگر تسلیم شدن در برابر انحراف اعتدال است، من خودم را آلوده این اعتدال نمی کنم. حتی اگر مجبورشوم از سیاست کناره گیری کنم.»
جمله بالاقسمتی از سخنان دکتر محمدرضا خاتمی نائب رئیس مجلس ششم در اردوی استانی شاخه جوانان جبهه مشارکت بود .
دکتر خاتمی در این نشست بارها و بارها بر روی حقوق مردم تاکید کرد همانگونه که جبهه مشارکت در این نشست دو روزه بر حقوق اقلیت های مذهبی تآکید کرد، و اگر باور داریم این حرفها تندروی است پس باید تندروی را از نو معنی کرد چرا که بی تردید آنچه از معنای تندروی تا کنون مطرح شده بسیار متفاوت است از این سالاد فصلی که می خواهند به اسم تندرویی به ما بدهند.
عجیب تر این است که آنان که اکنون مدعی اصلاحات و اصلاح طلبی شده اند و بسیاری را به چوب تندروی می زنند زمانی که دانشجویان در دانشگاه کتک می خوردند و آماج حملات گروه های موسوم به گروه فشار بودند چشمانشان را بسته بودند، آن هنگام که روزنامه ها توقیف شدند و روزنامه نگاران به بند رفتند تندرویی نمی دیدند، اما اکنون در مقابل یک سوال ساده که آیا سالم سازی وزارت اطلاعات و مبارزه با مفاسد اقتصادی تندرویی بود ؟ چماق فریاد بر دست می گیرند و فریاد وااسافا سر می دهند که تندرویی شده و اعتدال برباد رفته و باید در مقابل این تندرویی ها ایستاد.
آنان که امروز بر طبل اعتدال می کوبند و از قضا خود نیز در قست هایی از حاکمیت آن دوره نیز بوده اند باید خود پاسخگو باشند که در آن تندروی ها که آن را ریشه بسیاری از انحرافات در جبهه اصلاحات می دانند، چه نقشی داشته اند ؟ چرا این جریان های غیر معتدل و تندرو را آسیب شناسی نمی کنندو مصادیق آن را ذکر نمی کنند تا مردم خود قضاوت کنند تندرویی ها کجا بوده است.
آیا خواسته های چون عدالت اجتماعی،آزادی مطبوعات ،حقوق برابر،عدم درجه بندی شهروندی، مبارزه با مفاسد اقتصادی تندرویی محسوب می شود ؟؟
به واقع باید پرسید این تندرویی که از آن سخن گفته می شود چیست و اساسآ برداشت ها ی مختلف کلامی است یا یک باور ؟آیا همان چیزی که از آن با نام "هرمونتیک کلامی" نام برده می شود ؟ یا بسیار بیشتر از برداشت های متفاوت است و باوری است که در بعضی از گروههای حاضردر اردوگاه اصلاح طلبان بوجود آمده است.
آنچه این گفته ها و نکته های در باب تندرویی ها را که در اردوگاه اصلاح طلبان و تنها بعضی از گروههای حاضر در این اردوگاه پیدا شده را حائز اهمیت می کند نزدیکی طرح اینگونه مسائل با زمان انتخابات است و ایا باید باور کرد زمانی دیگر نبوده تا این مسائل مطرح شود ؟
باید از خود پرسید که تعریف این تندرویی ها از کجا آمده است کما اینکه دکتر خاتمی نائب رئیس مجلس ششم نیز صراحتآ این سوال را طرح کرده اند که :«تندروی اصولا چیست؟ آیا تعریف جامع و کاملی از تندروی وجود دارد؟ آیا این مسأله به برداشت افراد باز می گردد؟»
عده ایی معدود به زعم خود گروه دیگری را به تندرویی متهم می کنند و بی توجه به آنچه خواست جامعه و نگاه منتظر بسیاری از اقشار همین جامعه بوده است تنها بنا به موقعیت و مصالح،تلاشهایی را که به عنوان مثال در مجلس ششم برای آزادی زندانیان سیاسی ،برای مبارزه با مفاسد اقتصادی و بسیاری تلاشها برای آزادی های مدنی روی داده است را نادیده می گیرند و تلاشهای انجام شده را تندروی می نامند و بعد باز هم به زعم خود می خواهند این تندرویی ها انجام نگیرد . و این همه در حالی است که اصلاح طلبان همواره تآکید بر باورهایی داشته اند که اکنون گروهی می خواهند به بهانه اعتدال گرایی و دوری از تندرویی از آن عدول کنند .
