پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

۳ سال پیش تر از امروز ـ ۱۶ آذر ۱۳۸۳ دانشگاه تهران:
یادت هست آقای رئیس جمهور هشت سال اصلاحات،یادت هست آخرین بار که آمدی دانشگاه تهران در زمان ریاست جمهوری ات یادت هست؟من خوب یادم هست ، آخرین ۱۶ آذر ریاست جمهوریت بود، از آن ۱۶ آذرها که بعد از دوران اصلاحات تازه شده بود روز دانشجو و نشسته بود به جای ۱۳ آبان که حالا فقط شده روز دانش آمور.
با لبی خندان آمدی،با همان لب خندان اما دل شکسته رفتی. حتی هنوز تک تک جملاتت هم یادم هست در مقابل آن حملات و توهین ها گفتی : "انشاا… بعد از من كسانی خواهند آمد كه عمل كنند و شما هم عمل آنها را خواهيد ديد".
بی رحمانه پینوشه خطابت کردند و گفتی :زمان هنوز زیاد است ، شما فکرمی کنید که بعد از ما همه چیز تمام می شود؛ گمان نکنید چنین است.
من هنوز همه آن لحظات را به یاد می آورم به همان روشنی و به همان واضحی . من هنوز صدای مجری را می شنوم که در مقابل اعتراض های تعدادی از دانشجویان گفت :"هر کس می خواهد رئیس جمهور ( خاتمی ) به صحبت هایش ادامه دهد کف بزند "،و ما انقدر کف زدیم که من دست هایم درد گرفته بود . می بینی آقای رئیس جمهور اصلاحات من همه اش یادم هست .
من هنوز فریادهای معترضین پشت در مانده را یادم می آید که نمی دانستند ما تمام شب را انتظار کشیده ایم برای باز شدن درها و معترض بودند که چرا نمی توانند وارد سالن شوند.
یادم هست که دانشجویی گفت شما نه مصدق هستید نه امیر کبیر ،و دیگری گفت دروغ بس است و دیگری ... .در مقابل بسیاری از دانشجویان با اعتراض می خواستند سکوت حکم فرما شود تا صدای رئیس جمهورشان را بشنوند.
همه آنان که اعتراض کردند دروغ گو و پینوشه و با بسیاری القاب دیگر خطابتان کردند شب به خانه خود رفتند و نه فردا و نه سه ماه بعد و نه هیچ روز دیگری هیچ پیگردی برایشان نبود . هیچ نشریه ایی در دانشگاهشان توقیف نشد.
و این شد آخرین دیدارت با دانشجویان در دانشگاه در زمان ریاست جمهوری.
۲۰ آذر ۱۳۸۶ دانشگاه تهران(مراسم روز دانشجو):
صبح بخیر آقای خاتمی . امروز دوباره دانشگاه تهران بودید و من هم بودم و هزاران نفر دیگر هم.
می بینید آقای خاتمی چقدر همه چیز تغییر می کند. شرایط، آدمها را تغییر می دهد .امروز "نامتان کنار مصدق بود و امیر کبیر" ،کنار همانها که سه سال پیش تر می گفتند در اندازه آنها نیستید .
می بینید آقای خاتمی امروز رئیس جمهور نبودید اما آن هنگام که وارد سالن شدی من نگران بودم غریو شادمانه هزاران دانشجو سقف را بر سرمان خراب کند.
می بینی روزگار را آقای خاتمی صدای فریادهای هزاران دانشجو را که بی پروا "ناجی ملت و کشور" خطابت می کردند .امروز دانشگاهی که سه سال پیش از آن دلشکسته بیرون آمدی از آن "سنگری شده بود که بی پروا ادعای یاریت می کرد" .
می دانستم که روز شلوغی خواهد بود اما نمی توانم مدعی نباشم که شوک زده شدم از دیدن آن همه صورت مشتاق و آن همه نگاه بی تاب و دانشجویانی که کریدورها و راهروها و صحن را پر کرده بودند، بدون داد و فریاد ،که صحن تالار شهید چمران دانشکده فنی لبریز دانشجویانی بود که مشتاق شنیدن بودند مشتاق دانستن.
امروز همه چیز رنگ دیگری داشت ، انگاردرخت های چندصد ساله دانشگاه تهران هم داشتند به کار روزگار و رفتار آدمیان می خندیدند.
امروز من و بسیاری دیگر،چنان من یاد گرفته بودند که اصلاحات را یک روند طولانی مدت بدانند نه یک حادثه.
امروز ما بودیم و اعتراف جسورانه ات به " برنده تر بودن چاقوی دیگران " در پاسخ به دانشجویی که با اشاره به سخنان مصباح یزدی سخن از اسلامی نبودن دانشگاهها زده بود و مگر می شد فریاد ها و موافقت های دانشجویان را خاموش کرد بعد از پاسخ شما که "این افراد بیخود میكنند . اما با این كه بی خود می كنند از ما كه با خود می كنیم چاقویشان برنده تر است."
امروز دانشجویانی در دانشگاه برای سخنرانیت آمده بودند که با گوشت و خون و پوستشان حس می کردند جمله "انشاا… بعد از من كسانی خواهند آمد كه عمل كنند و شما هم عمل آنها را خواهيد ديد".
و من شادمان از دیدن چند هزار دانشجو که سن و سالشان هم قد سه سال پیش ما بود، شاید کمتر ، شاید بیشتر ،اما نگاهش عاقل تر و پخته تر.
پی نوشت :
پاسخ صریح خاتمی به جنتی و مصباح یزدی درباره «اسلامی شدن دانشگاه» و ردصلاحیتها - نوروز گزارش تصویری از سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران - ایسنا (1)
گزارش تصویری از سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران - ایسنا (2)