پیوندهای روزانه
+ آرشیو +
برای بار چهارم وبلاگ جمهور فیلتر شد .
یکی از وبلاگهای پربیننده و خواندنی که می شد از میان سطر سطر مطالبش به مفاهیم بدیع و تازه رسید برای بار چهارم تیغ تیز فیلتر را بر حنجره خود احساس کرد،که اگر در بیرون از این محیط مجازی با بند و زندان پاسخ صداهای حقیقت گو و حق طلب را می دهند در این جا با فیلتر پنجه بر صورت وبلاگ نویس می کشند .
وبلاگ جمهور در آخرین پست خود چنین نوشته است :
برای بار چهارم وبلاگ جمهور فيلتر شد. با اينكه واقعن از اين وضعيت احساس خستگي و سر خوردگي مي كنم اما تصميم دارم دومين جديد را ثبت كنم.
به محض بازگشت به اهواز در اولين فرصت ممكن آدرس جديد را در اينجا قرار مي دهم. و همچنان تنها مي توان اميد داشت كه روزگاري بدون سانسور و تحديد آزادي از راه برسد.
مهدی محسنی نویسنده وبلاگ جمهور از آن دسته وبلاگ نویسها و ژورنالیست های خوش فکر است که در وبلاگش هیچگاه مراعات دسته و گروه خاصی را نکرده و آنچه را حق و حقیقت می دانسته با صداقت بیان کرده است .
وبلاگ جمهور پیش از این سه بار دیگر فیلتر شده بود، تا در سرزمینی که به قول رئیس دولت آزادی در آن مطلق است مهدی محسنی برای بار چهارم ناچار شود دومین خود را از جمهور به جمهوریت تغییر دهد و در حالی که از این تغییر دومین بیش از ۳ ماه نمی گذشته بار دیگر وبلاگ وی فیلتر شود.
سوال اینجاست که اگر وبلاگ نویسی خوش فکر و منطقی چون مهدی محسنی را نمی توانند تحمل کنند پس آن آزادی مطلق که رئیس دولت از آن یاد می کند کجاست؟آیا فیلتر کننده محترم!! تا به حال یک بار هم مطالب این وبلاگ را خوانده است یا به شیوه احمقانه مرسوم تنها با وجود چند کلمه در وبلاگ و بازدید بالای این وبلاگ،حکم به توقیف جمهور داده است؟
این چه امنیت روانیست که با نوشتن و گفتن از یک کلمه یا جمله برباد می رود؟یا فقط زمانی امنیت روانی و اجتماعی مختل می شود که آمار بازدید این وبلاگ بالا می رود؟
مهدی محسنی در آخرین پست قبل از فیلتر شدنش از تجاوز پدر اتریشی و نمونه های ایرانی آن یاد کرده بود،و حال باید از خود پرسید آیا در جامعه به شدت خود سانسور ایرانی نوشتن از این مورد ممنوعه تیغ سانسور را بر صورت جمهور کشیده است یا نوشته های سیاسی و بی پروای وی ؟و اگر این فیلتر بخاطر آخرین پست وی باشد، باید از خود پرسید نوشتن از یکی از دغدغه های کنشگران اجتماعی،نوشتن از یک حقیقت می تواند اینهمه آزار دهنده باشد که یک وبلاگ که صدای افکار نویسنده خود است،فیلتر شود ؟پس فیلتر کننده عزیز کمی عمیق شو شاید بدانی دیدن و لمس این واقعیت برای ده ها دختر و خانواده ایرانی چقدر می تواند دردناک باشد.
مهدی محسنی در آخرین پست وبلاگش بعد از فیلتر آرزوی روزگاری بدون سانسور و تبعید کرده است و شاید ما هم باید تنها همین آرزو را بکنیم.
پی نوشت :شاید کمترین کاری که می توانیم ما (من و شما به عنوان وبلاگ نویس) به عنوان مخاطبین وبلاگ جمهور، به عنوان کسانی که مطالبش را می خواندیم و بسیاری از مواقع با نوشته هایش همذات پنداری می کردیم نوشتن از جمهور و درخواست رفع توقیف این وبلاگ در بند باشد.
پس با هم از وبلاگ جمهور بنویسم و نه فقط رفع توقیف این وبلاگ که رفع توقیف همه وبلاگهای دربند را بخواهیم و من در همین ابتدا از همه لینک های وبلاگم برای این نوشتن دعوت می کنم. شاید که این فریادهای همصدای ما بشود فریادی برای اینکه جمهوری را رها کنید.
پی نوشت : آفتابگردان عاشق از جمهور نوشته و من چقدر نوشته اش را دوست دارم ... .
