
گيرم که دستنوشتههای قبيلهی ما را
حريق ندانستن بلعيده باشد
با سرود "پيشمرگان" پای گاهواره چه خواهی کرد؟
دوست گرانقدر خبرنگارم زنگ می زند و من خوشحال از تماسش از میانه پیغام گیر را قطع می کنم و تلفن را برمی دارم و منتظر شنیدن خبرهای جدید هستم که می شنوم
یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس و فعال مدنی اعدام شد.
شوکه می شوم، نه از دیدن این چنین وقاحتی از آنان که تاب توان شنیدن صدای چکاوک ها را ندارند بلکه از این همه بی خبری و نا آگاهی ما که از یاد برده بودیم حرمت های انسانی را، از یاد بردیم این جان ها که بر سر دار می رود بی بها نیست .
اعدام یک فعال مدنی در ۱۰۲ سالگی مشروطه، در ۱۴ مردادی که قرار بود همه آرزوهای بر باد رفته یک نسل را برایشان تداعی گر باشد ،چه معنایی دارد غیر از دهن کجی آشکار به حقوق انسانی ؟؟؟ آنجا که هنوز صوراصرافیل ها و ملک امتکلمین ها بر دار می کنند به جرم آزادی خواهی عدالت خواهی ؟؟؟
یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار زاهدانی بود که سرپرستی روزنامه مردم سالاری در استان سیستان و بلوچستان را به عهده داشت. او دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت” بود. انجمنی که سال ۸۱ با مجوز رسمی و دولتی از سوی سازمان ملی جوانان شروع به کار کر.اتهام یعقوب مهرنهاد محاربه عنوان شد و ارتباط با گروه جنداله . او اصلا چرا و چگونه دستگیر شد؟ آیا اینکه گفته و نوشته اند دستگیری او به جلسه پرسش و پاسخی که انجمن جوانان صدای عدالت در استان برگزار کرده و مسوولان را به چالش کشیده بود بر می گردد؟
و حالا همه این حرف ها اینکه یعقوب مهرنهاد که بود و چه کرد و به چه جرمی بر سر دار رقصید چه اهمیتی دارد حالا که او دیگر نفس نمی کشد و تمام وبلاگستان در خواب بود از یک سال و نیم زندان او . وبلاگستان خواب بود و نمی دانست او شبانگاه سه شنبه بر دار خواهد شد که اینجا سرزمین عجیبی است و تا بوده حلاج ها بر سر دار رقص سماع آخرش را کرده اند.
حالا نمی دانم یعقوب مهرنهاد واقعآ چه کرده بوده که مستحق اعدام بوده باشد، اما آنچه به خوبی و روشنی می دانم این است که وی در هیچ کدام از دادگاه ها چه بدوی و چه تجدید نظر وکیل نداشته است.
حالا می دانم به خانواده اش گفته بودند اطلاع رسانی نکنید و حالا می دانم و از این دانستن خجالت زده ام که او یک سال و نیم در زندان بوده و ما نمی دانستیم.
وبلاگستان همه در خواب بوده اند و حالا به حرمت قلمی که امروز بردار رفته است برای یک هفته نام وبلاگ های خود را تغییر خواهیم داد و وبلاگ هایمان را سیاهپوش قلم و حرمت انسانی او می کنیم که امروز " برای آزادی بر دار رقصید" .
پی نوشت : به یاد یعقوب مهرنهاد و به پیشنهاد دوستی گرامی نام وبلاگ های خود را برای یک هفته تغییر می دهیم :"به یاد یعقوب مهرنهاد ـ او که برای آزادی بر دار رقصید " .
پی نوشت:
آنان که تا کنون از یعقوب مهرنهاد نوشته اند :
بوی خاک ـ
یعقوب مهرنهاد اولین وبلاگنویس ایرانی شد كه به خاطر بیان عقایدش و فعالیتهای مسالمتجویانهاش به طناب دار سپرده شد.
جمهور ـ آنک قصابان بر گذرگاه منتظرند
مهجاد ـ یاد آر زشمع مرده یاد آر
نقطه سر خط ـ آقای قاضی مگر تقویم نداشتی
وبلاگ کسروی ـ آنکه آهسته در خیابان گام بر می دارد خبر هولناک را نشنیده است.
