پیوندهای روزانه
+ آرشیو +
می بینی برادر جان؟ می بینی تهران هنوز همان تهران هست با همان خیابان انقلابش و باز ۱۸ تیر است و باز انقلاب را بسته اند. می بینی حتی تحمل بزرگداشتی ساده را ندارند بر خاطره جمعی نسل ما. می بینی خواهر جان به همین سادگی تاب نیاوردند تجدید خاطره ما را تجدید میثاقمان را.
برادرجان امروز تهران صبحی پر از ماجرا را آغاز کرد .صبحی که در آغازین ساعات بامدادش با بازداشت آغاز شد. امروز صبح اعضای شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت دست به یک تحصن آرام در مقابل درب خیابان ولی عصر دانشگاه امیرکبیر تهران زدند.
تحصنی آرام که با خشونت نیروهای انتظامی و ماموران لباس شخصی مواجه گشت و تمامی شرکت کنندگان حاضر در این محل بازداشت شدند. می بینی برادر جان هنوز بعد از ۸ سال تحصن آرام و اصل ۲۷ قانون اساسی مال من و تو نیست، نه خواهرم این اصل هنوز فقط برای چفیه داران است نه من و تو .
برادر جان امروز بازهم انقلاب یکپارچه در محاصره بود،امروز یک بار دیگر اگر سه نفر میشدی تذکر دریافت می کردی که اینجا جای ایستادن نیست بروید.می بینی برادر جان ۸ سال بعد از آن شب و روز اگر می خواستی در خیابان راه بروی در همان خیابان خاطره ها مجرم بودی .
می بینی برادر جان چه روزگار بدی شده ،وقتی برق دانشگاه پلی تکنیک را قطع می کنند وقتی دانشجو را از دانشگاه بیرون می کنند.دانشجو غیر از دانشگاه کدام خانه را دارد که فریادهایش را بزند اگر از دانشگاه بیرونش کنند کجا باید برود و حرف بزند.
امروز بر دانشجو برق را حرام کردند به من بگو چه تضمینی هست که فردا آب نبندند به رویش . حالا نیروی انتظامی حریم دانشگاه می شکند حرمت علم را به زیر پا می کذارد و دانشگاه تصرف می کند ، وارد حریم اعتبار دانشگاه می شود و درب های ورودی را تصرف می کند که مبادا یک بار دیگر کنار هم باشیم من و تو.
نمیدانم امروز رفته بودی به خیابان ولیعصر ، اگر رفتی زیاد هراسان نشو از اینهمه مآمور و نیرو آمده اند نگذارند من و تو دم درب دانشگاه امیرکبیر باشیم. آمده اند امنیت بیاورند برایمان .
چه روزگار بدی شده چه روزگاریست که به آخرین سنگرمان یورش می برند در می شکنند و فریاد می زنند " اینها که گرفته اییم قاچاقچی هستند...اینها که گرفته ایم معتاد هستند " غیرت و انسانیت زیر بار اینهمه وقاحت شانه خم می کند برادر جان که می برند بهترین های سرزمین مان را فریاد می زنند دارم دزد می بریم که دزدان همه در شهرند.
می بینی برادر جان حالا دیگر دفتر ادواری نداریم که همه بی پناهیمان را انجا فریاد بزنیم درب دفتر ادوار تحکیم وحدت را هم پلمپ کردند . به همین سادگی.
چرا به این سادگی نباشد وقتی که در روز روشن به دلاوران سرزمینت می گویند دزد و معتاد باید هم همه چیز به همین سادگی باشد و یا حتی شاید ساده تر از این .
حالا اینجا کسی فریاد برآورده که معجزه ایی رخ نخواهد داد و چه راست گفته. از اینجا به بعد ما خود باید معجزه ای خود باشیم ما در بیست و چند سالگی باید معجزه یک ملت باشیم.
برادرجان امروز تهران صبحی پر از ماجرا را آغاز کرد .صبحی که در آغازین ساعات بامدادش با بازداشت آغاز شد. امروز صبح اعضای شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت دست به یک تحصن آرام در مقابل درب خیابان ولی عصر دانشگاه امیرکبیر تهران زدند.
تحصنی آرام که با خشونت نیروهای انتظامی و ماموران لباس شخصی مواجه گشت و تمامی شرکت کنندگان حاضر در این محل بازداشت شدند. می بینی برادر جان هنوز بعد از ۸ سال تحصن آرام و اصل ۲۷ قانون اساسی مال من و تو نیست، نه خواهرم این اصل هنوز فقط برای چفیه داران است نه من و تو .
برادر جان امروز بازهم انقلاب یکپارچه در محاصره بود،امروز یک بار دیگر اگر سه نفر میشدی تذکر دریافت می کردی که اینجا جای ایستادن نیست بروید.می بینی برادر جان ۸ سال بعد از آن شب و روز اگر می خواستی در خیابان راه بروی در همان خیابان خاطره ها مجرم بودی .
می بینی برادر جان چه روزگار بدی شده ،وقتی برق دانشگاه پلی تکنیک را قطع می کنند وقتی دانشجو را از دانشگاه بیرون می کنند.دانشجو غیر از دانشگاه کدام خانه را دارد که فریادهایش را بزند اگر از دانشگاه بیرونش کنند کجا باید برود و حرف بزند.
امروز بر دانشجو برق را حرام کردند به من بگو چه تضمینی هست که فردا آب نبندند به رویش . حالا نیروی انتظامی حریم دانشگاه می شکند حرمت علم را به زیر پا می کذارد و دانشگاه تصرف می کند ، وارد حریم اعتبار دانشگاه می شود و درب های ورودی را تصرف می کند که مبادا یک بار دیگر کنار هم باشیم من و تو.
نمیدانم امروز رفته بودی به خیابان ولیعصر ، اگر رفتی زیاد هراسان نشو از اینهمه مآمور و نیرو آمده اند نگذارند من و تو دم درب دانشگاه امیرکبیر باشیم. آمده اند امنیت بیاورند برایمان .
چه روزگار بدی شده چه روزگاریست که به آخرین سنگرمان یورش می برند در می شکنند و فریاد می زنند " اینها که گرفته اییم قاچاقچی هستند...اینها که گرفته ایم معتاد هستند " غیرت و انسانیت زیر بار اینهمه وقاحت شانه خم می کند برادر جان که می برند بهترین های سرزمین مان را فریاد می زنند دارم دزد می بریم که دزدان همه در شهرند.
می بینی برادر جان حالا دیگر دفتر ادواری نداریم که همه بی پناهیمان را انجا فریاد بزنیم درب دفتر ادوار تحکیم وحدت را هم پلمپ کردند . به همین سادگی.
چرا به این سادگی نباشد وقتی که در روز روشن به دلاوران سرزمینت می گویند دزد و معتاد باید هم همه چیز به همین سادگی باشد و یا حتی شاید ساده تر از این .
حالا اینجا کسی فریاد برآورده که معجزه ایی رخ نخواهد داد و چه راست گفته. از اینجا به بعد ما خود باید معجزه ای خود باشیم ما در بیست و چند سالگی باید معجزه یک ملت باشیم.