پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

بعد از کلی بحث و جدل بر سر اینکه آیا برویم نمایشگاه یا نه و اصلآ می ارزد اینهمه وقت و هزینه که پارسال یک ذره هم نمی ارزید .صبح جمعه می رویم نمایشگاه با آرمین و آیدا و چقدر می ارزید و خوش گذشت البته به غیر از بخش کتاب خریدنش.
در همان ابتدای ورود به شبستان !! با انواع انتشاراتی ها مواجه شدیم که لااقل تا راهرو هفتم فقط کتاب های دینی چاپ می کردند و مذهبی. انواع کتاب های نهج البلاغه و نهج الفصاحه و حلیه المتقین و صحیفه سجادیه و ... در طرح و سایز و وزن و اندازه ها و قیمت های مختلف که اولین چیزی که به ذهن خطور می کرد بعد از دیدن اینهمه تنوع در چاپ این کتابها تنها به دلزدگی منجر می شد و نه بیشتر .
در مرحله بعد رسیدیم به انواع کتاب های ۲۰۰۲ تایی . " ۲۰۰۲شگرد برای داشتن یک قرار ملاقات " (هیچ شوخی در کار نیست این کتاب واقعآ در نمایشگاه وجود داشت)، "۲۰۰۲ایده عاشقانه " ، "۲۰۰۲ راه برای گفتن دوست دارم " و فکر می کنم دهها نمونه دیگر از این ۲۰۰۲ راه ها و کتابهای کوچک عشق،و انواع کتاب ها برای اینکه راحت همه غورباقه های جهان را قورت بدهیم و اصلآ احساس تآسف نکنیم که چطور می شود کتاب "هویت" میلان کوندرا در آخرین چاپش اینقدر باریک شده یا رمان جذاب "آنا کارنینا" چرا این همه از حجمش کاسته شده . در عوض می توانیم به احکام ورود به رستورانها یا احکام ارایشگری برسیم و بی خیال همه ادبیات غنی جهان شویم که یا چاپ نمی شوند یا با اینهمه جرح و تعدیلی که هر سال هم به آن اضافه می شود چیزی از آنها باقی نمانده است.
و چقدر تآسف بار است اینکه رسیده ایم از نمایشگاه های کتاب چند سال پیش تر به این جایگاه که پروفسور ... می آید و کتاب های احتمالآ کم ارزشش را به خورد ملت می دهد ،و تآسف انگیز است شلوغی در مقابل این غرفه ها و امثال آن است .
وقتی در سالن کودک و نوجوان غرفه ایی که چند تا پوستر بزرگ از شخصیت های کارتونی زده ،شلوغ تر می شود از انتشارات موفق و خوبی چون شباویز که تا کنون ۳ بار کتابهایش بخاطر تصویر سازی بسیار خوب و موفقش برنده یکی از معتبرترین بینال های تصویر سازی کتاب کودک دنیا ، یعنی " پلاک طلا براتیسلاوا" شده اند باید تآسف خورد برای بچه های ساده و معصومی که بخاطر ناآگاهی ها از تصویر های ناب محروم می شوند و باید دل خوش کنند به تصویرهای دست چندمی والت دیسنی با رنگ و کیفیت بد.
نمی توان تآسف نخورد از حضور بی رونق انتشارات خارجی که در فاصله سالهای ۷۷ تا ۸۳ بسیار پرشور بود و نمایشگاه را به یک نمایشگاه کتاب بین المللی تبدیل می کردند و حالا شده حسرتی بردلمان که بار دیگر در نمایشگاه بین المللی باشی و مجبور نباشی برای رسیدن به انتشاراتی مورد نظرت تمامی سالن را طی کنی و در راهروها سرگردان باشی تا برسی به انتشاراتی مورد نظر . روزهایی که هر سالنی در آن فضای سبز و دلباز با تقسم موضوعی جدا شده بود و همه چیز لذت بخش تر بود حتی بعضی بداخلاقی های مسولین.
پی نوشت : به عنوان کسی که تا حدودی کتاب کودک کار کرده ام و بخاطر رشته تحصیلیم در این نوع تصویر سازیها کمی سررشته دارم از شما می خواهم به عنوان مادر و خاله و عمه و پدر و عمو و به عنوان علاقمند به کتاب کودک، به کودکان خود رحم کنید و هر کتابی را با هر تصویر سازی بی هویتی ندهیم دست کودکانمان . انتشارات شباویز یکی از موفق ترین ها در عرصه کتاب کودک است . بگذاریم بچه هایمان تصویر سازی خوب ببینند.
پی نوشت :بلاخره رفتیم نمایشگاه کتاب و از سیب زمینی هیچ خبری نبود . احتمالآ وزیر محترم ارشاد متوجه شده بوده است که با سرانه دو دقیقه کتاب خواندن، مردم نمی روند کتاب بخوانند و بیشتر برای سیب زمینی ها می روند پس کلآ سیب زمینی ها را از نمایشگاه جمع کرده بودند.
پی نوشت : جایزه فعال ترین ها را بی تردید باید داد به گشت های ارشاد و امر به معروف و نیروهای جان بر کفشان که به شدت در این نمایشکاه مشغول دفاع از کیان مردم و جامعه بودند.
پی نوشت : فهرستی کامل از فیلم نامه ها و نمایشنامه های استاد بیضایی را خریدم ... هورا برای خودم و کتابهایم. از دیشب مثل بچه های دو ساله که دل به اسباب بازیهای تازه داده اند کتابها را چیده ام دورم و از دیدنشان لذت می برم و با خودم دعوا می کنمب ر سر اول خواندنشان.
پی نوشت : باید تشکر کنم از دوستان خوبم . آرمین و آیدا و علی و امیر حسین و مدیار عزیز و همه آنها که حضورشان روز خوبی را دریک نمایشگاه عصبانی برایم بوجود آورد.
