پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

برای معلم نازنینم عمادالدین باقی که بزرگ تر است از همه دیوارها و میله های زندان و هیچ حصاری نمی تواند حجم حضورش را از ما دریغ کند و دستان ما حضور گرمش را طلب می کند :
با این که رو دستهای ما، خط کبود گریه هاس
خوب می دونم که مدرسه، فردا پر از نور و صداس،
خسته نشو ای من من! آخر جاده روشنه
ترکه ی خیس آلبالو، یه جای قصه می شکنه
پی نوشت : محمدرضا ترک اعدام شد .نمی شد هیچ کاری کرد خبر بسیار دیر رسیده بود کمتر از ۱۰ ساعت زمان و عمادالدین باقی عزیز هم نبود . محمدرضا ترک ۴ ماه پیش ۱۸ ساله شده بود و در ۱۶ سالگی در یک نزاع مرتکب قتل شده بود و سحرگاه امروز اعدام شد و واقعن نمی شد کاری کرد . نمی شد ... غروب وقتی نفیسه زنگ زد تا بپرسد چه شد گفتم "نشد و نمی بینی چه سکوتی فعالین حقوق بشر را گرفته" و باز هم گفتم " نفیسه آخر آقای باقی که نبود" ... . می بینی آقای باقی سنگینی غم نبودنت از شانه های ما بیشتر است و ما هر روز تکرار می کنیم و این تکرار ها یعنی اینکه هستی ، در درون ما هستی .
پی نوشت : ای کاش دلتنگی این روزهایم تمام شود مثل یخ که زیر آفتاب آب می شود .
