پیوندهای روزانه
+ آرشیو +

هموطنان من از کلیه امکانات اولیه رفاه محرومند. سطح زندگی آنان شاید در کل جهان در یکی از پایین ترین مراتب قرار داشته باشد. بزرگترین دارای طبیعی ما نفت است . این دارایی باید منشآ تولید کار و غذا برای جمعیت ایران باشد. بهره برداری صحیحی از آن باید به صنعت ملی ما مبدل گردد و در آمد حاصل از آن صرف بهبود شرایط زندگی شود ... اگر ما همچنان مجبور به تحمل شرایطی شویم که دذر ان ایرانی ها فقط نقش کارگران یدی در میادین نفتی مسجد سلیمان و آقاجری و کرمانشاه و پالایشگاه آبادان ایفا می نمایند و استثمارگران خارجی هماند قبل تقریبآ بر تمام درآمد نفت چنگ بیاندازندملت ایران تا ابد در فقر و فاقه به سر خواهند برد.به این دلیل بود که پارلمان ایران ـیعنی مجلس شورا و سناـ به اتفاق آرا به ملی کردن صنعت نفت رآی داد."(۱)
امروز ۲۸ مرداد است روز مرگ آرزوهای یک ملت . روزی که نهال آرزوهای یک ملت که داشت جوانه می زد به بار ننشسته خاکستر شد.
کودتایی که سالها بعد دولت ایالات متحده تآیید کرد در آن دست داشته است همه آرزوها و رویاها و باورهای یک ملت را برباد داد.
رویارویی دکتر مصدق با بریتانیا در آغاز دهه ۳۰ خورشیدی موضوع تازهای نبود. سال ۱۳۰۲، در دوره تصدی وزارت امورخارجه در کابینه مشیرالدوله نیز، مصدق با آنچه بریتانیا "منافع" خود در ایران میدانست، به مخالفت پرداخته بود. بلافاصله پس از مشیرالدوله، رضاخان سردار سپه (بعداً: رضاشاه) به نخست وزیری رسید و مصدق از قدرت فاصله گرفت.
ظهور مجدد و مؤثر مصدق در عرصه سیاست ایران تنها پس از اشغال کشور و برکناری رضا شاه از سلطنت ممکن شد. در اولین انتخابات پس از رضا شاه (دوره چهاردهم مجلس شورای ملی)، مصدق بیشترین رأی را در تهران کسب کرد و با تلاش او طرحی در مجلس تصویب شد که به دولت اجازه نمیداد در حین اشغال در مورد نفت با خارجیها مذاکره کند. یکی از نقاط مهم حیات سیاسی مصدق انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بود که تقلبهای گسترده در آن، برخی ملی گرایان و مخالفان دربار را بیش از پیش به هم نزدیک کرد. جبهه ملی نیز به کمک معترضانی چون محمد مصدق، حسین مکی و مظفر بقایی تأسیس شد که ورودشان به مجلس شانزدهم (در دور دوم انتخابات) راه را برای تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت هموار کرد و سرانجام به رهبری مصدق، ملی سازی نفت ایران از طرح به قانون بدل شد. جوّ میهن پرستی و بیگانه ستیزی در ایران بالا گرفته بود و ترور نخست وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم آرا به دست "فدائیان اسلام" زنگ خطر دیگری بود هم برای شاه، هم برای کسانی که "خائن" و "مزدور بیگانه" نامیده میشدند. حسین علاء هم که به جای نخست وزیر مقتول، رزم آرا نشست، چارهای جز برخاستن زود هنگام و سپردن کرسی وزارت به مصدق نیافت.
دغدغه و برنامه اصلی دولت مصدق به اجرا درآوردن قانون "ملی شدن صنعت نفت" بود.
و هم او بود که در سمت نخست وزیر ایران تصویرش بر جلد مجله تایم قرار گرفت و مرد سال تایم شد.
هم او بود که بدون اینکه پاهایش را در سازمان ملل عریان کند و یا هاله نور ببیند و به هزار روش متوسل شود، صدای ایران را برای اولین بار منطقی و متین به دنیا برساند .
هم او بود که زمان خروج از سازمان ملل زمانی که با نماینده بریتانیا دست داد و فردا روز که عکس هایشان در روزنامه چاپ شد قدی بلند و سری برافراشته داشت با لبخندی برگوشه لب و در مقابل "جپ"ـ نماینده انگلیسی ها ـ به وضوح آشفته و پریشان بود .