كمانگیر ـ این ادم دیگر نفس نمی کشد
بهزاد مهرانی ـ بنای مهر نهید
آفتابگردان عاشق ـ باز هم یک انسان کشته شد قاتل انسان است
سبک ایرانی ـ به یاد یعقوب مهرنهاد
پی نوشت : کسی به این پرسش پاسخ دهد که یک محارب و تروریست برای چه باید با نام واقعی فعالیت مدنی داشته باشد با نمایندگان مجلس دیدار کند و با نماینده استان به بازدید برود ؟؟؟کسی به این پرسش پاسخ بدهد که یقوب مهرنهاد برای چه سعی در اصلاح و آموزش جامعه اش داشته ؟؟
آیا نمایندگانی مجلسی که با وی دیدار داشته اند نمی دانستند او چه می کند؟؟
پی نوشت : آقایان از ۱۶ سرباز گروگان گرفته شده تنها ۱۰ تا باقی مانده اند به جای این فرافکنی ها برای جان شهروندانتان ارزش قائل شوید . این گروهک تروریستی را از مرزها برانید و سربازان در بند را نجات دهید . خواست عمومی این است نه اعدام یک فعال مدنی ... .
| میرا |
23:42سه شنبه 15 مرداد1387
| |
گيرم که دستنوشتههای قبيلهی ما را
حريق ندانستن بلعيده باشد
با سرود "پيشمرگان" پای گاهواره چه خواهی کرد؟
دوست گرانقدر خبرنگارم زنگ می زند و من خوشحال از تماسش از میانه پیغام گیر را قطع می کنم و تلفن را برمی دارم و منتظر شنیدن خبرهای جدید هستم که می شنوم یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس و فعال مدنی اعدام شد.
شوکه می شوم، نه از دیدن این چنین وقاحتی از آنان که تاب توان شنیدن صدای چکاوک ها را ندارند بلکه از این همه بی خبری و نا آگاهی ما که از یاد برده بودیم حرمت های انسانی را، از یاد بردیم این جان ها که بر سر دار می رود بی بها نیست .
اعدام یک فعال مدنی در ۱۰۲ سالگی مشروطه، در ۱۴ مردادی که قرار بود همه آرزوهای بر باد رفته یک نسل را برایشان تداعی گر باشد ،چه معنایی دارد غیر از دهن کجی آشکار به حقوق انسانی ؟؟؟ آنجا که هنوز صوراصرافیل ها و ملک امتکلمین ها بر دار می کنند به جرم آزادی خواهی عدالت خواهی ؟؟؟
یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار زاهدانی بود که سرپرستی روزنامه مردم سالاری در استان سیستان و بلوچستان را به عهده داشت. او دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت” بود. انجمنی که سال ۸۱ با مجوز رسمی و دولتی از سوی سازمان ملی جوانان شروع به کار کر.اتهام یعقوب مهرنهاد محاربه عنوان شد و ارتباط با گروه جنداله . او اصلا چرا و چگونه دستگیر شد؟ آیا اینکه گفته و نوشته اند دستگیری او به جلسه پرسش و پاسخی که انجمن جوانان صدای عدالت در استان برگزار کرده و مسوولان را به چالش کشیده بود بر می گردد؟
و حالا همه این حرف ها اینکه یعقوب مهرنهاد که بود و چه کرد و به چه جرمی بر سر دار رقصید چه اهمیتی دارد حالا که او دیگر نفس نمی کشد و تمام وبلاگستان در خواب بود از یک سال و نیم زندان او . وبلاگستان خواب بود و نمی دانست او شبانگاه سه شنبه بر دار خواهد شد که اینجا سرزمین عجیبی است و تا بوده حلاج ها بر سر دار رقص سماع آخرش را کرده اند.
حالا نمی دانم یعقوب مهرنهاد واقعآ چه کرده بوده که مستحق اعدام بوده باشد، اما آنچه به خوبی و روشنی می دانم این است که وی در هیچ کدام از دادگاه ها چه بدوی و چه تجدید نظر وکیل نداشته است.
حالا می دانم به خانواده اش گفته بودند اطلاع رسانی نکنید و حالا می دانم و از این دانستن خجالت زده ام که او یک سال و نیم در زندان بوده و ما نمی دانستیم.
وبلاگستان همه در خواب بوده اند و حالا به حرمت قلمی که امروز بردار رفته است برای یک هفته نام وبلاگ های خود را تغییر خواهیم داد و وبلاگ هایمان را سیاهپوش قلم و حرمت انسانی او می کنیم که امروز " برای آزادی بر دار رقصید" .
پی نوشت : به یاد یعقوب مهرنهاد و به پیشنهاد دوستی گرامی نام وبلاگ های خود را برای یک هفته تغییر می دهیم :"به یاد یعقوب مهرنهاد ـ او که برای آزادی بر دار رقصید " .
پی نوشت:
آنان که تا کنون از یعقوب مهرنهاد نوشته اند :
بوی خاک ـ یعقوب مهرنهاد اولین وبلاگنویس ایرانی شد كه به خاطر بیان عقایدش و فعالیتهای مسالمتجویانهاش به طناب دار سپرده شد.
جمهور ـ آنک قصابان بر گذرگاه منتظرند
مهجاد ـ یاد آر زشمع مرده یاد آر
نقطه سر خط ـ آقای قاضی مگر تقویم نداشتی
وبلاگ کسروی ـ آنکه آهسته در خیابان گام بر می دارد خبر هولناک را نشنیده است.
كمانگیر ـ این ادم دیگر نفس نمی کشد
بهزاد مهرانی ـ بنای مهر نهید
آفتابگردان عاشق ـ باز هم یک انسان کشته شد قاتل انسان است