پیوندهای روزانه
+ آرشیو +
خانوم "بی نظیر بوتو " نخست وزیر سابق پاکستان و یکی از معدود زنان مطرح در عرصه سیاسی جهان اسلام در یک حادثه ترور درگذشت.
خبری ساده و کوتاه و بی نهایت تآسف برانگیز،که مرگ هر انسانی که ثمره خشونت و ترور باشد تآسف برانگیز است،وجامعه جهانی یک بار دیگر در کنار هم قرار گرفته و ترور و خشونت و بنیاد گرایی را مردود دانسته و آن را ثمره جهل جامعه انسانی دانسته.
اما آنچه دارد در میان قشر روشنفکر وبلاگ نویس ایرانی بیداد می کند اینهمه مویه بر مرگ زنی است از دیار همسایه که بی تردید، باز هم تآکید می کنم بی تردید، زنیست قابل تحسین .چرا که در جامعه اسلام زده و بینهایت متحجر پاکستان توانسته تا اینجا پیش بیاید هر چند که باید جای پای پدرش ذوالفقار علی بوتو را در لحظه لحظه طی این مسیر دید.
جامعه وبلاگ نویسان بی تفاوت ایرانی نسبت به تمامی بازداشت ها و زندانهای زنان ایرانی، چنان بر سرو روی می زنند از این حادثه ترور که دچار شک می شوی نکند خون خانم بوتو رنگین تر بوده از خون تمامی زنان برابری خواه و آزادی خواه ایرانی که در بند هستند.
یکی اولین عکس های پس از ترور را رو می کند و دیگری "بی نظیر بوتو "را در مقام مقایسه با "ایندیرا گاندی" ( این ایندیرا گاندی همان ایندیرا دختر جواهر لعل نهروست که عروس گاندی بوده) قرار می دهد و دیگری از شلیک گلوله بر گلوی دمکراسی می گوید، و تآکید بسیار زیاد بر ایرانی و شیعه بودن مادر "بی نظیر بوتو " (که شده حکایت کرمانشاهی بودن برنده جایزه اسکار ادبیات)، و باز هم دیگری و دیگری و دیگری و من هر چه سرک می کشم در آرشیو نوشته هایشان نمی رسم به نامی از جلوه جواهری و مریم حسین خواه و دلارام علی و ده ها زن آزادی خواه و برابری خواه دیگر که گویا آنان هیچ کدام از تبار دمکراسی خواهان نبوده اند و دمکراسی خلاصه شده در خانم بی نظیر بوتو .
نیست هیچ نامی از جلوه و مریم و دلارام و علی و سعید و احسان و مجید و دهها آزادی خواه و برابری خواه در بند که گویا آنها ایرانی نیستند و نبوده اند ، و شاید همه سهم ما از ایرانی بودنمان بعد از مرگ است که فریاد زده می شود .
شاید این مویه کنندگان ندیده اند و نمی دیده اند و نشنیدیده اند که دلارام کتک خورده از ۲۲ خرداد هفت تیر محکوم به حبس شده یا نمی دانند جلوه جواهری را به جرم عدالت خواهی، آزادی خواهی و دمکراسی خواهی ( می بینید چه شبیه هستند به تمامی خواسته های خانم بوتو ) به حبس برده اند.
آنچه از پس این ترور سر برآورده اجماع جهانیست و تآکید دوباره بر ضرورت مبارزه با پدیده بنیادگرایی و تروریسم و ای کاش آنچه از پس این ترور در سرزمین ما سر بر می آورد تلاشی بود مضاعف و همه جانبه برای احقاق حقوق همه زندانیان اندیشه ایرانی . زندانیانی چون باقی ،جلوه جواهری، مریم حسین خواه ، سعید حبیبی ،علی کلایی و ده ها تن از دانشجویان در بند ایرانی.
اینهمه مویه بر زنی استوار و قوی ای کاش می شد تلاشی شود برای آزادی زنان استوار و جسور و قوی که در بند هستند.
