تبليغاتX
ميرا - دلتنگی های زمستانی


"جنگجویان واقعی به هنگام مبارزه فقط به نابود کردن دشمن فکر می کنند و تمام عواطف و احساسات انسانی را در خودشان سرکوب می کنند.
هر کس آدم کشت،باید کشته شود هرگز در مقابل دشمن پا پس نگذار و با تمام وجود بجنگ . هر کس را که در سر راهت ایستاد بکش . جنگ با تمام وجود.
حقیقتی که در قلب هنر مبارزه نهفته است. "

دلم می خواهد دوباره شمع روشن کنم، مثل همه ان روزها که خسته از همه نورها شمع ها را روشن می کردم و می نشستم وسط دنیای از شمع ها، و همیشه هم زمستانها بود که دلم شمع می خواست.

دوستی گفته دوباره کم  پیدا شده ام ،محو و کمرنگ ،و من فکر می کنم ای کاش محو شده بودم .
گاهی دلت می گیرد از همه چیز و دلت می خواهد گم شوی در میان حجم انبوهی از آدمها که برایشان مهم نیست کجایی و چه می کنی . گاهی دلت می خواهد نباشی ،نباشی و نبینی آدمهایی را که سقوط کرده اند یا می کنند و تو مجبوری بی تفاوت از کنارشان بگذری و چقدر بد که این مجبور بودن اجباریست برایت .

گاهی حجم کلمات نمی توانند همه اندوهت همه دلگیریت از آنچه هستی ،و آنچه دیگران هستند و آنچه می خواستی باشی ،و آنچه می خواستی دیگران باشند را بیان کند و این می شود که می روی در غار تنهایی و سکوت .
می روی تا یادت برود آدمها دوست هستند و دوست هستند و دوست هستند و ... بعد باز هم دوست هستند، و چه فرق بزرگیست بین آن دوستها و این دوست .
می روی تا یادت برود که همه اندوه و عذاب و خستگیت را باید انکار کنی چون نمی خواهند بشنوند.
می روی تا یادت برود ... فقط یادت برود همین و همین و همین .

می روی تا یادت برود که آدمها با غیاب هم زنده اند ، و تو چه ساده دل به غیاب آدمها بسته بودی ،چه ساده ایی تو دختر ،چه ساده.

و همه اینها هجوم می آورند و باز هجوم می آورند،و وقتی ایثار تو دیده نشده ،وقتی همه میان برزخ دست و پازدنت نادیده گرفته شده، و تو هنوز در برزخی و نمی خواهد بداند ،نمی خواهد ببیند .پس باید بروی تا رها شوی از این برزخ تنگ و تاریک.
همه اینها هجوم می آورند و آن وقت، دیگر برف زمستانی برایت معنای رقص قاصدک ها نمی دهد و شهر فقط برایت کفن پوش شده همین و همین.

باید دوباره خودت برخیزی و شمع ها را روشن کنی شمع ها را روشن کنی که هیچ اعتباری نیست به همه نورهای دیگر جهان .باید شمع ها رار روشن کنی ،که تاریکی دارد تورا و دنیا را فرا می گیرد.

پی نوشت :جملات ابتدایی پست یک ضرب المثل یا شاید هم جملات پند گون چینی هستند و با توجه به آن جملات من هیچ وقت نمی توانم مبارز خوبی یا جنگجوی خوبی باشم . من نمی توانم احساسات و عواطفم رو بکشم ... نمی توانم .

پی نوشت : آقایان دانشجویان را آزاد کنید . بس است دیگر تنبیه شدند . برادران در بند مارا آزاد کنید. علی کلایی و امیر مهرزاد و سعید حبیبی و همشان را آزاد کنید . تنبیه شدند آزادشان کنید.
| میرا | 23:23جمعه 14 دی1386 | |

درباره من

من گم شده ام
میان این همه شکل و فرم و تصویر
اسیر شده ام
میان این همه رنگ و رنگ و رنگ
و هنوز ریشه دارم میان دامنه های سرگردانی

نوشته های پیشین

  • مرداد 1388
  • تیر 1388
  • خرداد 1388
  • فروردین 1388
  • اسفند 1387
  • دی 1387
  • آذر 1387
  • آبان 1387
  • مهر 1387
  • شهریور 1387
  • مرداد 1387
  • تیر 1387
  • خرداد 1387
  • اردیبهشت 1387
  • فروردین 1387
  • اسفند 1386
  • بهمن 1386
  • دی 1386
  • آذر 1386
  • آبان 1386
  • مهر 1386
  • شهریور 1386
  • مرداد 1386
  • تیر 1386
  • آرشیو موضوعی