یکی از وبلاگهای پربیننده و خواندنی که می شد از میان سطر سطر مطالبش به مفاهیم بدیع و تازه رسید برای بار چهارم تیغ تیز فیلتر را بر حنجره خود احساس کرد،که اگر در بیرون از این محیط مجازی با بند و زندان پاسخ صداهای حقیقت گو و حق طلب را می دهند در این جا با فیلتر پنجه بر صورت وبلاگ نویس می کشند .
وبلاگ جمهور در آخرین پست خود چنین نوشته است :
برای بار چهارم وبلاگ جمهور فيلتر شد. با اينكه واقعن از اين وضعيت احساس خستگي و سر خوردگي مي كنم اما تصميم دارم دومين جديد را ثبت كنم.
به محض بازگشت به اهواز در اولين فرصت ممكن آدرس جديد را در اينجا قرار مي دهم. و همچنان تنها مي توان اميد داشت كه روزگاري بدون سانسور و تحديد آزادي از راه برسد.
مهدی محسنی نویسنده وبلاگ جمهور از آن دسته وبلاگ نویسها و ژورنالیست های خوش فکر است که در وبلاگش هیچگاه مراعات دسته و گروه خاصی را نکرده و آنچه را حق و حقیقت می دانسته با صداقت بیان کرده است .
وبلاگ جمهور پیش از این سه بار دیگر فیلتر شده بود، تا در سرزمینی که به قول رئیس دولت آزادی در آن مطلق است مهدی محسنی برای بار چهارم ناچار شود دومین خود را از جمهور به جمهوریت تغییر دهد و در حالی که از این تغییر دومین بیش از ۳ ماه نمی گذشته بار دیگر وبلاگ وی فیلتر شود.
سوال اینجاست که اگر وبلاگ نویسی خوش فکر و منطقی چون مهدی محسنی را نمی توانند تحمل کنند پس آن آزادی مطلق که رئیس دولت از آن یاد می کند کجاست؟آیا فیلتر کننده محترم!! تا به حال یک بار هم مطالب این وبلاگ را خوانده است یا به شیوه احمقانه مرسوم تنها با وجود چند کلمه در وبلاگ و بازدید بالای این وبلاگ،حکم به توقیف جمهور داده است؟
این چه امنیت روانیست که با نوشتن و گفتن از یک کلمه یا جمله برباد می رود؟یا فقط زمانی امنیت روانی و اجتماعی مختل می شود که آمار بازدید این وبلاگ بالا می رود؟
مهدی محسنی در آخرین پست قبل از فیلتر شدنش از تجاوز پدر اتریشی و نمونه های ایرانی آن یاد کرده بود،و حال باید از خود پرسید آیا در جامعه به شدت خود سانسور ایرانی نوشتن از این مورد ممنوعه تیغ سانسور را بر صورت جمهور کشیده است یا نوشته های سیاسی و بی پروای وی ؟و اگر این فیلتر بخاطر آخرین پست وی باشد، باید از خود پرسید نوشتن از یکی از دغدغه های کنشگران اجتماعی،نوشتن از یک حقیقت می تواند اینهمه آزار دهنده باشد که یک وبلاگ که صدای افکار نویسنده خود است،فیلتر شود ؟پس فیلتر کننده عزیز کمی عمیق شو شاید بدانی دیدن و لمس این واقعیت برای ده ها دختر و خانواده ایرانی چقدر می تواند دردناک باشد.
مهدی محسنی در آخرین پست وبلاگش بعد از فیلتر آرزوی روزگاری بدون سانسور و تبعید کرده است و شاید ما هم باید تنها همین آرزو را بکنیم.
پی نوشت :شاید کمترین کاری که می توانیم ما (من و شما به عنوان وبلاگ نویس) به عنوان مخاطبین وبلاگ جمهور، به عنوان کسانی که مطالبش را می خواندیم و بسیاری از مواقع با نوشته هایش همذات پنداری می کردیم نوشتن از جمهور و درخواست رفع توقیف این وبلاگ در بند باشد.
پس با هم از وبلاگ جمهور بنویسم و نه فقط رفع توقیف این وبلاگ که رفع توقیف همه وبلاگهای دربند را بخواهیم و من در همین ابتدا از همه لینک های وبلاگم برای این نوشتن دعوت می کنم. شاید که این فریادهای همصدای ما بشود فریادی برای اینکه جمهوری را رها کنید.
پی نوشت : آفتابگردان عاشق از جمهور نوشته و من چقدر نوشته اش را دوست دارم ... .
