پیوندهای روزانه
+ آرشیو +
در ۴ شب گذشته بار دیگر بحث امنیت اجتماعی در صداو سیمای جمهوری اسلامی مطرح شد و این بار نگاه انتقادی و تند مجری سابقآ نه چندان دلچسب کوله پشتی را با خود داشت. از سویی بار دیگر در خیابانهای شهر فلک زده تهران و شاید در همه این کشور فلک زده شاهد شدت گرفتن برخورد با مصادیق بدحجابی هستیم.سردار رادان و یارانش دارند دلاورانه به همان ۱۰ درصد معروف بدحجابان نشان میدهند که به هر صورت ممکن قصد دارند آنها و مارا به بهشت بفرستند دقیقآ مثل همه آن معلمان و کارگران و دانشجویان که می خواهند به بهشت بفرستند.
حال سوال اینجاست که چگونه در حالی که سردار رادان در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود از جمعیت ۱۰ درصدی جامعه به عنوان مصادیق بدحجابی نام می برده و اکنون بعد از گذشت بیش از ۳ ما همچنان نه تنها قادر به کنترل آن ۱۰ درصد گفته شده نیستند بلکه از ابتدای مرداد طرح را گسترش داده و در مرحله جدید نیز همچنان این ۱۰ درصد جامعه مشکلی محسوب می شود برای سردار و یارانش ؟؟ از سویی دیگر چگونه است که فرمانده پليس پايتخت برای اعلام جرم اراذل و اوباش (اصلآ چنین اصطلاحی در قانون تعریف نشده است)می گوید ، اين افراد مبادرت به مثلاً تجاوز به عنف، آدمربايي، حمل مواد مخدر و دهها عمل غيرقانوني دیگر دست زده اند . اگر چنين باشدنيروي انتظامي تا کنونكجا بوده؟شاید بهتر باشد نیروی انتظامی در ابتدا از خود این پرسش را مطرح نماید که در تمام این مدت چه می کرده است ؟آیا نیروی انتظامی در آن زمان حامی مال و جان ملت نبوده است؟؟ اگر نبوده چرا و اگر بوده پس این روند رو به رشد جرم و جنایت چه معنایی دارد؟؟ شاید باید انگیزه این همه مبارزه لجام گسیخته با این اراذل و اوباش را در جایی دیگر جستجو کرد.
حقیقت این است که آنچه این روزها در سرزمینمان شاهد هستیم سرکوب و سرکوب است.دانشجویان در ۲۰۹ هستند رهبر جنبش کارگران ایران به بازداشت موقت یک ماهه (فراموش نکنید بازداشت موقت در این سرزمین معنایی متفاوت دارد از معیار جهانیش) به اوین رفته و پروانه اسانلو باید غم معیشت و همزمان بالا و پایین رفتن از پله های دادگاه را در پی همسر به بازداشت رفته اش را نیز تحمل کند و باز هم فراموش نکنید در این سرزمین که روزنامه نگاران محکوم به اعدام می شوند ، دیگر رهبر سندیکای اتوبوس رانان هم بازداشت موقت و اتهام براندازی چندان برایش عجیب نخواهد بود و باز هم عجیب نخواهد بود اتهام اقدام علیه امنیت ملی برای امیر یعقوبعلی که در زندان ۲۰ ساله شده است .این روزها در سرزمین ما دیگر فرزندان عبدالله مومنی دربند، نه برای پدرشان که برای وجدان به خواب رفته یک ملت غمنامه می نویسند . این روزها سرزمین من یکباره به صدها سال پیش تر پرت شده است ، جعفر سنگسار شده و مکرمه همچنان در معرض سنگسار است و سینا بر لبه تیغ ایستاده ... .
آری سرزمین ما این روزها اینچنین است ... .
پی نوشت : خواهر بهاره هدایت فرزند در راهش را از دست داده،این درد را کجا باید فریاد زد ؟؟
پی نوشت :دوست داشتم از حرفهای حمیدرضا و علیرضا بیشتر بنویسم اما اینجا و اینجا و اینجا بسیار زیبا نوشته بودند،بسیار زیباتر از آنچه شاید من می خواستم بنویسم .
حال سوال اینجاست که چگونه در حالی که سردار رادان در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود از جمعیت ۱۰ درصدی جامعه به عنوان مصادیق بدحجابی نام می برده و اکنون بعد از گذشت بیش از ۳ ما همچنان نه تنها قادر به کنترل آن ۱۰ درصد گفته شده نیستند بلکه از ابتدای مرداد طرح را گسترش داده و در مرحله جدید نیز همچنان این ۱۰ درصد جامعه مشکلی محسوب می شود برای سردار و یارانش ؟؟ از سویی دیگر چگونه است که فرمانده پليس پايتخت برای اعلام جرم اراذل و اوباش (اصلآ چنین اصطلاحی در قانون تعریف نشده است)می گوید ، اين افراد مبادرت به مثلاً تجاوز به عنف، آدمربايي، حمل مواد مخدر و دهها عمل غيرقانوني دیگر دست زده اند . اگر چنين باشدنيروي انتظامي تا کنونكجا بوده؟شاید بهتر باشد نیروی انتظامی در ابتدا از خود این پرسش را مطرح نماید که در تمام این مدت چه می کرده است ؟آیا نیروی انتظامی در آن زمان حامی مال و جان ملت نبوده است؟؟ اگر نبوده چرا و اگر بوده پس این روند رو به رشد جرم و جنایت چه معنایی دارد؟؟ شاید باید انگیزه این همه مبارزه لجام گسیخته با این اراذل و اوباش را در جایی دیگر جستجو کرد.
حقیقت این است که آنچه این روزها در سرزمینمان شاهد هستیم سرکوب و سرکوب است.دانشجویان در ۲۰۹ هستند رهبر جنبش کارگران ایران به بازداشت موقت یک ماهه (فراموش نکنید بازداشت موقت در این سرزمین معنایی متفاوت دارد از معیار جهانیش) به اوین رفته و پروانه اسانلو باید غم معیشت و همزمان بالا و پایین رفتن از پله های دادگاه را در پی همسر به بازداشت رفته اش را نیز تحمل کند و باز هم فراموش نکنید در این سرزمین که روزنامه نگاران محکوم به اعدام می شوند ، دیگر رهبر سندیکای اتوبوس رانان هم بازداشت موقت و اتهام براندازی چندان برایش عجیب نخواهد بود و باز هم عجیب نخواهد بود اتهام اقدام علیه امنیت ملی برای امیر یعقوبعلی که در زندان ۲۰ ساله شده است .این روزها در سرزمین ما دیگر فرزندان عبدالله مومنی دربند، نه برای پدرشان که برای وجدان به خواب رفته یک ملت غمنامه می نویسند . این روزها سرزمین من یکباره به صدها سال پیش تر پرت شده است ، جعفر سنگسار شده و مکرمه همچنان در معرض سنگسار است و سینا بر لبه تیغ ایستاده ... .
آری سرزمین ما این روزها اینچنین است ... .
پی نوشت : خواهر بهاره هدایت فرزند در راهش را از دست داده،این درد را کجا باید فریاد زد ؟؟
پی نوشت :دوست داشتم از حرفهای حمیدرضا و علیرضا بیشتر بنویسم اما اینجا و اینجا و اینجا بسیار زیبا نوشته بودند،بسیار زیباتر از آنچه شاید من می خواستم بنویسم .
