تبليغاتX
ميرا - برای پروین و همه جسارت های زنانه اش


پروین اردلان، برنده جایزه اولاف پالمه در سال ۲۰۰۷ شد.
جایزه‌ی معتبر بنیاد اولاف پالمه در سال ۲۰۰۷، به ژورنالیست و فعال جنبش زنان ایران، پروین اردلان اهداء شد.
پروین اردلان را باید نماینده نسلی تازه از زنانی دانست که نمی خواهند و نمی توان آنان را در پستوی خانه ها نهان کرد . پروین اردلان از ان زمره زنان است که بی پروا می خواهند،و میوه دانایی می چینند چون مادر جسورشان می شوند انسان برگزیده .

پروین را اولین بار از نوشته ها و گفته های دیگران می شناختم،از نوشته بسیار زیبا و گرم مهرانگیز کار که سال گذشته اسفند ماه پس از بازداشت های مقابل دادگاه انقلاب برای او نوشته بود می شناختم از روزهای بازداشت و زندان یاران که می رفتیم به دفتر ادوار و او بیشتر مواقع یکی از آنها بود که قرار بود برایمان حرف بزند برای نسل بعد از خود که می خواست بشنود و یاد بگیرد .تا بعدها که شد ببینمش و با او آشنا شوم.
دیدمش و او را دوباره باز شناختم و این بار این خانم اردلان نبود که می شناختم پروین بود . پروینی که شد ستاره راه ما . پروین هم او بود که دست من و بسیاری را گرفت و با آنکه می توانست قد بلند تر از ما باشد مارا کشیده و می کشد تا شاید بشویم هم قدش . پروینی که جسم بیمارش هرگز نتوانست روح بزرگ و قلب مهربانش را متوقف کند، بلکه این روح جسور بود که جسم را تا اینجا در پی خود کشانده است. پروین اردلانی را شناختم که در چهارمین دهه زندگیش روحش هنوز روح کودک بازیگوشی ست و ذهن فعال و خلاقش هنوز هم می تواند نسل بعد از خود را متعجب کند و شگفتزده .
پروین برای من تبلور حقیقی این شعر جنتی عطایست که : هر چه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد که زخم هر شکست من حضور یک جوانه شد . او سالهاست که زخم هایش را با ظرافت زیبای زنانه تبدیل به جوانه هایی کرده می رویند و روزی می شوند ثمره تلاشهای زنی بزرگتر از زمانه.

پروین اردلان  نه فقط سزاوار این جایزه که سزاوار بزرگتر از اینهاست، که گاهی جوایز برای آدمها کوچک می شوند و پروین نازنین اینگونه است .
او پروین است،ستاره ایی که همه بندها و زندانها نمی توانند ذره ایی از درخشش اش بکاهند.

آشنایی با پروین اردلان برای من سرمایه ایی عظیم شد و هست، هم او بود که در روزهای سختم حضور همدلانه اش یاریم کرد . ازپروین بسیار آموخته ام و آرزومندم بیاموزم . صدایش به من آرامش می دهد و خودش هم نمی داند روی پیغام گیر موبایلم هنوز پیغامش هست که "تماس گرفته بودی نبودم حالا من تماس گرفتم تو نیستی .کاری داشتی زنگ بزن " و نمی داند هر بار چقدر شنیدن صدایش به من آرامش می دهد هر بار که می برم و خسته ام هر بار که فکر می کنم آنچه می کنم بیهوده است به صدایش گوش می کنم و حجم همیشه مهربان صدایش به من می گوید :"نگاه کن چگونه ایستاده ام . نگاه که با همه آن فشارها و بازداشت ها هنوز هستم و می خواهم باشم."

بعضی آدمها به دنیا می آیند تا فقط از دنیا بگیرند و بعضی آدمها هستند که به دنیا می دهند و پروین اردلان از آن زنهاست که آمده تا دنیا از او بیاموزد چرا که گستره حضورش فراتر است از ذهن کوچک بسیاری از آدمهای دور و برش.

حالا پروین اردلان را بسیاری دیگر هم می شناسند بسیاری که نمی شناختند می دانند او ژورنالیست جسور جنبش زنان است که برنده جایزه اولاف پالمه شده . جنبش زنان به هم تبریک می گویند اما من می دانم که آنچه پروین به دست آورده در مقابل آنچه کرده بزرگ نیست که او لیاقت بسیار بیشتر از اینها را دارد . می دانم آنچه پروین دارد قدردانی همیشگی اعضای جنبش زنان است، از این پیشرو جنبش های اجتماعی.

پی نوشت :پروین نازنین ما من هم از اینجا صمیمانه به تو یاور و معلم و همراه اعضای جنبش و بخصوص به عنوان معلم نازنین خودم تبریک می گویم و برایت همه خوبیهای و موفقیت های دنیا را آرزو می کنم . آنچه لیاقتش را داری و می دانم روزی به دست خواهی آورد.

پی نوشت : خبر دریافت جایزه پروین سومین خبر خوب این هفته بود . آزادی علی کلایی،آزادی سعید حبیبی و حالا هم جایزه اولاف پالمه برای پروین ترین،پروین زمین .