شاید بهترین کار این باشد که لیستی از مصادیق این تندرویی ها تهیه گردد تا مردم خود بتوانند قضاوت کنند این تندرویی ها کی و کجا و به چه شکلی صورت گرفته است . شاید باید یک بار برای همیشه خود را بی پروا در معرض قضاوت قرار دهیم تا روشن شود چرا باید تمامی تلاشها و خدمات مجلس ششم و دولت اصلاحات به یک باره به تندرویی و عدم اعتدال در نگرش تعبیر شود.
نباید از یاد برد آنچه دکتر خاتمی در صحبت های خود به آنها اشاره می کند را بسیاری از ما و بسیاری از رآی دهندگان به آن اعتقاد دارند. اعتقاد به عدالت اجتماعی،آزادی مطبوعات ، حقوق برابر،عدم درجه بندی شهروندی، مبارزه با مفاسدد اقتصادی چیزی نیست که بتوان به چماق فریاد و هیاهو و سرکوب ساکت کرد .
تاریخ بهترین قاضی خواهد بود برای قضاوت کردن مابین تندروی و عدم اعتدال و آنچه فریاد حق طلبی است و اگر فریاد زدن برای عدالت ، حقوق اجتماعی، آزادیهای فردی ، مبارزه با مفاسد اقتصادی و ... تندروی است پس از یاد نبرید که ما همگی تندرو هستیم و این تندروی مثل سالاد فصلی است با مخلفاتی دوست داشتنی.
جمله بالاقسمتی از سخنان دکتر محمدرضا خاتمی نائب رئیس مجلس ششم در اردوی استانی شاخه جوانان جبهه مشارکت بود .
دکتر خاتمی در این نشست بارها و بارها بر روی حقوق مردم تاکید کرد همانگونه که جبهه مشارکت در این نشست دو روزه بر حقوق اقلیت های مذهبی تآکید کرد، و اگر باور داریم این حرفها تندروی است پس باید تندروی را از نو معنی کرد چرا که بی تردید آنچه از معنای تندروی تا کنون مطرح شده بسیار متفاوت است از این سالاد فصلی که می خواهند به اسم تندرویی به ما بدهند.
عجیب تر این است که آنان که اکنون مدعی اصلاحات و اصلاح طلبی شده اند و بسیاری را به چوب تندروی می زنند زمانی که دانشجویان در دانشگاه کتک می خوردند و آماج حملات گروه های موسوم به گروه فشار بودند چشمانشان را بسته بودند، آن هنگام که روزنامه ها توقیف شدند و روزنامه نگاران به بند رفتند تندرویی نمی دیدند، اما اکنون در مقابل یک سوال ساده که آیا سالم سازی وزارت اطلاعات و مبارزه با مفاسد اقتصادی تندرویی بود ؟ چماق فریاد بر دست می گیرند و فریاد وااسافا سر می دهند که تندرویی شده و اعتدال برباد رفته و باید در مقابل این تندرویی ها ایستاد.
آنان که امروز بر طبل اعتدال می کوبند و از قضا خود نیز در قست هایی از حاکمیت آن دوره نیز بوده اند باید خود پاسخگو باشند که در آن تندروی ها که آن را ریشه بسیاری از انحرافات در جبهه اصلاحات می دانند، چه نقشی داشته اند ؟ چرا این جریان های غیر معتدل و تندرو را آسیب شناسی نمی کنندو مصادیق آن را ذکر نمی کنند تا مردم خود قضاوت کنند تندرویی ها کجا بوده است.
