پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

حالا می توانم تنهایی ام را
این گلدان پیچک هزار گره را
از گوشه ی تاریک و نمور طاقچه بردارم
بگذارمش کنار پنجره
تا با آب و آفتاب و نسیم
جلا پیدا کند
تا جایی که گل بدهد و شب ها بپیچد به دور ماه
پی نوشت :آدمهای روزگارمان جای چیزی در صورتشان تهی شده ، گویا همگی مسخ شده اند ،چنان که گویا کتاب "مسخ"را فرانس کافکا از آدمهای این روزگار سرزمین من نوشته است و شاید هم صورتک زده اند چون صورتک های کتاب "میرا".
پی نوشت : محبوبه کی از زندان به در خواهد شد ، بیش از ۴۰ روز گذشته از بازداشت محبوبه در اوین . آقایان محبوبه را بازداشت کردید با عطر محبوبه که در همه کوچه های شهر پیچیده چه خواهید کرد ؟؟
پی نوشت : مرا از من ربوده ایی، حالا کجایی؟؟؟
پی نوشت :شعر بالا از " حمیدرضا سلیمانی " بود، شاعر جوانی که خیلی دوستش دارم.