  • جامعه
  • شخصی
  • سیاست
  • زنان
  • حقوق بشر
  • هنرو فرهنگ
  • اقتصاد
  • دوستان

  • میرا
  • جمهور
  • مسیح
  • آنیما
  • spotlight
  • توکای مقدس
  • حمیدرضا سلیمانی
  • یک لحظه تنهایی
  • كيانوش سنجري
  • دل نوشت
  • زندان ایران
  • بهزاد باشو
  • راز نو
  • دفتر بی مخاطب
  • کسوف
  • امشاسپندان
  • تجربه های زنانه
  • وارش
  • بی بی مهتاب
  • زن نوشت
  • مسافر
  • هنوز
  • بوی خاک
  • گرگ صابونی
  • پرشین کارتون
  • کافه گودو
  • پرنده خارزار
  • روزمزگی ها
  • گفتنی ها
  • ته دیگ گفتنی ها
  • گلنسا
  • صوراسرافیل
  • عبور از راه بی نقشه
  • ققنوس
  • یار دبستانی من
  • غورباقه باز
  • پرگاس
  • تبعیدی عصبانی
  • برونکا
  • خوابگرد
  • نوای نی
  • زنده باد آزادی
  • کتابلاگ
  • قمارعاشقانه
  • نگاه بی حجاب
  • پیهن
  • آن زن
  • نیروانا
  • کلید
  • آفتابگردان عاشق
  • نگاتیو
  • حقوق بشر و فردگرایی
  • بانو وسگ ملوس
  • بدون سانسور
  • نت هشتم
  • همیشه خالی
  • نسرین
  • فصل زن
  • آش ایرونی
  • امیرهادی انواری
  • عمواروند
  • یک لیبرال دمکرات
  • به تماشای آبهای سپید
  • بند 209
  • عسل نگاشت
  • مشقهای من
  • وسوسه ایی به نام بودن
  • آزاد بهین
  • زندونی
  • گفت و گوی اصلاحی
  • اسرار نهان
  • روزنگاشت
  • جیغ و داد نو
  • یاس و داس
  • فریاد زنان
  • طبقه دوازدهم
  • ارکیده
  • هم واژه آزاد
  • صفحه سیزده
  • نصورنقی پور
  • خانوم
  • فوتو یاس
  • رها در باد
  • دل نوشته های یک روزنامه نگار
  • یادداشتهای یک خبرنگار خود خوانده
  • اتوبوس آبی
  • نوشته
  • تاریکخونه
  • آفتاب از نگاه تو میروید
  • حذفیات
  • اندیشه و احساس
  • خبرنگاران صلح
  • حضرت خضر
  • یادداشت های دکتر نعمت احمدی
  • تریبون آزاد
  • ما همه خوبیم
  • شنگرف
  • از هر دری سخنی
  • هزارو یک شب
  • یه شب مهتاب
  • قرمه سبزی
  • عمو اروند
  • ته نشین
  • ملی مذهبی
  • پوتین
  • ناگفته های انقلاب 57
  • فاژ
  • اوهام
  • دلریخته
  • باد صبا
  • فردا
  • آگراندیسمان
  • نوشته های شخصی سعید نورمحمدی
  • پی نوشت
  • زخم کهنه
  • شب غوک
  • سبك ايراني
  • روزی روزگاری باران
  • فریاد منهای سانسور
  • نگاهی به آسمان
  • جامعه مدنی
  • خانه سیاه است
  • روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم.
  • سيندخت
  • دلریخته
  • من با خودم
  • كوزه
  • زنده باد آزادی
  • آزادی نو
  • لینکها

  • روزنامه هم میهن
  • سایت خبری نوروز
  • خبرگذاری مهر
  • خبرگذاری روزنا
  • کمیته گزارشگران حقوق بشر
  • زنستان
  • تغییر برای برابری
  • کانون زنان ایران
  • میدان
  • انجمن مدافعین جامعه مدنی
  • کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
  • ایران امسال
  • خبرنامه امیرکبیر
  • سازمان دیده بان حقوق بشر
  • سازمان عفو بین الملل
  • سازمان جهانی منع شکنجه
  • خبرنت
  • لوگو


    میرا

    پاورقی


    طراح:مهدی محسنی

    POWERED BY
    BLOGFA.COM

     RSS