آیا خواسته های چون عدالت اجتماعی،آزادی مطبوعات ،حقوق برابر،عدم درجه بندی شهروندی، مبارزه با مفاسد اقتصادی تندرویی محسوب می شود ؟؟
به واقع باید پرسید این تندرویی که از آن سخن گفته می شود چیست و اساسآ برداشت ها ی مختلف کلامی است یا یک باور ؟آیا همان چیزی که از آن با نام "هرمونتیک کلامی" نام برده می شود ؟ یا بسیار بیشتر از برداشت های متفاوت است و باوری است که در بعضی از گروههای حاضردر اردوگاه اصلاح طلبان بوجود آمده است.
آنچه این گفته ها و نکته های در باب تندرویی ها را که در اردوگاه اصلاح طلبان و تنها بعضی از گروههای حاضر در این اردوگاه پیدا شده را حائز اهمیت می کند نزدیکی طرح اینگونه مسائل با زمان انتخابات است و ایا باید باور کرد زمانی دیگر نبوده تا این مسائل مطرح شود ؟
باید از خود پرسید که تعریف این تندرویی ها از کجا آمده است کما اینکه دکتر خاتمی نائب رئیس مجلس ششم نیز صراحتآ این سوال را طرح کرده اند که :«تندروی اصولا چیست؟ آیا تعریف جامع و کاملی از تندروی وجود دارد؟ آیا این مسأله به برداشت افراد باز می گردد؟»
عده ایی معدود به زعم خود گروه دیگری را به تندرویی متهم می کنند و بی توجه به آنچه خواست جامعه و نگاه منتظر بسیاری از اقشار همین جامعه بوده است تنها بنا به موقعیت و مصالح،تلاشهایی را که به عنوان مثال در مجلس ششم برای آزادی زندانیان سیاسی ،برای مبارزه با مفاسد اقتصادی و بسیاری تلاشها برای آزادی های مدنی روی داده است را نادیده می گیرند و تلاشهای انجام شده را تندروی می نامند و بعد باز هم به زعم خود می خواهند این تندرویی ها انجام نگیرد . و این همه در حالی است که اصلاح طلبان همواره تآکید بر باورهایی داشته اند که اکنون گروهی می خواهند به بهانه اعتدال گرایی و دوری از تندرویی از آن عدول کنند .
شاید بهترین کار این باشد که لیستی از مصادیق این تندرویی ها تهیه گردد تا مردم خود بتوانند قضاوت کنند این تندرویی ها کی و کجا و به چه شکلی صورت گرفته است . شاید باید یک بار برای همیشه خود را بی پروا در معرض قضاوت قرار دهیم تا روشن شود چرا باید تمامی تلاشها و خدمات مجلس ششم و دولت اصلاحات به یک باره به تندرویی و عدم اعتدال در نگرش تعبیر شود.
نباید از یاد برد آنچه دکتر خاتمی در صحبت های خود به آنها اشاره می کند را بسیاری از ما و بسیاری از رآی دهندگان به آن اعتقاد دارند. اعتقاد به عدالت اجتماعی،آزادی مطبوعات ، حقوق برابر،عدم درجه بندی شهروندی، مبارزه با مفاسدد اقتصادی چیزی نیست که بتوان به چماق فریاد و هیاهو و سرکوب ساکت کرد .
تاریخ بهترین قاضی خواهد بود برای قضاوت کردن مابین تندروی و عدم اعتدال و آنچه فریاد حق طلبی است و اگر فریاد زدن برای عدالت ، حقوق اجتماعی، آزادیهای فردی ، مبارزه با مفاسد اقتصادی و ... تندروی است پس از یاد نبرید که ما همگی تندرو هستیم و این تندروی مثل سالاد فصلی است با مخلفاتی دوست داشتنی.