پی نوشت : همچنان تاکید دارم بر همه جسارت ها و ساختارشکنی های خانم بی نظیر بوتو، همانگونه که همچنان معتقدم ای کاش کمی هم نگاه به درون داشتیم.
خبری ساده و کوتاه و بی نهایت تآسف برانگیز،که مرگ هر انسانی که ثمره خشونت و ترور باشد تآسف برانگیز است،وجامعه جهانی یک بار دیگر در کنار هم قرار گرفته و ترور و خشونت و بنیاد گرایی را مردود دانسته و آن را ثمره جهل جامعه انسانی دانسته.
اما آنچه دارد در میان قشر روشنفکر وبلاگ نویس ایرانی بیداد می کند اینهمه مویه بر مرگ زنی است از دیار همسایه که بی تردید، باز هم تآکید می کنم بی تردید، زنیست قابل تحسین .چرا که در جامعه اسلام زده و بینهایت متحجر پاکستان توانسته تا اینجا پیش بیاید هر چند که باید جای پای پدرش ذوالفقار علی بوتو را در لحظه لحظه طی این مسیر دید.
جامعه وبلاگ نویسان بی تفاوت ایرانی نسبت به تمامی بازداشت ها و زندانهای زنان ایرانی، چنان بر سرو روی می زنند از این حادثه ترور که دچار شک می شوی نکند خون خانم بوتو رنگین تر بوده از خون تمامی زنان برابری خواه و آزادی خواه ایرانی که در بند هستند.
یکی اولین عکس های پس از ترور را رو می کند و دیگری "بی نظیر بوتو "را در مقام مقایسه با "ایندیرا گاندی" ( این ایندیرا گاندی همان ایندیرا دختر جواهر لعل نهروست که عروس گاندی بوده) قرار می دهد و دیگری از شلیک گلوله بر گلوی دمکراسی می گوید، و تآکید بسیار زیاد بر ایرانی و شیعه بودن مادر "بی نظیر بوتو " (که شده حکایت کرمانشاهی بودن برنده جایزه اسکار ادبیات)، و باز هم دیگری و دیگری و دیگری و من هر چه سرک می کشم در آرشیو نوشته هایشان نمی رسم به نامی از جلوه جواهری و مریم حسین خواه و دلارام علی و ده ها زن آزادی خواه و برابری خواه دیگر که گویا آنان هیچ کدام از تبار دمکراسی خواهان نبوده اند و دمکراسی خلاصه شده در خانم بی نظیر بوتو .
نیست هیچ نامی از جلوه و مریم و دلارام و علی و سعید و احسان و مجید و دهها آزادی خواه و برابری خواه در بند که گویا آنها ایرانی نیستند و نبوده اند ، و شاید همه سهم ما از ایرانی بودنمان بعد از مرگ است که فریاد زده می شود .
شاید این مویه کنندگان ندیده اند و نمی دیده اند و نشنیدیده اند که دلارام کتک خورده از ۲۲ خرداد هفت تیر محکوم به حبس شده یا نمی دانند جلوه جواهری را به جرم عدالت خواهی، آزادی خواهی و دمکراسی خواهی ( می بینید چه شبیه هستند به تمامی خواسته های خانم بوتو ) به حبس برده اند.
آنچه از پس این ترور سر برآورده اجماع جهانیست و تآکید دوباره بر ضرورت مبارزه با پدیده بنیادگرایی و تروریسم و ای کاش آنچه از پس این ترور در سرزمین ما سر بر می آورد تلاشی بود مضاعف و همه جانبه برای احقاق حقوق همه زندانیان اندیشه ایرانی . زندانیانی چون باقی ،جلوه جواهری، مریم حسین خواه ، سعید حبیبی ،علی کلایی و ده ها تن از دانشجویان در بند ایرانی.
اینهمه مویه بر زنی استوار و قوی ای کاش می شد تلاشی شود برای آزادی زنان استوار و جسور و قوی که در بند هستند.
پی نوشت : همچنان تاکید دارم بر همه جسارت ها و ساختارشکنی های خانم بی نظیر بوتو، همانگونه که همچنان معتقدم ای کاش کمی هم نگاه به درون داشتیم.