پی نوشت : از ولنتاین متنفرم . یکی از بدترین شخصی های زندگیم مربوط می شود به ولنتاین سال ۸۰ و هر گز هیچ ولنتاینی برای من خوب نبوده و حادثه ایی خوش امد در پی نداشته و من از ولنتاین بیزارم.
| میرا | 21:46پنجشنبه 25 بهمن1386 | |

درباره من

من گم شده ام
میان این همه شکل و فرم و تصویر
اسیر شده ام
میان این همه رنگ و رنگ و رنگ
و هنوز ریشه دارم میان دامنه های سرگردانی

نوشته های پیشین

  • مرداد 1388
  • تیر 1388
  • خرداد 1388
  • فروردین 1388
  • اسفند 1387
  • دی 1387
  • آذر 1387
  • آبان 1387
  • مهر 1387
  • شهریور 1387
  • مرداد 1387
  • تیر 1387
  • خرداد 1387
  • اردیبهشت 1387
  • فروردین 1387
  • اسفند 1386
  • بهمن 1386
  • دی 1386
  • آذر 1386
  • آبان 1386
  • مهر 1386
  • شهریور 1386
  • مرداد 1386
  • تیر 1386
  • آرشیو موضوعی

  • جامعه
  • شخصی
  • سیاست
  • زنان
  • حقوق بشر
  • هنرو فرهنگ
  • اقتصاد
  • دوستان

  • میرا
  • جمهور
  • مسیح
  • آنیما
  • spotlight
  • توکای مقدس
  • حمیدرضا سلیمانی
  • یک لحظه تنهایی
  • كيانوش سنجري
  • دل نوشت
  • زندان ایران
  • بهزاد باشو
  • راز نو
  • دفتر بی مخاطب
  • کسوف
  • امشاسپندان
  • تجربه های زنانه
  • وارش
  • بی بی مهتاب
  • زن نوشت
  • مسافر
  • هنوز
  • بوی خاک
  • گرگ صابونی
  • پرشین کارتون
  • کافه گودو
  • پرنده خارزار
  • روزمزگی ها
  • گفتنی ها
  • ته دیگ گفتنی ها
  • گلنسا
  • صوراسرافیل
  • عبور از راه بی نقشه
  • ققنوس
  • یار دبستانی من
  • غورباقه باز
  • پرگاس
  • تبعیدی عصبانی
  • برونکا
  • خوابگرد
  • نوای نی
  • زنده باد آزادی
  • کتابلاگ
  • قمارعاشقانه
  • نگاه بی حجاب
  • پیهن
  • آن زن
  • نیروانا
  • کلید
  • آفتابگردان عاشق
  • نگاتیو
  • حقوق بشر و فردگرایی
  • بانو وسگ ملوس
  • بدون سانسور
  • نت هشتم
  • همیشه خالی
  • نسرین
  • فصل زن
  • آش ایرونی
  • امیرهادی انواری
  • عمواروند
  • یک لیبرال دمکرات
  • به تماشای آبهای سپید
  • بند 209
  • عسل نگاشت
  • مشقهای من
  • وسوسه ایی به نام بودن
  • آزاد بهین
  • زندونی
  • گفت و گوی اصلاحی
  • اسرار نهان
  • روزنگاشت
  • جیغ و داد نو
  • یاس و داس
  • فریاد زنان
  • طبقه دوازدهم
  • ارکیده
  • هم واژه آزاد
  • صفحه سیزده
  • نصورنقی پور
  • خانوم
  • فوتو یاس
  • رها در باد
  • دل نوشته های یک روزنامه نگار
  • یادداشتهای یک خبرنگار خود خوانده
  • اتوبوس آبی
  • نوشته
  • تاریکخونه
  • آفتاب از نگاه تو میروید
  • حذفیات
  • اندیشه و احساس
  • خبرنگاران صلح
  • حضرت خضر
  • یادداشت های دکتر نعمت احمدی
  • تریبون آزاد
  • ما همه خوبیم
  • شنگرف
  • از هر دری سخنی
  • هزارو یک شب
  • یه شب مهتاب
  • قرمه سبزی
  • عمو اروند
  • ته نشین
  • ملی مذهبی
  • پوتین
  • ناگفته های انقلاب 57
  • فاژ
  • اوهام
  • دلریخته
  • باد صبا
  • فردا
  • آگراندیسمان
  • نوشته های شخصی سعید نورمحمدی
  • پی نوشت
  • زخم کهنه
  • شب غوک
  • سبك ايراني
  • روزی روزگاری باران
  • فریاد منهای سانسور
  • نگاهی به آسمان
  • جامعه مدنی
  • خانه سیاه است
  • روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم.
  • سيندخت
  • دلریخته
  • من با خودم
  • كوزه
  • زنده باد آزادی
  • آزادی نو
  • لینکها

  • روزنامه هم میهن
  • سایت خبری نوروز
  • خبرگذاری مهر
  • خبرگذاری روزنا
  • کمیته گزارشگران حقوق بشر
  • زنستان
  • تغییر برای برابری
  • کانون زنان ایران
  • میدان
  • انجمن مدافعین جامعه مدنی
  • کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
  • ایران امسال
  • خبرنامه امیرکبیر
  • سازمان دیده بان حقوق بشر
  • سازمان عفو بین الملل
  • سازمان جهانی منع شکنجه
  • خبرنت
  • لوگو


    میرا

    پاورقی


    طراح:مهدی محسنی

    POWERED BY
    BLOGFA.COM

     RSS