دولت بریتانیا از ایران به شورای امنیت شکایت کرد. شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان بین المللی در لاهه ارجاع کرد. دکتر مصدق دادگاه بینالمللی را برای رسیدگی به این مسئله که امری مربوط به حق حاکمیت ایران بود ندانست. دیوان نیز بالاخره به عدم صلاحیت خود رای داد. بدین ترتیب بریتانیا و شرکت نفت که نتوانستند از مجراهای قانونی بینالمللی با ملی شدن نفت ایران مقابله کنند به اقدام در ایران پرداختند. مخالفان مصدق در ایران را متشکل و هماهنگ کردند وبا صرف پول چهرههائی را که در آغاز نهضت ملی شدن نفت با مصدق همراه بودند، به مقابله با او کشاندند. هدف بریتانیا و شرکت نفت برکناری مصدق به صورتی دنیا پسند واز طریق مجلس و افزایش فشار داخلی بود.
دکتر مصدق توانست در مقابل این فشارها نیز مقاومت کند. با رفراندم و انحلال مجلس دیگر معلوم بود که بریتانیا باید دست از اقدامات قانونی بردارد و رو در رو مصدق را ساقط کند و در همین میانه بود که چرچیل به قدرت بازگشت و دوباره نخست وزیر شد.
و چرچیل خوب می دانست باید حفظ ظاهری قانونی کرد و با همراه کردن شاه، دستخطهائی از او برای عزل دکتر مصدق و نصب سپهبد زاهدی به نخستوزیری گرفتند. در ۲۵ مرداد دکتر مصدق که صدور فرمان عزل را خلاف روح قانون اساسی و حکومت مشروطه میدانست از قبول آن سرباز زد. در ۲۸ مرداد حرکت هماهنگی که سازمانهای اطلاعاتی بریتانیاو امریکا طرح کرده بودند آغاز شد.
و این شد که عربده های زنده باد یک شبه مرده باد شدند، و مصدق که یارانش را به خانه ها فراخواند ، در عوض فاحشه ها و لکاته ها و قمه کشان به خیابان ها ریختند و دولت قانونی مصدق را که می توانست نماد عدالت خواهی و آزادی خواهی یک ملت باشد ساقط کردند و رادیو بی بی سی در نیمه شب اعلام نکرد اکنون نیمه شب است اعلام کرد اکنون "دقیقآ نیمه شب است" و این اعلام رمزی بود به شاه فراری.
نتیجه آن شد که ۲۴ سال بعد نه مصدقی بود تا دمکراسی را در این سرزمین بلا زده نهادینه کند و نه آرامشی بود در ذهن این مردمان مصیبت زده و طومار حکومت شاهنشاهی در هم پیچیده شد و سفارت امریکا به تصرف در آمد تا آمریکاییها بدانند انچه بر سرشان آمد نتیحه مقابله انان با دولت قانونی ایران بود.
"استیون کینزر "در کتاب همه مردان شاه به خوبی این روند را تو ضیح می دهد روندی که حکومت شاه را به سراشیبی سقوط انداخت و آنچه امریکاییها کردند و تاوانی سخت که پرداختند و باید می پرداختند.
۱: قسمتی از متن سخنرانی دکتر مصدق در سازمان ملل متحد.
پی نوشت : نمی توان و نباید اشتباهات تاریخی دکتر مصدق را نادیده گرفت همانگونه که نباید به بهانه این اشتباهات تمامی آنچه کرد برای اعتلای ایران و ایرانی از یاد برد.نمی توان و نباید قلب عاشقش را که برای این مردم و سرزمین می تپید انکار کرد.
پی نوشت : به راستی چه شد آن مردمان که آمدند به خیابان ها و شعار آزادی و رهایی دادند ؟؟ آنان که ۲۵ مرداد را به روز شکست کودتا چیان تبدیل کرده بودند؟؟
پی نوشت : آیت الله کاشانی برايم در مدرسه همان بود كه صنعت نفت را ملي كرد و زیاد از او می گفتند هر چند همان روز ها هم به نظرم جایی از قضیه مشکل داشت اما حالا به خوبی و روشنی و وضوح می دانم و دیده ام عکس هایش را که به استقبال شاه فراری آمده بوده پای پله های فرودگاه.
